بالاخره صدای مهاجرین افغان در تلویزیون ایران شنیده شد

برای همه کسانی که دیشب حوالی ساعت 22 شبکه 4 تلویزیون جمهوری اسلامی ایران را تماشا می‌کردند، «راز» آن شب اتفاق مهمی در تاریخ تلویزیون ایران بود. آدم‌های روی آنتن زنده تلویزیون ایران ظاهر شدند و درد پنهان شده همه این سالهای بخش بزرگی از ساکنین ایران، نزدیک‌ترین آدم‌ها به کشور ایران را بدون ملاحظه‌کاری‌ها و محافظه‌کاری‌های معمول فریاد می‌زدند.

این اتفاق جدیدی در رسانه‌های ایرانی بود، در میان همه ترس‌ها و پنهان‌کاری‌های بی مورد در مورد اتفاقاتی که در همه این سالها برای مهاجرین افغان در ایران اتفاق افتاده بود دوباره نادر طالب‌زاده و گروهش پیشروی فریاد صدای عدالت‌خواهانه ایرانی‌هایی بودند که انحراف در انقلاب اسلامی ایران را تحمل نخواهند کرد.

برنامه دیشب «راز» حاوی انتقادات تندوتیزی به نادیده انگاشتن‌ها، کج‌رفتاری‌ها، بدرفتاری‌ها و بی‌عدالتی‌های همه این سالها در حق مهاجرین افغان بود. اتفاقاتی که به قول طالب‌زاده و میهمانان ایرانی و افغان برنامه‌اش موجب تلنگری به همه مدافعان اتقلاب بود. انقلابی که با رویای تحقق یک آرمانشهر اسلامی به پیروزی رسید.

دیشب بالاخره بخشی از عدالتخواهان و انقلابیون مدافع نظام جمهوری اسلامی فرصت و اجازه یافتند که اعتراض صریحی به این بی‌آرمانی‌ها و کنار گذاشتن رویه‌های انقلابی داشته باشند.  اعتراض صریح به کندی و ممانعت رسانه‌ها، نهادها و مدیریت میانی در تحقق رویای شیرین جامعه اسلامی بدون مرز.

برادران و خواهرانی که احتمالادیشب بالاخره بعد از سال‌های پای تلویزیون جمهوری اسلامی ایرانی طعم یکی بودن را چشیدند.

مشروح این گفتگوی صریح و بی پرده مهمانان برنامه« راز» با موضوع مهاجرین افغانی در ایران را در اینجا بخوانید.


راهبرد عملی وحدت و تقریب مذاهب, در سخنان امام حسن عسکری(ع)

در وصیت امام حسن عسکری(ع) به شیعیان, معاشرت خوب و ارتباط نیکو با اطرافیان, به ویژه همزیستی مسالمت آمیز با مخالفان, نه تنها یک ضرورت حیاتی جامعه, بلکه به عنوان یک اصل اخلاقی شیعه و نشانه ی شیعه بودن شمرده شده است:

« اوصیکم بتقوی‌الله والورع فی‌دینکم و الاجتهاد لله و صدق الحدیث و اداء الامانه الی من ائتمنکم من بر او فاجر و طول السجود و حسن‌الجوار فبهذا جاء محمد صلی‌الله علیه وآله و سلم. صلوافی عشائرهم و اشهدوا جنائزهم و عودوا مرضاهم وادوا حقوقهم فان‌الرجل منکم اذا ورع فی‌دینه و صدق فی‌حدیثه و أدی الامانه و حسن خلقه مع‌الناس قیل‌: هذا شیعی فیسرنی ذلک».

شمار را به تقوای الهی و ورع در دین, کوشش در راه خدا, راستگویی, پرداخت امانت به هرکسی که به شما امانت سپرده است نیکوکار باشد یا بدکار, سجده طولانی و همسایه داری نیکو، وصیت و سفارش می‌نمایم که محمد صلی‌الله علیه‌و آله وسلم این ارزش‌ها را آورد و برای همین امور مبعوث شد.در بین قبیله‌ها و طوائفشان( مخالفان) نماز بخوانید, بر جنازه‌های آنان حاضر شوید, در تشییع جنازه آنان شرکت کنید, بیمارانشان را عیادت کنید و حقوق آنان را ادا کنید؛ زیرا هر کس از شما شیعیان در دینش ورع بورزد و در سخنش راست بگوید و امانت را بپردازد و ادا کند و با مردم خوش‌رفتاری کند و اخلاقش را با مردم نیک و زیبا سازد گفته می‌شود: این انسان “شیعه” است، این مرا مسرور و خوشحال می‌کند. (1)

بدون تردید, رعایت این أصول اخلاقی بیش از هر امر دیگری عامل جذب دوستی و آرامش, مانع خصومت و کینه ورزی‌ در میان مسلمانان, مخصوصا ضرورت حیاتی جامعه امروزی ما و مردم ماست.

هشتم ربیع الثانی, فرخنده زادروز آن امام مهربانیها بر تمام شیعیان و محبان اهل بیت(ع) خجسته و مبارکباد!


(1) تحف العقول عن آل الرسول, چاب: پنجم, مؤسسة الأعلمي للمطبوعات, بیروت, 1974م، – بيروت, ص362. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۷۲.

شروع فعالیتهای انتخاباتی در بامیان

آقای سیدمحمدکبیر تابش  چشم دیدهای خود را در زمینه شروع تبیلغات انتخاباتی و چگونگی فعالیت طرفدران نامزدهای ریاست جمهوری در بامیان, چنین نوشته است:
« چشم دیدهای بنده از فضای اتنخاباتی در بامیان
 دیروز کمپاین در بامیان نیز مانند دیگر ولایات شروع گردید.
تیم اشرف غنی بسیار با قدرت تر و منسجمتر از دیگر تیم ها کارش را آغاز نمود.
عکس احمدزی بازار این شهر را رنگین ساخت و طرفدارانش در نوربندقلا طی محفلی رسما دسته جمعی اعلان حمایت نمود و در بهترین جای بامیان(حویلی حاجی مهدی)دفتر گرفتند و طرفدارانش در فضای مجازی نیز با اعتماد بیشتر عمل می نمودند.
تیم داکتر عبدالله فعالیت شان کم رنگ فقط در فضای مجازی عده ای تلاش نمودند تا با نشر عکسهای داکتر حمایت شانرا اعلان نماید.
گل آقا شیرزوی ظاهرا تیم کاری شان در بامیان طرفداران استاد اکبری،فکوری و سناتور جعفری است اما تصمیم شان ظاهرا برای کمپاین و جمع آوری رای زیاد جدی نمی باشند.
طرفداران زلمی رسول در بامیان حامیان اندک خانم سرابیست.شایعات وجود دارد که ناطقی خشکک رییس کمپاین ایشان می باشد.
از دفترهای بقیه کاندیدان و چگونگی فعالیت شان خبری نیست یا حد اقل من اطلاع ندارم.امیدوارم بقیه دوستان نیز چشم دید خویش را بگذارند تا در روشنایی بیشتر قرار بگیریم.».

« مشکل دارم زدانشمند مجلس باز پرس»

برای من تکرار ادعاهای آقای انوری تعجب بر انگیز نبوده و نیست؛ زیرا انوری را نه صاحب تفکر می دانم, نه مرد اندیشه. انوری خود را ملزم به دفاع از حکومت می دانست که به زعم او مشروعیتش را از طریق حل و عقد به دست آورده بود.  پبشینه ی تاریخی حل و عقد, بر می گردد به جای که 25سال سکوت تلخ امیرالمؤمنین(ع) را در پی داشت و صف بندیهای تاریخی را به وجود آورد. مظلومیت تاریخی شیعه از همان روزگار تا کنون, از مصداق روشن مفهوم حل و عقد است.

معنای ساده ی "حل و عقد" باز و بسته کردن است؛ اما کارکرد این مفهوم از منظر تاریخی نیز همیشه این گونه بوده است, که دست دیگران رابر ای حکومت کردن باز, و دست شیعه را از پشت بسته است. در افغانستان نیز در مقطع از تاریخ, حل و عقد چنین کارکرد و پیامدی را برای مردم ما داشته است.
تجربه تاریخی نشان داده است که در حکومتهای که از طریق حل و عقد روی کار آمده اند, همیشه شیعه بازنده بوده است.

شاید آقای انوری توان لازم را ندارد تا درک کند که "حل و عقد" در اندیشه ی سیاسی شیعه, جایگاه رسمی و اعتبار قانونی لازم را ندارد و نمی تواند برای حکومت منشأ حقانیت گردد و ایجاد مشروعیت نماید. این که ایشان خود را ملزم به  جنگ و دفاع از چنین دولت وحکومت می دانسته یک خطایی سیاسی, ناشی از تفکر غلط بوده است. با این همه انوری نباید به بهانه توجیه عملکرد خود و کوبیدن رقیب, به این گونه مفاهیم بیگانه و خارج از دستور مکتب, عملا مشروعیت ببخشد.

در قضیه حل و عقد نیز, حافظه ای آقای انوری شاید به درستی یاری  نمی دهد,  که مشروعیت دولت استاد ربانی نه از سوی شورای حل و عقد, بلکه  در ابتدا از سوی چند گروه در پاکستان بخشیده شده بود. در جلسه شورای حل و عقد که بعدا  با دستور استاد ربانی درکابل تشکیل گردید, هر دو حزب وحدت و حرکت اسلامی, روی مسأله انکار رسمیت مذهب شیعه از سوی شورا, جلسه را به رسم اعتراض ترک کردند.

با همه اینها, از  آقای انوری نباید توقع بیش از این داشت. زیرا انوری نه مرد سیاست است, نه مرد دانش و اندیشه؛ او یک  جنرال و نظامی است, دارای روحیه ی نظامی گری و خوی مبارز طلبی.

اما تعجب من بیشتر از سخنان آیت الله محسنی است, آن هم نه به دلیلی سابقه سیاسی ایشان, بلکه تعجب از این جهت که آیت الله محسنی در چند سال اخیر, در عالم ظاهر از فعالیتهای سیاسی و حزبی دست کشیده, به فعالیتهای فرهنگی و علمی توجه نشان می داد. ایشان بیشتر برای تقریب مذاهب  تلاش می کرد و  ازاخوت اسلامی در افغانستان سخن می گفت. اما حرکت اخیر او نشان داد که دایره وحدت و همگرایی در اندیشه ی آیت الله محسنی  هنوز مثل گذشته, تنگ و با تفسیر محدود  مواجه است. آیت الله  محسنی وحدت و برادری را تنها بادیگران می خواهد, نه در درون خانواده شیعه و هزاره افغانستان.

گرچند تلاشهای آیت الله محسنی برای تقریب مذاهب و اخوت اسلامی را باید قدر دانست, اما سخنان اخیر آیت الله محسنی در توجیه جنگهای غرب کابل و توهین به شهید مزاری, با کوششهای او در راستای وحدت و همگرایی کاملا در تضاد  و خارج از شأن علمی او بود. این سخنان ایشان یکبار دیگر,مردم را نسبت به عملکرد وحدت گرایانه ی او, بیشتر از پیش بی باور خواهد ساخت.

 اینکه آیت الله محسنی این گفتگو را در کجا, با چه کسی  و با چه انگیزه ای انجام داده  است, مشخص نیست, ولی بازنشر آن در شبکه های اجتماعی, از طریق سید جعفرعادلی حسینی, مسئول بخش فرهنگی حرکت اسلامی مردم افغانستان به رهبری آقای انوری, صورت گرفته است.( حد اقل من اولین بار در صفحه ایشان دیدم).

آیت الله محسنی در بخشهای از سخنانش ضمن رد ادعای  اطرافیان شهید مزاری مبنی  بر مرتد خواند ایشان از سوی خود, برمفسد و محارب بودن شهید مزاری تأکید می کند و اصرار می کند که پس از بیست سال, هنوز آنها را محارب می داند و این عقیده اش بوده و یک ذره هم تغییر نکرده است. در این جهت مثل  ایشان مثل ملا نصرالدین است که گفته بود« حرف مرد یکی است». یعنی  تغییر زمان و زمینه ها, در تغییر افکار و  اندیشه  ی ایشان  هیچ تأثیر ندارد.

گرچه ارتداد و محارب دو مفهوم جداگانه  در فقه است, امانتیجه هر دو خیلی تفاوت ندارد, از نظر فقهی  با کمی تفاوت سزای هر دو مرگ است. معنای سخنان  آیت الله محسنی این است که اگر شهید مزاری زنده  می بود, بازهم از نظر ایشان, محارب و سزایش مرگ بود. تئوری که به توسط طالبان به  مرحله اجراء در آمد.

با این همه, پرسش من و امثال من از آیت الله محسنی این  نیست که چرا شهید مزاری به زعم او  هنوز محارب است. بلکه پرسش اصلی این است چرا تنها شهید مزاری؟

 در کشور که بیش از سه دهه جنگ, قتل, کشتار و ویرانی ادامه دارد. میلیونها نفر کشته, زخمی و آواره شده اند. جنایت های بی شمار,حوادث هولناک و قتل عام های دهشتناک چون حادثه افشار, قتل عام مزارشریف, بامیان و یکه ولنگ و...را مردم شاهد بوده اند. در کشور که هر روز انتحار و انفجار است. رهبران, فرماندهان, احزاب و گروه های مختلف ( حتی گروه که حضرت عالی زمان رهبری آن را به عهده داشتید) در این  ایجاد این حوادث نقش داشته اند. اما شما همیشه هم مدعی بوده اید و هم قاضی؛ نزد شما چه معیاری وجود دارد که در میان  این همه افراد, این همه جنایت, این همه قتل و  کشتار, تنها شهید مزاری ( آن هم نه تنها در زندگی, که حتی پس از مرگ),  توسط شما به عنوان" محارب" شناخته می شود؟

سرانجام اینکه,  پخش و نشر این سخنان با هر انگیزه ی که صورت گرفته باشد, در شرایط کنونی, پیش از  هر امر دیگری, نشان دهنده شکنندگی اوضاع افغانستان است. در آستانه خروج نیروهای بین المللی از افغانستان, این باور  مردم  بیش از پیش تقویت خواهند شد که در صورت خروج این نیروها و کاهش فشار از سوی آنها, رجزخوانی ها و مبارزه طلبی ها بیشتر و سرانجام, تجربه سیاه روزگار گذشته و فتواهای این چنین برای کشتن همدیگر تکرار خواهدشد.

احمد اخلاقی قاری و حافظ ممتاز کشوری درگذشت

انا لله و انّا الیه راجعون

با تاثر شدید با خبر شدیم که دیروز طلبه فاضل و ارجمند, مرحوم احمد اخلاقی قاری و حافظ ممتاز قرآن کریم بر اثر بیماری داعی حق را لبیک گفته است.
 احمد اخلاقی یکی از قاریان و حافظان بسیار خوب کشور افغانستان بود که دارای صوتی زیبا و دلنشین بود. ترتیل زیبای او در هنگام اجرای برنامه های قرآنی هر شنونده ایی را مجذوب آیات الهی می نمود.
ایشان در نوجوانی روی به تلاوت و حفظ قرآن نمود و موفّق شد قرآن کریم را در مدّت یک سال حفظ نماید. وی از طلّاب ممتاز و همچنین در مقطع کارشناسی ارشد علوم قرآن مشغول به تحصیل بود.
مرحوم اخلاقی از اعضای فعّال مجمع قاریان و حافظان افغانستان بود که تلاشهای خوبی را با این مجمع در اجرای برنامه های قرآنی داشت.
او اواخر عمر دچار عفونت ریه شده بود که متاسفانه دیروز در بیمارستان مسیح تهران در سن 26 سالگی جان به جان آفرین تسلیم نمود.
این ضایعه تاثر بار را به تمامی بازماندگان آن مرحوم و جامعه قرآنی افغانستان تسلیت عرض می نمائیم.
                                                         روحش شاد!