مویه در بقیع

  1.کاروان به آستانه مدینه رسیده است؛ شتران محزون و غم آهنگ گام برمی دارند.با هر گام, داغ تازه می شود؛ زخم می شکفد, آه فواره می زند و قافله ی دیروز, بی کاروان سالار, بی سردار, با خاکستر یادهای شعله ور پس از چهل منزل سوگ و درد و داغ, به شهریادها و خاطره ها می رسد. به اشارت امام سجاد(ع) بشیر پیشتر می رود تا اندوه تلخ غارت بهار را در کنار روضه رسول خدا(ص) مرثیه کند.

ای اهل مدینه در مدینه نمانید که مدینه بی حسین, شوکت و شکوه و صفا ندارد. چشم ها را بگشایید و چشمه ساران اشک جاری کنید.

2.دستانی توانا و قامتی رشید, دستی کودکی آراسته و زیبا در دست, با دیگر دست صفوف مردم را می شکافد.پیش می آید و پیش می آید. مقابل بشیر می ایستد. نگاه بشیر از اشک متلاطم است.اندوه در خطوط چهره اش تموج دارد. سر فرومی افکند و به سر انگشت جاده ی را نشان می دهد که سجاد(ع) و زینب مسافر آن هستند.

3.قامت بلند زن خم می شود.می افتد و بر می خیزد.کودک نیز به سمت صحرا می دود. در پی او همه شیون کنان می دوند. به زینب می رسد. قامت خمیده, تکیده, شکسته, سایه ی از دیروز, باچهل منزل بغض ناشکفته در گلو, در آغوش ام البنین بی قرار می شود.

ـ عزیزم دخترم زینب, نشناختمت. سفر به دو فصل نرسیده است. از دیروز مدینه تا امروز دو فصل, هجران تو را شکستم و تاب آوردم.

زینب با من بگو قصه ی رفتن را, آمدن را, چه زخم های بر دستهایت نشسته است! امتداد کبودای دست هایت به کجا می رسد؟ به بازوانت؟ به شانه هایت؟ مثل کبودای بازوان مادرت زهراست...؟

4.دخترم زینب! عبیدالله را آورده ام؛ به پیشواز بابایش عباس. می بینی چشم های معصوم او چگونه در جستجوی پدر می چرخد؟ زینب عزیزم, فرزندانم کجایند؟ عبدالله کجاست؟ جعفر کجاست؟ عثمان کجاست؟ عباسم چه شد؟ زینب زانو زد. دوباره شکست. دست بر پهلو گرفت. آه کشید.گداخت. سوخت. نشست. چنگ در خاک زد. سر به زانو گرفت و انفجار گریه صحرا را پر کرد. دمی برخاست. دست بر سر عبیدالله کشید. چشمانش را بوسید. در آغوشش گرفت. شانه هایش می لرزید. دست ام البنین را فشرد. با آه و اندوه و سوز گفت:

ـ مادرم ام البنین برویم, در بقیع قصه برادرم عباس را خواهم گفت.

5.ام البنین عبیدالله را بر شانه گرفت. زینب ضجه زد. سکینه آه کشید.یاد لحظه ی افتاد که ام البنین عبیدالله را برشانه گرفته بود تا به لبهای عباس برساند و پدر فرزند را در آخرین لحظه, به آخرین بوسه وداع بنوازد.

به بقیع رسید. نشست, شکست. آن قامت رشید, کم کم افول کرد. گداخته تراز شمع آب شد و شعله ور تر از خیمه ها خاکستر.

ـ عزیزم زینب! از کربلا بگو, از عباس, نه نه از عباس نگو.ا زجعفر و عبدالله و عثمان نگو از حسین بگو. از حسین, از حسین...

6.نبودی مادر. ایستاده بودم بر تل زینبیه. تماشاگر میدانی که که پاره پاره ی ستارگانش ظلمت زمین را می شکست. لاله لاله می کشفت. خورشید خورشید از مطلع خاک می دمید. حسین مانده بود و عباس. خورشید بود و مهتاب. تشنه کامان حرم بی تاب بودند و دشمنان بی تاب تر؛ بی تاب قساوت و جنایت.

ام البنین مادرم! کودکان آب آب نمی گفتند. تمنای عمو بود و سرزنش مدام که ای کاش آب نمی گفتیم.یک جرعه نگاه عمو کافی بود. تا همه عطش ها را بشکند. همه تشنه کامی ها را پاسخ باشد. ساقی در کنار علقمه, سر بر زانوی مادرم زهرا(س) داشت. دستهایش به تیر نیرنگ و غدر جدا شد. مشک در آغوشش, مثل فواره خون عباس بر خاک چکید. تیر در چشم و عمود بر سر, حسین(ع) را فریاد زد.

7. مادر, تاب نمی آورم گفتن را.

پس از عباس, هلهله دشمن بود و اندوه بی کسی حسین و حرم. من شهادت حسین را پیش از شهادت دیدم. عباس نقطه پایان کربلا بود. پایان حسین, پایان من و پایان سوسوی امیدی که خیمه ها را به ضیافت آرامش و سکون می برد.

خوب شد نبودی مادر تا چشمهای مهتابت را دوچشمه ی خون نبینی. تا دستهای افتاده بر خاک را نظاره نکنی. خوب شد نبودی ...

8.بقیع در خود شکست.خاک بر فرق ها می نشست. شیون بر می خاست. زینب شانه های ام البنین را می نواخت. ام کلثوم دستش را گرفت. عاتکه, صفیه, سکینه, ام هانی, رمله, و اسما یاریش کردند تا برخیزد. صدای شیون ها آرام شد. همه مبهوت در جستجوی مرثیه خوان بودند. زینب برخاست؛ با صدای گم شده در گریه فریاد زد:« صدای مادرم زهراست؛ گریه ی او آشناست» و دیگر بار بقیع آتش گرفت. ام البنین بر خاک افتاد. صدای در گوشش پیچید: السلام علی ولدی العباس.این صدا برای هیچ کس به اندازه زینب آشنا نبود.

خلاصه شده از کتاب سیب و عطش, محمدرضا سنگری.

فرارسیدن اربعین شهیدان کربلا و قیام مقدس عاشورا بر تمامی عاشقان و دلدادگان نهضت حسینی و بر شما دوستان تسلیت باد!

شکایت مردم بامیان: قمیت برق در دیگر ولایات فی کیلوات1.5افغانی, در بامیان16افغانی است.

بر اساس گزارش پایگاه خبری ـ تحلیلی افغان نیوز از بامیان, مرذم بامیان از گرانی قیمت برق در شهر بامیان شکایت دارند. هم اکنون بیش از یکهزارکيلو وات برق سولری (آفتابی) در شهر باميان و اطراف آن توزيع گرديده، اما مردم از قیمت گزاف آن شکایت دارند.

سال گذشته کار نصب پايه ها و لين دوانى برق آفتابى با هزینه ١٥ ميلیون دالر از کمک تيم بازسازى ولايتى(PRT ) نیوزيلاند در بامیان آغاز گرديد.

اين برق از سه ماه بدينسو از طريق چند استيشن به منازل مسکونى و دکانها جریان پيدا کرده است.در هر یک از این استیشن ها جنراتور نیز فعال گردیده و در صورتى که برق آفتابی به اثر ابری بودن هوا جریان پیدا نکند از برق جنراتور استفاده میگردد.این برق فعلاً برای مشترکین در حال توزیع است.

اما شهروندان بامیان،قیمت برق را گزاف خوانده و خواستار پايين آمدن آن از دولت هستند.

غلام سخی یکی از شهريان بامیان می گوید: برق مسکونی فی کیلووات ١٦ افغانی است در حالیکه در دیگر ولایات یک ونیم افغانی می باشد .

وی افزود باوجودى که برق کابل از ترکمنستان تمديد يافته، اما قیمتش پایین است و برق بامیان از آفتاب خود بامیان است، اما با قیمت گزاف بالای مردم به فروش می رسد .

حیدر علی احمدی عضو شوراى ولایتی بامیان مي گويد: آنها موضوع قيمت بودن برق را بارها در جلسات اداری ولایت مطرح نموده، اما به نتیجۀ نهايی نرسيده اند.

وی علاوه کرد که ابتدا قیمت برق مسکونی٤٠ افغانی بود ، ولى با پافشاری شوراى ولایتی به ١٦ افغانی رسید واین هم برای مردم بسیار سنگین است .

احمدی گفت شورای ولایتی همیشه در پیشنهادات خود مطرح کرده که بامیان ظرفیت برق آبی را در همه مناطق خود دارد وباید بند برق های آبی ساخته شود.

لوی پاسوال غلام علی وحدت والی بامیان مي گويد: در مورد قیمت برق مسوولین برشنا گفته اند که اداره محلی همراه با شوراى ولایتی باميان در بارۀ قیمت برق تصمیم بگیرند.

وی افزود که قیمت برق زیاد است،اما استدلالى که مسوولین برق دارند این است که برق آفتابى استهلاک زیاد دارد و از همين جهت کيلو وات آن قيمت است.

انجنير مرتضی ریيس برق بامیان مي گويد: برق آفتابى استهلاک سامان آلات دارد واگر قیمت کمتر از این محاسبه شود در سالهای آینده برق بی بودجه خواهد ماند ووسایل استهلاک شده خریداری نمی شود.

وی گفت که تا هنوز آنها برای ٩٠٠ خانواده برق شبانه روزی توزیع کرده اند وتا سه هزار خانواده ظرفیت موجود است تا برای شان برق توزیع گردد.

رييس برق باميان علاوه کرد که براى حدود ٤٠٠ دکان نيز برق آفتابى توزيع گرديده است.

اما مردم مي گويند: حدود ١٠ هزار خانواده و دکان در شهر و اطراف آن وجود دارد و نه تنها که برق گران است، بلکه ظرفيت برق دادن به تمام دکان ها و خانواده ها را ندارد و هنوز هم تعداد زياد خانواده ها از هريکين استفاده مى کنند.

در سالهاى گذشته، بخاطر نبود برق چندبار تظاهرات صورت گرفته ومردم يک هريکين بزرگ را در چوک باميان در اعتراض به بى برقى نصب نموده اند که اين چوک بنام هريکين ياد ميشود.مردم يک هريکين را به رسم تحفه به محمد اسماعیل وزیر سابق انرژی وآب نيز فرستاده بودند.

این تظاهرات باعث شد که تیم بازسازی ولایتی نیوزيلاند(زيلاند جديد) که امسال باميان را ترک نموده، ضرورت های اولیه مردم را درک کرده وبه دنبال آن طرح برق آفتابی را تطبیق نمايد که با جریان این برق بازهم مردم از قیمت گزاف آن شکايت دارند.

کار تمديد برق آفتابی در ماه ميزان سال گذشته توسط محمد کریم خلیلی معاون دوم ریيس جمهور در شهر باميان افتتاح شد که در مجموع ١٢٥٠ دستگاه سولر نصب گرديده و کار لين دوانى آن به منازل و دکانها جريان دارد.

به بهانه ی جشن فراغت جمع از دانشجویان دانشگاه بامیان

1. چند سالی است که هر از گاهی شاهد فراغت جمع از عزیزان ما در دانشگاه بامیان هستیم. بر اساس گزارش ها از بامیان دیروز نیز تعداد360تن از دانشجویان دختر و پسر این دانشگاه مراسم فارغ التحصیلی شان را جشن گرفتند.خوشحال از این که دیگر از خاک بامیان برای دفن اجساد کشته شدگان  استفاده نمی شوند و امروز در این سرزمین, بهار جوان و دانش قد علم کرده است. با این هم, نباید فراموش کرد که سنگ بنایی اولیه ی این دانشگاه, در واقع از استخوانهای عزیزان ,و آب و گِل آن از گوشت و خون جوانان و دلیرمردانی هست که در بدترین شرائط ممکن از مرزهای بامیان و هزارجات به دفاع بر خواستند و از تأسیس این دانشگاه پاسداری و حمایت نمودند. آنان که دیروز سلاح به دست گرفتند تا فرصت قلم زدن امروز را برای جوانان ما به وجود آورند.

یقیناً اگر دانشگاه بامیان در دوران مقاومت تأسیس نشده بود, امروز مردم ما برای جشن فراغت عزیزان شان به تخار, قندوز و پروان یا جلال آباد, کنر و لغمان می رفتند و یا هم شاید اصلا شاهد چنین شکوه و عظمت برای فرزندان شان نبودند؛ چنان که در تاریخ گذشته ی خویش شاهد نبودیم. گرچه گفته اند که جنگ در ذات خویش همیشه مذموم و نامقدس است و آثاری جز ویرانگری ندارد, اما برای دوران مقاومت اگر هیچ آثار خیری قائل نباشیم , حداقل همین یک اثر را باید قدر بدانیم.

2.   علم و دانش مرز نمی شناسد؛ فراغت از یک مقطع تحصیلی به معنای محدودیت در قدرت و امکانات دولت است؛ نه به معنای محدودیت در قدرت اراده, نه مرز برای تفکر و اندیشه, نه حد معین از خدمت برای کشور, جامعه و هم نوعان انسان. همه باید بدانیم و میدانیم که قبولي در كنكور، ورود به دانشگاه, فراغت از يك مقطع تحصیلی در عین حال که پیمودن یک گام به سوی موفقيت است, اما هیچکدام در زندگی هدف نيست و نباید هدف قرار گیرد؛ بلكه هدف رشد علمی و اعتلاي فرهنگي کشور و جبران عقب ماندگي هاي تاریخی جامعه, و مقصد کم کردن فاصله با قافله ی تمدن بشری و درنهایت تأمین یک زندگی سعادتمند و انسانی است.

3. وقت ما هرروز شاهد نوآوري هاي علمي، رشد تکنولوژی و فناورهاي جدید و ثبت اختراعات ناشی از تحقیقات و پژوهش در دانشگاه هاي جهان, حتی کشورهای همسایه و پیرامون خود هستیم, اما می بنیم که دردانشگاه هاي کشور ما تحقيق وپژوهش که محور توسعه ی علمی هر کشور است, در حد بسیار ابتداي آن هنوز برای دانشجویان و خیلی از استادان ما نامفهوم و ناشناخته است, تاچه رسد به عرضه ی پژوهش و تحقیقات با رویکرد علمي و استانداردهای جهانی،در صورت تداوم این روند هیچ چشم انداز روشن را فراروی دانشگاه ها و افق جدیدی را فراروی دانشجویان کشور نمی توان دید.

4. به امید روز که دانشگاه های ما به دور از سایه تعصب و تبعیض, تبدیل به محیط علمی و مکان برای اعتلای فرهنگی کشور گردیده و دانشجویان ما با کوله باری از دانش وارد عرصه خدمت به جامعه گردد.

با این همه فراغت جمع از دوستان و عزیزان در دانشگاه بامیان, نويد بخش فرداي روشن و آهنگ حرکت به سوی یک زندگي سعادت مند خواهد بود. این جشن فراغت برای عزیزان, خانواده های شان و جامعه ی علمی کشور مبارکباد!


به یاد" بابه علی یار"؛ مرد که همواره مدافع راستین و سنگردار امین مردمش بود

این روزها مصادف است با سالروز در گذشت مجاهد مرد از خطة خونرنگ بامیان, مرد که عمری را با صداقت, شجاعت, غیرت, ساده زیستی و نیک نامی زیست و نامی نیک از خود به یادگار گذاشت.

عکس برگرفته شده ازسایت وحدت

  بابه علی یار, به حق از چهره های نامدار جهاد و مقاومت مردم سربلند ماست و در تاریخ حیات سیاسی و مبارزات عدالتخواهی مردم ما جایگاه برازنده و شایسته ای دارد.

نام بابه علی یاردر اذهان مردم ما تداعی کننده ای روزهای سخت جهاد, مقاومت ، پایمردی, و تصویر او نماد از شجاعت, غیرت, صداقت و فداکاری خواهد بود.

نام نیک بابه علی یار از نخستین روزهای جهاد و مبارزات ملت مسلمان افغانستان، در ردیف پیشگامان جهاد، و فرماندهان نامدار و نام آشنای وطن قرارگرفت واو از برجسته ترین فاتحان فتح بامیان، درسال ۱۳۶7از نزد حکومت کمونیستی, استوار ترین و در خشان ترین چهره مقاومت در فتح بامیان، درسال ۱۳۷۴از نزد دولت نام نهاد ربانی بود.

هرگز از یاد نمی بریم روزهای سخت و لحظه های دشوار پس ازسقوط بامیان، به دست نیروهای مسعود و عقب نشینی رهبران و نیروهای حزب وحدت تا یکه ولنگ را. روزهای که نیروهای مسعود سرمست از پیروزی های غرب کابل, با اردوی منظم, با روحیه عالی, با بهره مندی از تمامی تجهیزات جنگی مانند توب, تانک و بمب افگن فاتحانه به پیش می تاخت؛ شهیدان, شیبرتو, قرغنه تو و دشتهای خم نیل را یکی پس از دیگری به سرعت پشت سر می گذاشتند. روزهای که نیروهای دولت ربانی در نزدیکی های" نیک"مرکز یکه ولنگ اردو زده, برای فتح "نیک" و تسخیر هزارجات لحظه شماری می کردند. روزهای که تاب مقاومت تمام شده بود و دیگر نفس ها کم کم به شماره افتاده بود، نیک مثل مرکز بامیان کم کم در حال تخلیه بود؛ درآن روزگار،"بابه علی یار"در زادگاه و قرارگاه خودش "نیطاق"حضور داشت. استادخلیلی پس از استقرار در"یکه ولنگ" بلافاصله به سراغ بابه علی یار رفت, از او استمداد طلبید. علی یار کربلای نیز, بدون کمترین ادعا و یا خواهش و تمنا، با محاسن سفیدش، به سوی سنگرهای درهم ریخته و صفوف درهم شکسته ی نیروهای حزب وحدت درمنطقه ای "خم نیل"شتافت.

بی شک تجربه ی حضور این پیر باتدبیر قوت قلب مجاهدان, تکیه گاهی رزمندگان و الهام بخش فتح و پیروزی برای مردمان ما بود.

با حضور بابه علی یار اولین ضربات کوبنده در قریه ی"کوی کینک"در نزدیکی "نیک"، بر نیروهای مسعود وارد آمد و ماشین جنگی آنها در همان نقطه از کار افتاد؛ و این نقطه ای آغازین شکست نیروهای مسعود و ربانی در بامیان بود. پس ازآن سنگرهای دشمن یکی پس از دیگری درهم ریخت, نیروهای حزب وحدت در یک شبانه روز تا منطقه"خواجه علی" و "سرخک حصار", قرارگاهی همیشگی بابه علی یار در دوران جهاد رسید. پس ازآن نیز این بابه "علی یار"بود که باتجربیات جنگی، درایت وکفایت خویش در جمع فرماندهان و نیروهای حزب وحدت، در زیر سنگین ترین ضربات دشمن مقاومت نمود, تا اینکه سرانجام پس از چندماه جنگ سخت و طاقت فرسا, نه تنها بامیان را نجات بخشید بلکه نیروهای مسعود را تا منطقه ی کتارخاک در ولایت پروان به عقب راند و تمامی تجهیزات آنها را به غنیمت گرفت و حزب وحدت دارای تجهیزات جنگی مثل توب و تانگ گردید.

به پاس فداکاری ها ی بابه علی یار،در اولین مراسم ریژه نیروهای مسلح حزب وحدت در بامیان در زمستان سال ۱۳۷۴رهبری حزب او را در کنار خود داشت و در حضور هزارن نفر، به محاسن سفید او بوسه زد ودر میان فرماندهان حزب, او را شایسته ی لقب"سترجنرالی" دانست.گرچه همه کسانی که او را به خوبی می شناختند، میدانستندکه بابه علی یار پایبند القاب و عناوین این چنین نبود.

پس ازآن روزها نام بابه "علی یار "همواره درخاطره ها همراه بود با جهاد, مقاومت،شجاعت، صداقت ونیک نامی وازخودگذشتگی، واو حقیقتا سنگردار امین و سپر مطئمن بود برای مردمش.

اینک چند سالی بیش نیست که جای "بابه علی یار"پس از عمری جهاد و مقاومت, در میان مردم ما خالی است. شاید در این روزگار و این همه گیرودار, دیگر خاطرات روزهای تلخ و شیرین بامیان, یکه ولنگ و مردمانش، سابقه فداکاری بابه علی یار و همرزمانش، از ذهن و ضمیر رهبران جهاد ومقاومت و همسنگرانش، کم کم از میان رفته باشند؛ اما نقطه نقطه ای خاک یکه ولنگ و بامیان، تمامی کوه ها و دره های خواجه علی، سرخدر، قرغنه تو و شهیدان، تمامی قله های شیبر, شیخ علی و پروان، تا دشتهای بلخ, مزار و سمنگان یادآور روزهای حماسه ی حضور غرور آفرین وگام های استوار آن فرزند صدیق و افتخارآفرین وطن خواهد بود.

بابه علی یار مرد که تا آخرین روزهای عمرش از پا ننشست, تا زمان که مقاومت وپیروزی را به سرانجام نرسانید لحظه ی آرام نگرفت. به راستی که او همواره مدافع راستین وسنگردار امین مردمش بود, و مردم نیز تا زمان که نام از جهاد و مقاومت باقیست, یاد آن بابای قوم را هرگز فراموش نخواهدکرد.

نام نیک بابه علی یار جاودان, روحش شاد وعلی یارش باد!

با حضور بیش از پنج هزار داوطلب،امتحان کانکور در باميان اخذ گرديد

 بر اساس گزارش  دفتر مقام ولایت بامیان لوی پاسوال غلام علی وحدت والی بامیان در آغاز امتحانات کانکور خطاب به داوطلبان شمولیت در این امتحان گفت: کسانی که خوب درس خوانده اند و زحمت کشیده اند امروز محصول زحمات و تلاش هایشان را خوب و کسانی که کمتر زحمت کشیده اند نیز نتیجه ی آن را مشاهده می کنند.
مقام ولایت ضمن تقدیر از وزارت محترم تحصیلات عالی و هیئتی که امروز جهت اخذ امتحانات به بامیان آمده اند، از داوطلبان امتحانات کانکور خواست تا با ذهن آرام و دقت این مرحله حساس و مهم را موفقانه سپری نمایند.

مقام ولایت برای تمام شرکت کنندگان کانکور آرزوی موفقیت کرد.
امتحانات کانکور امسال در بامیان با حضور 5156 داوطلب که 1752 نفر شان را دختران تشکیل می دهند برگزار شده است.

بر اساس گزارش خبرگزاری پژواک از بامیان, امتحان از سوى ٣٠ تن از استادان اعزامی وزارت تحصیلات عالی و بیش از ١٠٠ تن استادان پوهنتون بامیان امتحان اخذ گردید.

عبدالباقی حمید ريیس هیات اخذ امتحان کانکور که از کابل به باميان آمده بود، در گفتگو با آژانس خبرى پژواک از شفافيت در روند اخذ اطمينان داد و گفت که ٧٠٠ تن از داوطلبان کانکور متفرقه نيز در اين امتحان شرکت داشتند.

حميد افزود که، امتحان در پنج مرکز اخذ گرديد و جلو تمامی نقل دهی ونقل گیری توسط هیات گرفته شد و امتحان بدون کدام مشکلی پایان یافت.
غلام علی وحدت والی بامیان به خبر نگاران گفت که آنان تمامى اقدامات لازم را براى تامين امنيت محل امتحان و برگزارى شفاف روند امتحان کانکور روى دست گرفته بودند.
وی افزود مردم بامیان علاقه مند تحصیل و تعلیم مى باشند و از همين رو، تمام فارغان لیسه ها در امتحان کانکور شرکت ورزيدند.
 
روند امتحان کانکور امسال در چند روز قبل از ولایت نیمروز آغاز گردیده است و قرار است تا اواسط ماه حوت سال جاری به پایان برسد.
طبق آمار وزارت تحصیلات عالی، قرار است امسال بيش از ٢٥٠ هزار تن در امتحان کانکور در سراسر کشور اشتراک ورزند.
عبدالعظيم نوربخش سخنگوی وزارت تحصیلات عالی به پژواک گفت قرار است در ٣٤ ولایت کشور در ٣٨ حوزه امتحان کانکور اخذ شود، که از مناطق صعب العبور و سرد سیر آغاز گردید.
به اساس معلومات موصوف، امسال ٥٥ هزار تن در پوهنتون ها و موسسات تحصيلات و ٦٠ هزار در موسسات تحصيلى نيمه عالى جذب مى شوند.
نوربخش مى گويد که هزاران تن ديگر به موسسات تحصيلات عالى خصوصى نيز معرفى مى شوند.

فیصله شد تاجواز تلویزیون حضوصی ژوندون گرفته شود

بر اساس گزارش خبر گزاری رشد کمیسیون اموردینی، فرهنگی، معارف وتحصیلات عالی مشرانو جرگه فیصله کرد تا جواز تلویزیون خصوصی ژوندون ازسوی وزارت اطلاعات وفرهنگ گرفته شود.
به گزارش خبرگزاری رشد، آژانس باختر به نقل از خبرنامه دفتر مطبوعاتی مشرانوجرگه خبرداد ، درنشست اعضای این کمیسیون که به ریاست سناتور مولوی محمود دانشجو دیروز برگزارگردید، پیرامون چگونگی نشرات تلویزیون های خصوصی خاصتأ تلویزیون ژوندون انتقاد گردید وگفته شد که تلویزیون ژوندون با پخش برنامه های تصویری، خبری کوی ، شهر ناپرسان، میزگرد ومصاحبه اختلافات قومی را دامن زده که مفاد آن جز تفرقه وازهم پاشی چیز دیگری نمی باشد .
دراین نشست قرار بر آن شد، از سوی وزارت اطلاعات وفرهنگ جواز تلویزیون ژوندون گرفته شود تا دیگران برنامه های شان را مطابق باعرف وقوانین نافذه کشورعیار سازند . 

هم چنین بر اساس گزارش بی بی سی آقای کرزی در کنفرانس ملی 'توسعه شاهراه سالنگ برای ۵۰ سال آینده ' سخن می‌گفت، بیان داشت: 'می‌بینیم که بعضی وقت‌ها، بعضی رسانه‌‌های ما، نه همه شان، بعضی تلویزیونهای ما، بعضی اخبار(روزنامه) های ما، عمدا کوشش دارند که وحدت ملی ما را تخریب کنند، قوم و قوم بازی، زبان و زبان بازی راه اندازند، اگرچه هیچ اثری بر ملت افغانستان نمی‌کند.

او افزود که 'وظیفه خود می‌دانیم آنهایی‌که از سر تعصب و وابستگی به خارج از کشور، وحدت ملی افغانستان را تخریب می‌کنند در مقابل شان بایستیم و با تمام قوت، قانون در مورد این افراد تطبیق شود.'

آقای کرزی گفت'توهین به هر فرد افغان توهین به مردم این کشور است. آنانیکه ملت افغانستان را توهین می‌کنند، زبانی را توهین می‌کنند و تعصب را ترویج می‌کنند، نماینده‌ افغانستان نیستند، بلکه نماینده درماندگی و تعصب خود هستند.'

او از رسانه‌ها خواست که "به ملت احترام کنید و با تقویت وحدت ملی زبانها را احترام کنید و زبان فارسی و پشتو را با هم مخلوط کنید چیزی که من در ۱۲ سال گذشته کردم."

چند روز پیش موضوع درج هویت قومی در شناسنامه‌های شهروندان افغان به سنای این کشور رفت و در داخل سنا هم بحث در این مورد میان نمایندگان جنجال برانگیز شد.

همچنین یکی از تلویزیون‌های خصوصی بنام ژوندون در میزگردی که موضوع آن بحث در مورد ذکر هویت قومی در شناسنامه بود برگزار کرد و یکی از مهمانان این برنامه(جنرال طاقت) اظهاراتی داشت که توهین علیه اقوام غیر پشتون در افغانستان تلقی شد.

این اظهارات واکنش گسترده‌ای شبکه‌های اجتماعی را برانگیخت و تبدیل به بحث‌ها و مشاجرات جدی قومی در شبکه های اجتماعی از جمله در فیسبوک شد.

آقای کرزی با انتقاد ازرسانه‌ها گفت که ' شما دربرابر نیروهای خارجی از ترس چیزی گفته نمی‌توانید. آنان را توصیف می‌کنید ولی آبادی شما و عواید (درآمد) شما از مردم و از وحدت ملی این خاک است که اگر نباشد یکی از شماها یک ثانیه در کابل نمی‌توانید تاب بیاورید.'

ظرفیت شفاخانه بامیان!

چند روز پیش وزارت صحت عامه افغانستان آماری داد از خونهای اهدای مردم نوع دوست افغانستان در ماه محرم سال جاری که در مجموع, 1.6 میلیون سی سی خون دربانک خون سیدالشهداء(ع), جمع آوری شده است.

با آن که بامیان در خیلی از اقدامات و فرهنگ سازی های از این دست باید نسبت به سایر ولایات پیشگام باشد؛ اما جایگاه بامیانی ها در این امر انسانی و خدا پسندانه, در میان سایر ولایات کشور قابل تأمل است؛ آن هم نه در مقیاس با ولایات مثل کابل, هرات, بلخ و سایر ولایات پر جمعیت کشور, بلکه در مقایسه با ولایتهای چون بادغیس, سرپل, نخار, فاریاب و پکتیا و... که بامیان پس از بدخشان, در جایگاه آخر قرار دارد.

بنابر ارقام رسمی بانک خون مرکزی امام حسین، درکابل 761500 سی سی، بلخ 250000 سی سی، كندز 36000 سی سی، بادغيس 16000 سی سی، بغلان 27500 سی سی، تخار 11500 سی سی، جوزجان 21000 سی سی، سرپل 33500 سی سی، هلمند58500، هرات 330000 سی سی، باميان 7500 سی سی، فارياب 10000 سی سی، بدخشان 500 سی سی،پكتيا 29500 سی سی خون در ایام عاشورای سال روان اهدا گردید که مجموعاً به 1593000 سی سی خون بالغ میگردد.

من در صفحه فیسبوکم این موضوع را در میان گذاشتم و به عنوان پرسش مطرح کردم, که آیا بامیانی ها نخواسته اند خون شان در رگهای دیگران تزریق شوند یا صحت عامه ی بامیان کوتاهی کرده اند؟

در پاسخ بیشتر دوستان از جمله عزیزان مثل آقای عبدالرحمن احمدی سخنگوی ولایت بامیان, حجت الاسلام بابه محسنی سخنگوی شورای علما, آقای سلیمان احمدی عضو فعال جامعه مدنی و دیگر دوستان توضیح داده اند که روز عاشورا مردم بامیان در مسجد رهبر شهید در صف طویل منتظر اهدای خون بوده اند, اما صحت عامه بامیان گفته اند که ظرفیت برای نگهداری خونهای اهدای را ندارند و از مردم شماره تلفن گرفته اند که در موقع ضرورت, با آنان تماس خواهند گرفت.

پیش از این بارها دوستان در شبکه های اجتماعی و نیز خبرگزاریها از وضعیت نا بسامان شفاخانه بامیان نوشته اند. حال نیز, با این وضعیت باید نگران بود که شفاخانه بامیان, به عنوان تنها شفاخانه ی ولایتی این ولایت, تنها ظرفیتی در حد نگهداری 7500سی سی خون داشته باشد باید نگران بود.اگر روزی خدای ناکرده یک حادثه پیش بینی ناشده ی جمعی مانند زلزله, تصادف جمعی, حملات انتحاری و یا حوادث مشابه از این دست اتفاق بیفتد و به یکیاره ضرورت به خونهای بیشتری پیدا شود, آنگاه باید مسئولان به دنبال شماره ی افراد بگردند که چه کسی ثبت نام کرده بودند, یا منتظر باشند که از ولایتهای دیگر, خون رسانی صورت بگیرد. به این می گوید عذر بدتر از گناه یا اهمیت ندادن به جان مردم.

گرچه موضوع اهدایی خون یک موضوع کوچک است, اما همین موضوع کوچک وبی اهمیت نشان دهنده ظرفیت پایین صحت عامه بامیان است. امیدواریم مسئولان و مدیران بامیان,از جمله جناب وحدت والی تازه نفس بامیان, فکری به حال این شفاخانه ی بی سر و سامان بکند.

اگر زبان پشتو می دانید و حوصله دارید, گوش کنید

برای شنیدن صحبت چهل و چهار دقیقه ی وحید مژده تحلیل گر امور سیاسی طالبان با یکی از سران طالبان در پاکستان اینجاکلیک نمایید!

تلویزیون خصوصی یک بخشی از این گفتگو تیلفونی را شام روزپنجشنبه در سرویس خبری پشتو اش نشر کرده است.

چند روز پیش دوکتور رنگین دادفراسپنتا مشاور امنیت ملی ریاست جمهوری افغانستان درمجلس نماینده گان، درباره ی گفتگوی فردی با سران طالبان سخن گفت.

هرچند آقای اسپنتا در مورد هویت و نام این فردجزیات نداد، اما گفت اگر دولت خواسته باشد هویت وی را فاش خواهد کرد و باید این فرد به جرم خیانت ملی به پنجه قانون سپرده شود.

 وحیدمژده در دوران رژیم طالبان کارمند وزارت امورخارجه بود و پس از آن در بحث های رسانه یی همواره از موضع این گروه دفاع می کرد. منیع:خامه پرس