خون ستایش قریشی وجدانهای بیدار را برای تحقق عدالت فرا می خواند
#ستایش
1.ماهیت قتل"ستایش" و مظلومیت این کودک معصوم, وجدان هر انسان عاقل و آزاده را به یاری و دادخواهی می طلبد, فارغ از اینکه قربانی, به کدام ملیت و جغرافیا تعلق دارد. محکومیت این جنایت, همدردی با خانوادۀ ستایش, پای فشردن بر اجرایی عدالت, یک رسالت انسانی و وظیفۀ همگانی است.
2.سیل همدردی ها و موج محکومیت ها از سویی جامعۀ مهاجرین و سایرهموطنان در داخل و خارج, تحسین برانگیز است.سرعت عمل دستگاه انتظامی در کشف جرم و دستگیری مجرم, عکس العمل مناسب نمایندۀ ورامین در مجلس شورای اسلامی, حضور مسئولان استانداری تهران,اداره اتباع و مهاجرین استانداری تهران، فرماندار ورامین، رئیس پاسگاه و رئیس اطلاعات و امام جمعه منطقه, جهت ابراز همدردی با خانواده داغدار ستایش و وعدۀ تحقق اجرای عدالت, و نیز عکس العمل برخی از ایرانیان آگاه و با وجدان در شبکه های اجتماعی و اعلام همکاری آنان, ستایش برانگیز است. اما همۀ این اقدامات, کافی نیست.تأمین امنیت مهاجرین, تأمین حقوق آنان و تضمین عدالت در مورد آنان از وظائف دولت ایران است. اکنون تمامی وجدانهای بیدار در سراسر جهان, نظاره گر عملکرد مسئولین جمهوری اسلامی و منتظر رسیدگی عادلانه و قضاوت منصفانه دستگاه قضایی این کشور هستند.تنها اجرای عدالت می تواند جراحت افکار عمومی را التیام بخشد.
4. تردید نداریم که اگر خالق جنایتی با همین ماهیت, یک تبعۀ افغانستان و قربانی یکی از تبعۀ میزبان می بود, عکس العمل های متفاوت و به مراتب جدی تری را از سوی رسانه های ایران و اقشار مختلف جامعۀ ایرانی شاهد می بودیم و تجربه نیز تاکنون چنین حقیتی را به اثبات رسانیده است. حداقل این که در رسانه ها و صفحات حوادث روزنامه های ایران, جنایت یک تبعۀ افغانستانی همواره به پای ملیّت او ثبت شده است, بدین معنا که "افغانی" بودن او همیشه با "جانی" بودن او توأم بوده است. در این جهت, نقش رسانه ها و روزنامه ها را در تخریب سیمایی مهاجرین و کاشتن بذر نفرت در دل ایرانیان, نمی توان نادیده انگاشت.
5. همانگونه که تعمیم جنایت یک فرد مهاجر به تمامی مهاجرین, و ثبت آن به پای ملیت و افغانی بودن آن, خلاف اخلاق اسلامی, حقوق و کرامت انسانی است, در جانب مقابل نیز, تسرّی دادن این جنایت به کل جامعۀ ایرانی, زشت و نفرت آور و خلاف نزاکت انسانی است.
روشن است که مجرم, مجرم است, جنایت می کند و فاجعه خلق می کند, فارغ از این که اینکه به مرز مشخص و جغرافیایی مشخص اختصاص داشته باشد. جنایت در هر سرزمین و علیه شهروند هر کشوری ممکن صورت بگیرد.همانگونه که در کابل نیز متأسفانه همزمان شاهد جنایتی شبیه این هستیم و آنجا نیز کودکی بنام"الیاس" قربانی دیگری از همین گونه ماجرا گردیده است.
6. بدون تردید, عکس العملهای جمعی اثر بخش است؛ مسئولین را وادار به اقداماتی مناسب خواهند کرد.اما عکس العملهای غیر منطقی, غیرعقلانی و کنترل ناشده, عکس العمل های ناسنجیده تری را به دنبال خواهد داشت.
سوء استفاده های سیاسی برخی افراد, رسانه ها و حلقات داخلی و خارجی به بهانۀ دادخواهی از قتل ستایش, خیلی روشن است. دخالت دادن انگیزه های سیاسی در این ماجرا, ثمرۀ جز برانگیختن احساسات دوملت علیه همدیگر ندارد. تصمیم گیری به جای خانوادۀ مقتول و اعلام موضع گیری های غیر منطقی با عقدهای سیاسی, نه تنها سودی برای خانوادۀ ستایش نخواهد داشت, بلکه جفای به مراتب بزرگتری در حق این کودک معصوم و خانوادۀ مظلوم او خواهد بود؛ علاوه بر این که روند رسیدگی قضایی به این پرونده را پیچیده تر و طی مراحل آن را دشوارتر و جریانها و حامیان داخلی مهاجرین و خانوادۀ ستایش را نیز دل سردتر خواهد ساخت.
در نهایت, آن چه مردم افغانستان می خواهند و وجدانهای بیدار منتظر آن است, اجرای حق و عدالت است.


یک جهان اعجاز دارد بامیان