"دشواری های عبور از وضعیت موجود؛ به وضعیت مطلوب"

از سری یاد داشت های فیسبوکی ام:

تقریبا از ابتدای شکل دهی حکومت وحدت ملی، پیدا بود که هدایت و رهبری حکومت، با دو برنامه متفاوت، با دو چهره متقابل، و با دو اندیشه ای متضاد، غیر ممکن و یا دشوار خواهد بود. اما آن روزها شاید فکر اساسی و راه حل منطقی برای مشکل انتخابات سنجیده نشد. زمام سرنوشت به دست امریکایی ها سپرده شد و آن ها نیز، تنها راه حل بن بست سیاسی موجود را در جلوگیری از شکست پروسه انتخابات جستجو کردند و بس.طرفداران دو آتشه هر دو تیم انتخاباتی نیز در آن ر...وزها، به چیزی کمتر از رفتن به "ارگ" آن هم تا سرحد "مرگ"، راضی نبودند و به غیر از شکست تیم رقیب،به چیزی دیگری فکر نمی کردند.اکنون، شرایط زندگی در کشور روز به روز دشوارتر و نا امیدی و نارضایتی عمومی از عملکرد این حکومت بیشتر، و بحران بی اعتمادی و فاصله میان دولت و ملت، هر روز عمیق تر می شود.هیچ چشم انداز روشنی هم برای بهبودی وضعیت موجود، دیده نمی شود.
اما در روزهای اخیر همگام با تظاهرات ها و تحصن ها و افزایش گیروگیری و تلفات نظامیان کشور، برخی خواسته ها از تامین امنیت و بهبودی وضعیت عمومی فراتر رفته و کم کم به طلب استعفای مقامات و برکناری آنها از حکومت، تبدیل می شود.چنانچه این خواست عمومیت یافته و به تمامی اقشار و انحای کشور گسترش یابد، و مردم تنها راه حل مشکلات را در استعفای حکومت جستجو نماید، تحقق چنین خواستی بازهم وضعیت غیر قابل تصوری را برای کشور رقم خواهد زد؛ زیرا در شرایط کنونی، هیچ بدیل برای این خواست، جستجو نگردیده و هیچ تضمین برای آینده بهتر وجود ندارد. شرایط منطقه و بحران در کشورهای خاورمیانه نیز وضعیت را پیچیده تر ساخته است.حداقل این که بخش از توجهات جامعه بین المللی را به بیرون از مرزهای افعانستان معطوف ساخته است.در چنین وضعیتی، اصرار بر استعفاو کناری گیری سران حکومت وحدت ملی، امر منطقی و اقدام مطمن به نظر نمی رسد.از سوی هم، می دانیم که حکومت های دموکراتیک همانگونه که به خواست مردم روی کار می آیند؛ و در شرایطی هم تحت فشار افکار عمومی کنار می روند.اما حکومت فعلی افغانستان نه بر اساس خواست عمومی، بلکه بر اساس یک "معامله سیاسی" به وجود آمده است.اقدام برای کنار زدن سران این حکومت، هزینه های بیشتر از روی کار آوردن آن را بر ملت تحمیل خواهد کرد.
در هر صورت، وضعیت موجود برای مردم دشوار و غیر قابل تحمل است.اما شرایط عبور از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب نیز، آسان نخواهد بود؟ و از لازمه آن پرداخت هزینه است.
سوال اینجاست که آیا بازهم مردم آمادگی پرداخت چنین خسارت های را دارند؟ آیا بدیل برای این حکومت پیش بینی شده است؟ آیا با فروپاشی این حکومت، وارد یک بحران عمیق تر از این، یا دهه هفتاد و دوره طالبان، نخواهیم شد؟
شما چه فکر می کنید؟چه راه حل معقول و منطقی برای عبور از شرایط کنونی وجود دارد؟

فاطمه(س), تجلی شکُوه, عظمت و هویت یک زن مسلمان؛

1. به تعبیر قرآن, وجود "زن" در زمین نشانه ی خدا و مایه آرامش انسان است؛
قرآن کریم: « وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» ﴿الروم: ٢١﴾
و از نشانه‌های او (خداوند) اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در این(امر) نشان...ه‌هایی است برای آنان که اهل تفکّرند!
2."مادر"در روی زمین, مظهر لطف و رحمت خدا برای آدمیان است.
رسول خدا(ص):« من قَبَّلَ بینَ عَینَی أُمّه کانَ له سِتراً من النّار.»؛ هر که پیشانى مادر خویش را ببوسد از آتش جهنم مصون شود.(1)

‎A user's photo.‎

3. و در این میان, "فاطمه "(س) عطیه الهی و جلوه کامل از عظمت و شکُوه یک زن مسلمان است؛ و اینکه فاطمه(س), نشانه خدا در زمین, و هویت گمشده زنان عصرما و هر عصر و زمان است. قرب و منزلت فاطمه(س) تا آنجا است که رضایت خدا در رضای او پنهان است.
رسول خدا(ص): "إن الرب یرضی لرضا فاطمة و یغضب لغضب فاطمة"، همانا خداوند با خشنودی فاطمه خشنود و با ناراحتی فاطمه ناراحت می شود. (2)

روز ولادت فاطمه زهرا(س) بر مهدی موعود(عج) تنها یادگار آن حضرت, و نیز بر تمامی مسلمانان و محبان آن حضرت, فرخنده و مبارکیاد!
________________________________
(1) نهج الفصاحه, حدیث ۲۹۱۷ .
(2) حاکم نیشابوری, مستدرک الحاکم- ج3 – ص154.

ضرورت افغانستان به توازن در سیاست خارجی

بحران یمن سرانجام, دولت افغانستان را نیز وارد معرکه نمود. اشرف غنی با پیروی از سیاست همتایان خود درپاکستان و کشورهای عربی, برای دفاع از خادم حرمین شریفین و رئیس جمهور فراری یمن, به دفاع برخواست. ارگ ریاست جمهوری در اعلامیه ی رسماٌ اعلام نمود که با تمامی توان در کنار دولت و مردم سعودی خواهد ایستاد!.
اعلام چنین سیاست از سوی دولت افغانستان, و نیز روندی را که اشرف غنی در سیاست خارجی دولت افغانستان به خصوص سیاست های منطقه ای, در پیش گرفته ...نشان دهنده ی چند امر است:
1ـ آقای کرزی در مدت مأموریت خود تا حد زیادی کوشید در میان منافع متضاد کشورهای خارجی در افغانستان, تعادل بر قرار نماید و در میان روابط خصمانه ی ایران و عربستان, ایران و امریکا, روسیه و غرب, هند و پاکستان, سیاست متعادل و رفتاری متوازن را در پیش گرفت و تا حدی زیادی در برقراری چنین رابطه ای موفق بود. اما اشرف غنی نشان داده است که در سیاست خارجی و منطقه ای خود, کاملاً روند مخالف دولت گذشته را طی می کند.
2ـ سفرهای متعدد اشرف غنی به عربستان, پاکستان,و نیز سفر به امارات, و بی اعتنای به کشورهای چون ایران, هند و روسیه, یاد آور سیاست خارجی طالبان است. این کشورها حامی طالبان در منطقه محسوب می شد و اشرف غنی تا کنون به بهانه ای صلح, به این کشورها بهای زیادی داده است.
3ـ اشرف غنی پیش از این که دولت های ایران, روسیه, هند و حامیان جبهه متحد سابق را در حاشیه نگه دارد, در واقع, اعضای این جبهه را در حاشیه قرار داده است. اتخاذ چنین سیاست از سوی اشرف غنی, نهایت ضعف و ناتوانی افراد چون دکتر عبدالله, حاج محمد محقق, سرور دانش و جنرال دوستم را درون دولت و عدم مؤثریت آنان را در تصمیم گیری های حکومتی, از جمله در سیاست خارجی و مسائل مرتبط با امنیت ملی, نشان می دهد.
4ـ تجربه تاریخی نشان داده است که هر زمان افغانستان در سیاست خارجی خود از حالت بی طرفی خارج شده است, کشور وارد بحران عمیق گردیده است. مردم افغانستان در ادوار مختلف قربانی جنگ های نیابتی گردیده اند. مردم افغانستان در دوره های مختلف, در میان رقابت متضاد و سیاست متقابل کشورهای چون روسیه و انگلیس, شوروی و امریکا, ایران و عربستان, هند و پاکستان قربانی شده اند. بدون تردید, دوام چنین سیاست از سوی اشرف غنی کشور را در نهایت به سوی بحران منطقه ای دیگری سوق خواهد داد و یکبار دیگر مردم افغانستان را در پای منافع کشورهای خارجی قربانی خواهد کرد.
5ـ اعلام حمایت اشرف غنی از جنگ افروزی کشورهای عربی, در حالی صورت می گیرد که حکومت وحدت ملی توان دفاع از شهروندان خود در یک کیلومتری ارگ را هم ندارد. قتل فرخنده و گرفتاری مردم بی دفاع در زابل, دایکندی, غزنه, بلخاب و شولگره در یک ماه اخیر, لکه ننگی بر دامن اشرف غنی و مجموعه ای حکومت وحدت ملی محسوب می شود. همین اکنون, نزدیک 50تن از مسافران و مردم بی دفاع, در چنگال تروریستان مسلح قرار دارند.
6ـ در نهایت اتخاذ چنین رویکردی از سوی اشرف غنی, بر خلاف شعارهای اوست که:« نخواهد گذاشت تا پس از این مردم افغانستان قربانی جنگ های نیابتی شوند». پی گیری چنین سیاستی, کشور را به سوی خطرهای تازه ی سوق خواهد داد.
و این همه در حالی است که مردم افغانستان نیازمند تعادل در روابط خارجی و همدلی با تمامی ملت ها, از جمله مردم مظلوم یمن می باشد.امیدواریم عقلای کشور نگذارند بار دیگر افغانستان به دام سیاست خصمانه کشورهای منطقه افتاده و مردم آن به پای منافع بیگانگان, قربانی شوند.