همزمان با بهار طبیعت, بهار تعلیم و تربیت نیز در افغانستان آغاز گردید. زنگ مکاتب, که در واقع زنگ بیداری جامعه است, امروز(3/1/1396) توسط استاد سرور دانش به صدا در آمد. معاون رئیس جمهور در صحبتهای خود, به برخی از چالشها فراروی معارف افغانستان, به خوبی اشاره کرد؛ اما من می خواهم به یک مشکل اساسی و مغفول دیگر اشاره کنم, که توجه بدان نقش مؤثری در رشد دانش آموزان دارد.
همه می دانیم که علیرغم سرازیر شدن امکانات و سیع و صرف میلیاردها دلار در بخش معارف, سیستم آموزشی افغانستان هنوز کهنه, فرسوده و فاقد کارای لازم است. در بسیاری از مکاتب متُد درسی با شیوه های سنتی انجام می گیرد.کتابهای درسی از استانداردهای لازم برخوردار نیست.بسیاری از معلمان غیر مسلکی و خود, فاقد مهارت و تواناییهای لازم اند. بسیاری از دانش آموزان با پایان دورۀ متوسطه, هنوز قادر به قرائت درست یک متن نیستند, وتوانایی نوشتن یک جملۀ کامل را ندارند. بگذریم از اینکه برخی اساتید دانشگاه نیز متأسفانه چنین اند, که بازهم ریشه در نابسامانی دوران مکتب و مدرسه دارد.
یکی از چالشهای اساسی معارف و مکاتب افغانستان, عدم ارتباط خانواده و مدرسه و عدم پیوند والدین دانش آموز با مربیان و معلمان است.
امروزه در نظام های آموزشی دیگر کشورها, موقع ثبت نام فرزندان در مکاتب, تمام مشخصات منزل, مشخصات والدین, تعداد افراد خانوار, سطح سواد افراد خانواده, میزان اقتصاد و درآمد خانواده, وضعیت سلامت خانوادۀ دانش آموز, راه های ارتباط میان مکتب و خانواده و...در پروندۀ دانش آموز ثبت می شود. در صورت غیبت دانش آموز, ضعف درسی دانش آموز در تمامی مضامین یا در یکی از مضامین, رفتارهای نابهنجار و مشکلات تربیتی دانش آموز, مشکلات جسمی دانش آموز و...بلافاصله به خانواده اطلاع داده می شود. علاوه بر آن، در طول یکسال تحصیلی چندین جلسۀ آموزشی برای والدین دانش آموز, با حضور کارشناسان تربیتی, آموزشی و متخصصان روانشناسی برگذار می شود. حضور والدین در این جلسات الزامی شمرده می شود. اگر دانش آموز به هر دلیلی, ولو یک روز هم نمی تواند به مکتب برود, باید به مدیران مکتب و معلمان اطلاع داده شود.اگر دانش آموز مریض است, باید گواهی از دکتر ارائه شود. هر موقع کتاب جدید, چاپ می شود, از والدین خواسته می شود تا نقایص آن را به دست اندرکاران گوشزد کنند. برخی موقع از والدین نظر سنجی صورت می گیرد. در موقع ضرورت, از والدین خواسته می شود, به مکتب کمک مالی کنند.در انتهای دورۀ تحصیلی متوسطه به والدین دانش آموزش مشورت می دهد, که با توجه به نمرات ثبت شده، فرزند شما در فلان رشته دانشگاهی موفق خواهد شد.
اما در افغانستان, میان والدین, معلمان و مدیران مکاتب هیچگونه ارتباطی وجود ندارد.بسیاری از والدین در طول دورۀ تحصیل دانش آموز, درب مکتب را باز نمی کنند و روی معلم و مدیر را نمی بینند, از وضع تحصیلی فرزندانشان کوچکترین آگاهی ندارند. بسیاری اوقات اتفاق افتاده که فرزندان چندین ماه یا در طول یک سمیستر به مکتب نرفته اند, اصلاً در صنف حاضر نبوده اند, ولی والدین هیچ اطلاعی از غیبت فرزندان شان نداشته اند.تنها در آخر سال, یا موقع دادن کارنامۀ امتحان, مطلع می شوند, که فرزندش اصلاً مدرسه نرفته است. بی توجهی به این امر سبب می شود, که دانش آموز تا آخر دورۀ تحصیل با مشکلات تحصیلی دست و پنجه نرم کند, آن وقت یا با درس و بحث خداحافظی کند, یا بازهم از طریق واسطه و شفاعت مشکل را حل کند, که بازهم تنها صورت مسأله پاک شده اما مشکل درسی دانش آموز تا آخر ادامه خواهد یافت.
از سوی دیگر, همه می دانیم که هر گونه تغییر, تحول و توسعۀ اجتماعی در یک کشور, بایستی از مکتب و مدرسه آغاز گردد. مکتب و مدرسه محل تربیت و پرورش استعدادها و منبع تهیۀ نیروی انسانی کارآ در جامعه است. وقتی سیستم آموزشی, خود معیوب و فاسد باشد, انتظار تغییر اجتماعی, دولت کارآمد و سیستم سالم و پاسخگو, انتظار نابجا و غیر عقلانی است.
بنابر این, یکی از راه حل مؤثر مشکل معارف, همکاری مداوم و ارتباط مؤثر میان والدین دانش آموز و معلمان و مدیران مکتب است.
امیدوارم که روزی خانواده, دست اندرکاران معارف, معلمان و مدیران مکاتب, به این مهم توجه کنند, تا شاهد رشد سرمایه های انسانی سالم و مؤثر در جامعه باشیم.