ما هدف گم کرده ایم!
جدیدترین تصاویر منتشر شده از پیکارجویان داعش در افغانستان نشان می دهد که این گروه تروریستی کم کم به نظم و انسجام بهتری دست یافته است،یه گونه ای که اکنون آنها را می توان با هویت اصلی و یونیفرم بین المللی شان شناخت. در تصاویر منتشر شده از این گروه نشان داده می شود که افراد آنان به دسته های و فرقه های مختلف چون "معسکر ابومصعب الزرقاوی" و "معسکر الشیخ جلال الدین" تقسیم شده اند. داعش تاکنون نشان داده است که خطرناکترین, بی رحم ترین و پیچیده ترین گروه تروریستی در جهان معاصر است. از سوی دیگر, این گروه در هفته های اخیر, با انجام چندین حمله تروریستی موفق در هواپیمای مسافربری روسیه و چندین نقطه در فرانسه و لبنان, هم قدرتهای بین المللی را به چالش کشید, و هم قابلیتها و توانایی های خویش را برای کوبیدن هدف, به نمایش گذاشت. در افغانستان نیز, با آن که حضور داعش تا چندی پیش از سوی دستگاه های دولتی و مقامات امنیتی با تردید مواجه بود, شهادت شهدای زابل چهره خشن آنان را آشکار ساخت و تردیدها را به یقین تبدیل کرد. اکنون, قرائن نشان دهنده این واقعیت است که خطر و نفوذ داعش روز به روز در کشور, در حال گسترش است. در مقابل, دولت با برخورد منفعلانه نشان داده است که عملاً کدام استراتژی مشخص برای بازدارندگی از نفوذ این گروه تروریستی در کشور روی دست ندارد. برافراشته شدن پرچشم داعش در دانشگاه ننگرهار, و اقدام دیر هنگام دولت در دستگیری افراد دخیل, نشانه انفعال, سردرگمی و جدی نبودن مقامات امنیتی کشور در مبارزه با این جریان دهشت افگن است.
در این میان, مردم ما با آنکه به خوبی درک میکنند که در نوک پیکان و دم خنجر این گروه تروریستی قرار دارند, اما شاهد هستیم که چگونه تمامی توان و انرژی ها این روزها صرف رقابت درونی افراد و اشخاص و تخریب و تضعیف نیروهای داخلی می گردد. شهادت مظلومانه ی شهدای زابل, نه تنها فرصت برای همدلی و انسجام درونی مردم ما را میسر ساخت, بلکه فرصت همگرایی و هم آوایی را در میان سایر اقوام و ملیتها و تحکیم بنیانهای وحدت ملی را در کشور فراهم نمود. اما حس خودخواهی, شهرت طلبی, کوتاه فکری و کج سلیقگی افراد معین و حلقات مشخص, سرانجام, این فرصت تاریخی را به یک تهدید داخلی در میان جامعه شیعه و هزاره مبدل ساخت. پس از آن, هر روز شاهد اوج فضاحت, رسوایی ها و بداخلاقی ها نه از سوی افراد عادی جامعه بلکه از سوی روشنفکران, رهبران و نخبگان فکری و قلم به دستان این مردم هستیم. رقابت های درونی چنان ذهن ها را به همدیگر مشغول ساخته است که این روزها دیگر کمتر کسی به نجات مردم, دفع خطر طالب و کوتاه کردن شرّ داعش می اندیشند.اکنون تمامی قلمها و قدمها برای تخریب نیروها و تضعیف گروه های داخلی برداشته می شوند به گونه ای که دشمنان اصلی و قسم خورده این مردم به کلی از یادها رفته اند.
خوب است یک لحظه همه به خود آییم؛ و تا فرصت از دست نرفته دولت و ملت, علماء و روشنفکران, نخبگانان و رهبران و اقشار مختلف اجتماع, بیاندیشند که هرگونه تششت فکری, تعلل در تصمیم گیری و اجرای سیاست های بازدارنده علیه این گروه دهشت افگن, سرنوشت خطرناک و فاجعه دردناک را برای دولت و ملت افغانستان, رقم خواهد زد.دولت نیز بداند که هرگونه مماشات در رفتار با داعش, گذاشتن خنجر بیخ گلوی ملت است و بس.










یک جهان اعجاز دارد بامیان