پرواز خونین

روز سی ام اسد، یاد آور خاطره ی تلخ سانحه هوای بامیان و عروج غمبار تنی چند از بهترین شخصیتهای سیاسی و ملی کشور است.
پس از دوبار تهاجم طالبان در مزار شریف و نقش بی بدیل مردم ما در دفاع از این شهر و نیز, شکست پی هم طالبان در جبهه های مختلف غوربند, سیاخاک و غزنی, حزب وحدت اسلامی در مزار و بامیان در اوج اقتدار قرار داشت. آن روزگار, مزارشریف به عنوان پایتخت دولت استاد ربانی تعیین شده بود.اعضای جبهه متحد پس از چندین روز جلسه در مزار شریف, برای اولین بار توانستند روی یک کابینه ای فرا قومی به توافق برسند و بخش از قدرت دولت ربانی به هزاره ها و ازبک ها واگذار شود. در این کابینه عبدالرحیم غفورزی از پشتونهابه عنوان نخست وزیر, استاد محقق از هزاره ها به عنوان وزیر داخله, احمدشاه مسعود به عنوان وزیر دفاع و جنرال ملک از ازبک ها به عنوان وزیر خارجه تعیین گردیدند. اعضای هیئت, برای تصمیم گیری نهایی ورایزنی بیشتر, عازم بامیان گردیده بود تا تشکیل دولت, با مشورت استادخلیلی به سر انجام برسد.تشکیل این کابینه امیدهای تازه را ایجاد کرده بود که با سرنوشتی غمباری دچار گردید. با سانحه هوایی بامیان، امیدهای تازه نیزبرباد رفت.
این حادثه را خوب به یاد دارم. بعد از ظهر روزی 30اسد سال 1376با جمع از دوستانم، در حیاط مسجد «تی بوتی» که آن روزگار به نام «حوزه رهبرشهید» نامیده می شد, نشسته بودیم، هواپیمای در فضای بامیان ظاهر شد،لحظه ی نگذشت، که صدای مهیبی از میدان هوای بلند شد,گرد و خاک در هوا برخاست. با جمع از دوستان با پای پیاده به سمت میدان هوایی دویدیم, به سرعت خودمان را به سرآسیاب رساندیم، وقت ازمیان خانه های «سرآسیاب» به سوی میدان عبور کردیم، دیدیم که موترهای زیاد در خط اصلی میدان هوای در رفت و آمدند, جلو تر رفتیم، دیدیم که هواپیما از خط رنوی خارج, و به پایین خط سقوط کرده است.شخصیتهای زیادی از مسئولین حزب و اعضای شورای مرکزی دور لاشه هواپیما جمعند. مسئولین در واقع به استقبال هیئت آمده بودند.وقتی داخل انبوهی جمعیت شدیم کم کم سروصداها از هر سو به گوش می رسید که تعداد از اعضای شورای مرکزی داخل هواپیما بوده اند. چند دقیقه نگذشته بود گفته شد آقایان سجادی عضو شورای عالی نظارت حزب وحدت، حاج عبدالحسین مقصودی رئیس کمیته سیاسی و
عضو شورای مرکزی و سیدیزدان شناس هاشمی مسئول کمیته نظامی و قوماندان قول اردوی حزب وحدت، همراه دکتر عبدالرحیم غفورزی نخست وزیر، عزیزمراد سخنگوی ربانی، کریم زارع, دانشیار و جمعی دیگر ازشخصیتها جان شان را از دست داده اند. جنازه ها را منتقل کردند به مسجد تولواره, فردای آن هر کدام را به زادگاه شان.
سجادی, هاشمی و مقصودی شخصیتهای فرزانه ی که هر کدام شان استوانه های محکم این مردم بودند؛ درسختی ها باری را از روی دوش مردم شان بر می داشتند. حاج عبدالحسین مقصودی انبوه از تجربیات سیاسی را با خود به همراه داشت. سید یزدان شناش هاشمی قوماندان قول اردوی حزب وحدت,دانش نظامی، تکنیک و مهارت خویش را در دوران مقاومت غرب کابل به اثبات رسانیده بود. شهید سجادی یار وفادار رهبر شهید،مرد اندیشه و قلم، زبان و بیان و مرد علم و حلم بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یادشان گرامی باد!

شکست دولت افغانستان در نبرد اطلاعاتی

همزمان با پیشرفت صنعت ارتباطات و تکنولوژی اطلاعات, مفاهیم چون: «نبرد مجازی», «جنگ نرم», «عملیات سایبری», «نبرد اطلاعاتی», سبک نوین از نبردها را در بین کشورها و مجموعه های متخاصم ارئه می دهد.مجموعه این مفاهیم بیانگر این حقیقت است که نبردها امروزه بیش از آن که نظامی باشد اطلاعاتی است؛ و بیش از آن که سخت افزاری باشد جنبه نرم افزاری دارد. امروزه برخی کشورها نبرد اطلاعاتی را در دکترین امنیت ملی خود, در ردیف نبرد هسته ای قلمداد می کند؛ و این به خاطر گسترش ابزار اطلاعات, وسعت ابعاد و پیامدهای زیانبار آن است.
«جنگ اطلاعاتی طبقه یا مجموعه ای از تکنیک‌ها شامل جمع‌آوری، انتقال، حفاظت، ممانعت از دسترسی، ایجاد اغتشاش و افت کیفیت در اطلاعات است که از طریق آن یکی از طرفین درگیر بر دشمنان خود به مزیتی چشمگیر دست یافته و آن را حفظ می‌کند.»(1) امروزه بدون استثناء تمامی دولت ها حداکثر توجه و سرمایه گذاری دفاعی و امنیتی شان روی کشف قابلیت ها, اهداف و ارتقاء ابزار اطلاعات, متمرکز است. اهمیت نبرد اطلاعاتی بدان جهت است که سرمایه گذاری و پیشرفت در این عرصه, هزینه مالی و انسانی را در سایر بخش ها کاهش می دهد؛ و از تلف شدن منابع مالی و بشری در عرصه های دیگر, جلوگیری می کند.
قرائن و شواهد نشان دهنده این حقیقت است که دولت افغانستان در بخش اطلاعانی و نبرد امنیتی نیز, مانند سایر بخشها و حوزه ها, کمترین پیشرفتی نداشته است.بیشترین تعداد افراد نظامی و غیر نظامی که در افغانستان کشته می شوند, عمده دلیل آن ضعف عملکرد سیستم اطلاعاتی دولت است.
شاهد روشن این ادعا, کیفیت پخش خبر مرگ ملا عمر و شک و تردید دولت افغانستان در این ماجرا بود. با گذشت دوسال از مرگ ملاعمر, دولت افغانستان هنوز از زمان مرگ, علت مرگ, و مکان دفن او اطلاعات لازم را نداشته است؛ و ارگ زمان بر صحت این خبر مهر تأیید زد که تمامی رسانه ها از آن گزارش دادند.حوادث مشابه در گذشته نیز وجود داشته است, که دولت افغانستان از آن بی خبر بوده است. ماجرای صلح افغانستان با طالبان و مذاکره نمایندگان شورای صلح با نمایندگان ملاعمر فرضی, خوشحالی و تقدیر رئیس جمهور از رویکرد ملاعمر به صلح , مضحک, حقارت آمیز, ناامید کننده است. مرگ ملاعمر بیش از هر مسأله دیگر, رسوایی اطلاعاتی برای دولت افغانستان محسوب می شود؛ ضمن اینکه این حادثه و حوادث مشابه نشان دهنده این واقعیت است که دولت افغانستان, کاملا در چنگال استخبارات کشورهای خارجی اسیر، و سیستم امنیتی و دستگاه عریض و طویل اداره امنیت ملی افغانستان, در نبرد استخباراتی بین افغانستان و همسایگان از جمله پاکستان, و بین دولت و مخالفان شان, کاملا فلج و از کار افتاده است.
تا زمانی که ضعف عملکرد دستگاه امنیتی در نبرد اطلاعاتی چنین واضح و محسوس باشد, دلبستن به پیروزی در عرصه های سیاسی, اقتصادی و نظامی و تآمین صلح و امنیت در کشور، سراب بیش بیش نخواهد بود.
_____________________
(1)مگان برنز در سال ۱۹۹۹این تعریف را ارائه داده است.

عکس ‏عبدالعلیم برهانی‏