نوروز و عناصر سازندۀ آن در اجتماع

امیرالمؤمنین علی(ع) در سفارشی به مالک اشتر نخعی والی مصرفرمود:
« آداب پسندیده اى را كه بزرگان این امّت به آن عمل كرده اند، و ملّت اسلام با آن پیوند خورده است و رعیّت با آن اصلاح شده اند، بر هم مزن، و آدابى كه به سنّتهاى خوب گذشته زیان وارد مى كند، پدید نیاور.(1)
جشن نوروز, به عنوان یک سنت دیرپای ملّی و برجای مانده از نیاکان و گذشتگان برخی ملتها و کشورهای منطقه, از جمله افغانستان است و به عنوان میراث فرهنگی و معنوی کشورهای حوزۀ نوروز, در یونسکو نیز ثبت شده است.
نوروز یک رویداد طبیعی و یک پدیدۀ فرهنگی ـ تاریخی است, ارتباط مستقیم به مسائل دینی و مذهبی ندارد. برخی روایات وارده در ردّ و یا تأیید نوروز دارای تناقض و به لحاظ سند دچار مشکل اند.اما به طور کلی زمان که اسلام به عنوان یک دین و آیین جدید, وارد عرصۀ زندگی اجتماعی بشر گردید, در برخورد با پدیده های فرهنگی و آداب و رسوم اجتماعی برجا مانده از گذشته, سه تا رویکرد داشته است:
1. سنت های را که دارای عناصر منفی و مخرب بوده اند, حذف کرده است.
2. سنت های را که دارای عناصر مثبت بوده اند, تأیید و امضا نموده است.
3. برخی سنت ها را با ایجاد تغییرات در آنها, اصلاح نموده است.
در مسألۀ نوروز, قدر متیقن این است که منع روشن و صریح از سوی پیشوایان دینی نرسیده است.آنهای که با جشن نوروز مخالفت می کنند, مخالفت شان تابع کدام دلیل و منطق روشن نیست. بارزترین دلیل مخالفان جشن نوروز, تشبیه مسلمانان به امتهای پیش از اسلام است, که اگر برای این تشبیه و تشبّه حد معین و مرز مشخص در نظر گرفته نشود, در تمامی جنبه های زندگی, قابل تسرّی و تعمیم است.
مخالفتها با جشن نوروز, بیش از آن که صبغۀ دینی و جنبۀ مذهبی داشته باشد, ناشی از رقابت های سیاسی و فرهنگی کشورهای منطقه است.جشن نوروز بیشترین مخالف را در میان عرب ها دارد.برخی افراد مخالف جشن نوروز، همان تکفیری های هستند که دارای تفکر ویرانگر است. از همان نوع تفکری که در قالب طالب ظهور کرد, بودای بامیان را با خاک یکسان نمود, در قالب داعش ظهور کرد, آثار باستانی بابل عراق و تدمیر سوریه را به بهانه ی نسبت آنها به پیش از اسلام، ویران کرد.
فارغ از جدالهای بی مبنا و فاقد منطق در مسألۀ نوروز, بسیار روشن است که اکنون نوروز به عنوان یک پدیدۀ فرهنگی, واجد ده ها مؤلفه عقلانی و عناصر مثبت فرهنگی و اجتماعی هست, که باید بدانها بیشتر توجه داشت و آنها را تقویت کرد: شادی و تفریح سالم, طهارت و نظافت منازل و شهرها, دید و بازدیدهای مؤمنان با همدیگر، صلۀ رحم میان اقارب و بستگان, دلجوی از مصیبت دیدگان, کمک به آسیب دیدگان, دست بوسی بزرگان، توجه و عنایت به سالمندان، از بین بردن کینه ها وکدورت ها, ارزیابی کارکردهای یکسال گذشته, آمادگی و برنامه ریزی برای یک سال آینده و تقویت همبستگی اجتماعی و...هرکدام آداب پسندیده و عناصر مفیدی است که هر کدام تأثیر مثبت درافراد و اجتماع بر جا می گذارد و نباید آنها را از نظر دور داشت.
از خدای منان استدعا داریم که سال نو را سال خیر و سعادت, و سال صلاح و فلاح ملت رنج کشیدۀ افغانستان قرار دهد.
نوروز بهانۀ خوبی است برای خوبیها و شادی ها و ابراز مهربانی ها, پس نوروزتان مبارک!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) «وَ لَا تَنْقُضْ سُنَّةً صَالِحَةً عَمِلَ بِهَا صُدُورُ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ اجْتَمَعَتْ بِهَا الْأُلْفَةُ وَ صَلَحَتْ عَلَیْهَا الرَّعِیَّةُ وَ لَا تُحْدِثَنَّ سُنَّةً تَضُرُّ بِشَیْءٍ مِنْ مَاضِی تِلْكَ السُّنَنِ فَیَكُونَ الْأَجْرُ لِمَنْ سَنَّهَا وَ الْوِزْرُ عَلَیْكَ بِمَا نَقَضْتَ مِنْهَا»(نهج البلاغه, نامه 53)

شکُوه مزاری؛

بدون تردید, شهید مزاری در زندگی خود، شکوهمندترین و مردمی ترین رهبر سیاسی در افغانستان معاصر بود.پس از شهادت رهبرشهید نیز, جنبش عدالتخواهی, تاکنون به عنوان پویاترین و بالنده ترین ترین جنبش اجتماعی در صحنه باقی مانده است. جای انکار نیست که تمامی فعل و انفعالات سیاسی مرتبط با سرنوشت جامعۀ شیعه و هزاره نیز متعلق به جریان های سیاسی است که خود را به رهبرشهید منتسب می دانند. مردمی بودن, قوی ترین عنصری است که تاکنون توطئۀ دشم...نان رهبرشهید را ناکام ساخته و مخالفان رهبرشهید را در انزوا نگه داشته است.دشمنان شهید مزاری از مشاهدۀ این وضعیت برآشفته و عصبانی است. اوج عصبانیت آن ها را می توان در واکنشهای آنان, به ویژه در این شبانه روزها بیشتر شاهد بود.
امسال, به دلیل ظهور برخی اختلاف نظرهای به وجود آمده در صفوف پیروان رهبر شهید, مخالفان ایشان از این فرصت بیشترین و بدترین بهره برداری را کردند.آنان لحظه شماری می کردند تا برای اولین بار پس از مقاومت غرب کابل و شهادت رهبرشهید, جلسات, گردهمایی ها و محافل شهید مزاری را شاید سرد، بی رمق و از حضور مردم خالی ببینند. اما به رغم تعدد و تکثر جلسات, در سایۀ تهدید و ناامنی, حضور باشکوه مردم در طول سه هفته متوالی در داخل و خارج کشور, به ویژه در کابل, شکوهمندترین لحظه ها را رقم زد.این حضور باشکوه و حماسی, برای پیروان رهبرشهید روحیه بخش، و برای مخالفان ایشان بسی نا امید کننده است.
اما در این میان, من معتقدم شهید مزاری, پاکبازترین فردی بود که تمامی هستی خود را در راه حق و عدالت, عاشقانه و خالصانه نثار کرد. شهید مزاری در واقع، مصداق همان وعدۀ الهی گردید که خداوند به موءمنان صالح وعده داده است:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا»﴿مريم: ٩٦) كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، به زودى خدای رحمان محبت آنان را در دلها قرار مى‌دهد.این جوش و خروش و عشثق مردم به مزاری، هدیه و محبت الهی است نسبت به شهید مزاری.
درود خدا بر مزاری و مردم سرافراز و همیشه حماسه سازش!

عکس ‏عبدالعلیم برهانی‏
عکس ‏عبدالعلیم برهانی‏
عکس ‏عبدالعلیم برهانی‏
عکس ‏عبدالعلیم برهانی‏
+‏۳‏

ضرورت مزاری شناسی در جامعه افغانستان

به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، حسین رهیاب (بلخی) نویسنده افغانستانی طی یادداشتی به ضرورت مزاری شناسی در جامعه امروز افغانستان پرداخت.

در این یادداشت آمده است: ماه حوت امسال و ایام شهادت استاد مزاری را در حالی گرامی می‌داریم که 22 سال از شهادت او می‌گذرد. به همین سادگی 22 سال از شهادت او گذشته است. 22 سال برای شهید مزاری جلسه برگزار کرده و یاد او را گرامی داشته‌ایم. 22 سال به مسائل ظاهری و تشریفاتی دلخوش کرده و وقتمان را تلف کرده‌ایم، 22 سال ...

حقیقت این است که در دوره معاصر تاریخ کشور ما شهید مزاری تنها کسی است که در برابر او دو گروه قد علم کرده‌اند. یا شاید بهتر باشد بگوییم که جامعه ما در برابر شهید مزاری دقیقا به دو دسته تقسیم شده‌اند، دوستان مزاری و دشمنان مزاری. تصور نمی‌کنم در کشور ما کسانی باشند که در ارتباط با شخصیت مزاری بی‌طرفی پیشه کرده باشند. مزاری نه تنها در تاریخ معاصر که شاید در تاریخ بلند مدت ما تنها کسی باشد که قضاوت افراد جامعه ما را نسبت به خود دقیقا به دو گروه تقسیم کرده است:

گروه اول کسانی‌اند که او را دوست دارند و در این دوستی انگیزه‌های مختلفی وجود دارد. دوستان شهید مزاری از افراد و گروه‌های مختلفی تشکیل شده و با گذشت زمان بر شور و حرارت «مزاری‌دوستی» این افراد نیز اضافه می‌شود. امروزه بسیاری معترفند که نسل جوان «مزاری‌ندیده» جامعه ما نسبت به نسل «مزاری‌دیده»، گرایش و علاقه بیشتری به آن شهید دارند. این نسل با تلاش‌های فراوان یاد او را گرامی داشته و هر ساله در نقاط مختلف دنیا خالصانه برای او مجالس یادبود برپا می‌کنند. در واقع مزاری تنها رهبر «مردمی» به معنای واقعی کلمه است که دوستداران او بدون هیچگونه منفعتی از جیب، وقت، فرصت، امکانات و داشته‌های خود مایه گذاشته و برای او در حد توان خود در گوشه گوشه دنیا مجالس یادبود برپا می‌کنند.

گروه دوم دشمنان مزاری هستند که اینان نیز انگیزه‌های مختلفی دارند. دشمنان شهید مزاری نیز همانند دوستان او ترکیب یکسانی ندارند. کسانی هستند که وظیفه مقدس خود را در دشمنی با مزاری می‌دانند و کسانی هم هستند که با او مشکل شخصی، فکری و حزبی و ... داشته‌اند و کسانی هم تلاش دارند به عنوان افراد بی‌غرض نسبت‌های دیگری را متوجه او کنند. برخی از دشمنان مزاری نیز همانند دوستان او در دشمنی خود سرسختند و به این دشمنی افتخار می‌کنند. برخی از آنان این دشمنی را وظیفه مهم اجتماعی خود می‌دانند. اینان نیز برای «مرازی‌زدایی»، از جامعه تلاش کرده و همانند دوستان او از جیب، وقت، فرصت، قلم و قدم خود مایه گذاشته و مزاری را یگانه عامل تمام مشکلات و اختلافات جامعه و تداوم آن معرفی می‌کنند.

دو قطبی شدن جامعه در برابر شهید مزاری مساله ساده‌ای نیست. عوامل و دلایل فراوانی دارد و باید جدی گرفته شود اما واقعیت اینست که جدا از دوستی‌ها و دشمنی‌های موجود، شناخت ما از شهید مزاری اندک است و به جای این که مبتنی بر واقعیت باشد، بیشتر برپایه احساس و عاطفه قرار دارد.

از زمان شهادت مزاری تا امروز هیچگاه تحلیل بی‌طرفانه، عالمانه و پژوهش علمی مبتنی بر واقعیت‌های موجود در ارتباط باعوامل و دلایل بروز و ظهور شخصیت شهید مزاری، بررسی نقش او در زمان خودش و تاثیر آن در جامعه، زمینه تشکیل احزاب، عوامل منتج به تشکیل حزب وحدت، بررسی دقیق حوادث کابل و نقش افراد و جریان‌های سیاسی و نظامی در آن و ... صورت نگرفته است.

با تاسف در طی این سال‌ها همانقدر که دشمنان شهید مزاری برای اثبات نقش منفی او در تحولات معاصر کشور به دنبال مدرک و سند بوده و آثاری منتشر کرده‌اند، دوستان او (به هر دلیلی) به راحتی از این ماجرا عبور کرده و صرفا یاد مزاری را فقط در چند جلسه تشریفاتی سالیانه خود گرامی داشته‌اند.

برای انسان‌ها البته این نوع مسایل دور از ذهن نیست اما در نهایت و با گذشت 22 سال از شهادت مزاری، دوستان او باید از برپایی مجالس تشریفاتی عبور کرده و به جای برپایی محافل یادبود «کم‌خاصیت»، «مزاری‌پژوهی» را روی دست بگیرند. دوستان شهید مزاری به خوبی می‌دانند که امروزه بخش عمده‌ای از اسناد تاریخی مربوط به دوره شهید مزاری موجود است.

امکان جمع آوری خاطرات و تدوین تاریخ شفائی وجود دارد. مهم‌تر از همه بسیاری از افرادی که با مزاری بوده‌اند و در کنار او مبارزه کرده‌اند، هنوز هم در همین جامعه نفس می‌کشند و... این فرصت‌ها نباید از دست برود.

اگر دست روی دست گذاشته شود و دوستان مزاری وقت خود را با جلسه‌های تشریفاتی سالیانه که متاسفانه سال به سال گرفتار تعدد نیز می‌شود، تلف کنند، روزی روزگاری برای جریان دوم، سوم و نسل‌های بعدی فقط نامی از شهید مزاری باقی خواهد ماند و این نام هم در پرتو فعالیت‌های خستگی‌ناپذیر و شبانه‌روزی دشمنان او آکنده از عیب‌ها و اتهاماتی می‌شود که پاک کردن آن برای نسل‌های آینده اگر محال نباشد، سخت دشوار خواهد بود.

پیام محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان به مناسبت بیست و دومین سالیاد شهادت شهید وحدت ملی اس

بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان گرامی

خواهران وبرادران عزیز

السلام علیکم و رحمة الله وبرکاته

سال قبل درچنین ایامی به شهید مزاری لقب "شهید وحدت ملی" را دادم، این تصمیم پس از مطالعه روی عناصر فکری و مولفه‌های اساسی اندیشه‌های شهید مزاری گرفته شد. مطالعه اندیشه‌های شهید مزاری به خوبی نشان می‌دهد که وی روی دو عنصر مهم در دوران زندگی و مبارزات‌اش بیش از هر چیز دیگر تاکید داشت. اصل عدالت اجتماعی و مشارکت عادلانه سیاسی از مولفه‌های اساسی فکری و مبارزاتی شهید مزاری به شمار می‌آید. شهید مزاری عدالت اجتماعی را برای یک قوم، سمت و جریان خاص سیاسی مطالبه نمی‌کرد. وی عدالت اجتماعی را برای تمام مردم افغانستان می‌خواست و به همین دلیل است که می‌توان گفت، وی منادی عدالت اجتماعی برای تمام مردم کشور بوده است. تامین عدالت اجتماعی، عدالت برای همه از اساسی ترین اندیشه‌های شهید مزاری به شمار می‌رود. چنانچه وی در یکی از صحبت‌های خود به این صراحت در رابطه به عدالت اجتماعی تاکید می‌کند: "هدف ما تشکیل حکومت اسلامی، مردمی، فراگیر و مبتنی برعدالت اجتماعی است."

شهید مزاری رهبر برخاسته از میان توده‌ها بود، ساده زیستی و مردمی بودن او سبب شده است که با گذشت ۲۲ سال هنوزهم برای پیروان خود از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار باشد. او جامعه چند پارچه حوزه نفوذ خود را در قالب یک جریان سیاسی منسجم کرد و وحدت ملی را برای تمام مردمان این وطن مطالبه می‌کرد. در اندیشه‌های شهید مزاری وحدت ملی یک اصل و دشمنی میان ملیت‌ها یک فاجعه به شمار می‌رود. این صحبت‌ها در اوج جنگ‌ها بیان می‌شد. او با روح بزرگ ملی و اندیشه وحدت طلبی که داشت، در شرایط سخت جنگ، جنگ را راه حل نمی‌دانست. او در اوج نفاق وتنش‌های سیاسی هرگز پیام نفرت نفرستاد، پیام مزاری فقید پیام همدلی برابری و تاکید بر باهمی و وحدت ملی بود. اکنون نیز ایجاب می‌کند که مردم ما در محور این اندیشه‌ها جمع شده و باهمدلی و هماهنگی بیشتر در برابر تروریزم و دشمنان مردم و وطن در یک صف واحد حضور داشته باشند. شهید وحدت ملی با روحیه تعامل و هم پذیری بر زندگی مسالمت آمیز همه اقوام تاکید داشت؛ و نفی همدیگر را همواره مردود می‌دانست.

شهید مزاری از معدود رهبرانی بود که با جسارت و شجاعت تمام بر حقوق شهروندی و انسانی زنان تاکید می‌کرد؛ و اصل انتخاب شدن و انتخاب کردن را در انتخابات‌ها از حقوق مسلم و اساسی زنان به شمار می‌آورد. مزاری فقید در اوج جنگ‌ها و بی‌نظمی‌ها، به ارزش‌های دموکراتیک و اساس حکومت‌داری مدرن فکر و تاکید می‌کرد. وی تعدیل واحد‌های اداری، سرشماری نفوس، برگزاری انتخابات، مشارکت عادلانه سیاسی، مشارکت زنان و همه‌ای اقوام را در ساختار تصمیم گیری‌ها برای یک افغانستان مدرن و دموکراتیک مهم می‌دانست.اکنون به فضل خداوند و حمایت و همت مردم کشور آرزوی‌های شهدای ما در قانون اساسی تسجیل یافته است. حکومت وحدت ملی با درک درست از پیام‌های شهدای ملی، اصل حاکمیت قانون، برابری، انکشاف متوازن، اصلاحات همه جانبه و مبارزه با فساد و تروریزم را از اولویت‌های مهم واساسی خود می‌داند. حکومت وحدت ملی طی دوسال در عرصه‌های مختلف گام‌های بزرگی را برداشته است. توجه و سرمایه‌گذاری روی شبکه‌های ارتباطی سبب می‌شود که حصار ولایت‌ها شکسته و تمام کشور به شبکه‌ای منظم ارتباطی وصل شود. مهم تر ازهمه دست‌یابی کشور به بنادر کشورهای منطقه وخط آهن می‌تواند کشور را به سوی توسعه پایدار وانکشاف برابر سوق دهد. هم اکنون حد اقل ده پروژه سرک به ارزش نزدیک به یک میلیارد دالر در مناطق مرکزی تحت کار ودیزان است، همزمان کار مقدماتی برای شبکه برق مناطق مرکزی نیز جریان دارد که مطابق پلان تعیین شده این پروژه نیز کامل خواهد شد. با استفاده ازاین فرصت یک‌بار دیگر به روح شهدای کشور، شهدای نیروهای امنیتی و شهید وحدت ملی درود فرستاده و از همراهان و پیروان آن شهید می‌خواهم که به مناسبت سالیاد شهید وحدت ملی به بازخوانی زاویه‌ها و اندیشه‌های فکری آن شهید پرداخته تا نسل جدید ما با این اندیشه‌ها آشنا گردد.

شهید مزاری از معدود رهبرانی است که میراث مادی به یادگار نگذاشته است، بلکه اندیشه‌ها و مفکوره‌های ملی وی به حیث میراث معنوی برای نسل‌ها وعصرها به یادگار خواهد ماند. اکنون با گذشت ۲۲ سال از شهادت شهید وحدت ملی ایجاب می‌کند تا با ایجاد بنیادها و نهادهای پژوهشی و مطالعاتی، ایجاد کتابخانه، مسجد و موزیم به بازخوانی، معرفی و تبیین اندیشه های شهید مزاری بیشتر از گذشته توجه گردد. اینجانب به سهم خود مسئولیت تامین کتاب های مورد نیاز را برای کتابخانه شهید وحدت ملی به عهده گرفته و در اولین فرصت ممکن اهدا خواهم کرد.