از سلسله گفتگوهای صفحه"دهمزنگ" با والیهای قبلی و والی فعلی بامیان
محمد طاهر زهیر والی فعلی بامیان کیست؟
من محمد طاهر زهیر اکنون به حیث والی در ولایت بامیان مصروف وظیفه هستم. در12 سنبله 1353 متولد شدهام. لیسانس جامعه شناسی (2009 -2012)، مدرک ماستری در رشته جامعه شناسی باگرایش نظری- فرهنگی (2013 -2014) از دانشگاه کاتب، مدرک کارشناسی علوم اسلامی (1998-1991) از مدرسه رسول اعظم دارم. به حیث مشاور سیاسی معاون پیشین دوم رییس جمهور (2011-2014 )، نماینده مردم سمنگان در مجلس شورای ملی (2010-2011)، رییس ارکان فرقه 34 (2001 -2014)، عضو نویسندگان روزنامه جامعه باز و شمار دیگری از روزنامههای کثیر الانتشار پایتخت (2013-2014) ، تحلیلگر مسایل سیاسی در تلویزیونها، سخنگوی تیم تحول و تداوم کار کردهام. تسلط به زبانهای رسمی کشور دری، پشتو و آشنایی با زبان انگلیسی، عربی و مدیریت و رهبری در ارگانهای مختلف دولتی را نیز دارم.
در این مدتِ که والی بامیان هستید، چه دستآوردهایی داشتهاید و چه تلاشهایی برای رسیدن به اهدافی تان انجام داده اید؟
بعدازاینکه ما در ولایت بامیان آمدیم، یک پلان صد روزهای را روی دست گرفتیم و تلاش میکنیم که این پلان صد روزه دراین مدت عملی و تطبیق شود.
چرا برای نخستین بار قبل از آمدن والی در بامیان خیمهی تحصن برپا شد؟
اینکه چرا قبل از آمدن من به صفت والی در بامیان خیمه تحصن برپا شد، بهتر است که شما از خود خیمه برپاکنندهگان و آنهایی تحصن کردند، سوال کنید. هرچند فکر کنم که هیچگونه ابهام و تردیدی در ارتباط خیمه برپا کردن آنها، در میان مردم و در نزدِ افکار عامه باقی نمانده است، بخاطریکه در مدت 30روز، به وکلای محترم که خیمه برپا کرده بودند، دلایلی خیمه برپاکردن شان را به وضاحت از بام تا شام به کسانی که به اندرون خیمه میآمدند، با آنها در میان گذاشتند و گفتند که ما خیمه برپا کردیم. باز اگر احیاناً شما سوالی داشته باشید و قانع نشده باشید که چرا آنها خیمه برپا کردند، بهتر است که از خود شان پرسان کنید که چرا خیمه برپا کردند اما، واقعیت امر آن است که خیمه برپا کردنِ وکلای محترم در بامیان از آغاز از حمایت مردم برخوردار نبود و تا آخر هم از حمابت مردم برخوردار نشد و طرف توجه مردم قرار نگرفت که حداقل دلایلی را که آنها بر میشمردند، برای خودشان خیلی جالب بود ولی برای مردم شریف بامیان جالب واقع نشد. به همبن لحاظ مردم از خیمه حمایت نکردند و این بسیار واضح است.
خواستهی نمایندهها نیامدن شما در بامیان بود، آیا شما با آنها مشکل شخصی داشتهاید یا اینکه این موضوع بالاتر از مشکل شخصی بوده است؟
فکر نمیکنم که آنها با من مشکل شخصی یا خصومت شخصی داشته باشند، با هیچ یک از وکلای محترم مشکل شخصی نداشتهام. شاید نگرانیهای که داشته اند، ریشه در منافع شخصیای خودشان بودند. آنها شاید براساس یک سری پیشداوریها و ذهنیتهای که از من در ذهنِ خود داشتند، نگران از منافع شخصی خود بودند و هرکدام هم دلنگرانِ منفعت خاص خودشان بود و سرانجام دور هم جمع شدند و با یک اتفاق نظر گفتند که ما فلان آدم را نمیخواهیم، در حالیکه اصولاً چنین چیزی ممکن نیست. شما در 34ولابت افغانستان دیدید و میبینید که والیها از طرفِ جناب رییس جمهور براساس صلاحیتهای قانونی تعیین شد و هیچ یک از این والیان که به ولایات رفتند، براساسِ توافق نظرِ همهی افراد و اشخاص آن ولایت و وکلا نرفتهاند، بلکه براساس لزومدیدِ حکومت تعیین شدند. ما هم براساس لزومدید حکومت مرکزی و جناب رییس جمهور برای آمدن به بامیان درنظر گرفته شده بودیم و مصلحتِ حکومت هم بود تا در ولایت بامیان به صفت والی بیاییم.
این طبعاً واکنشهای خود را داشت و واکنشهای که صورت گرفت خیلی طبیعی هم بود و از طرف بعضی از وکلای محترم دور از انتظار و دور از تصور نبود. چنین چیزی پیشبینی میشد که برخی از وکلای محترم واکنش منفی نشان دهند. و عمدتاً این چنین واکنشها ریشه در علایق شخصی و سیاسی آنها داشت، نه ریشه در منافع عموم مردم. از طرف دیگر هم تجربه و زمان ثابت کرد که حرف وکلای محترم حرف عامهای مردم و شهروندان بامیان نبود. آنها حق داشتند که حرف شان را بگویند و واکنش نشان دهند. در یک جامعهای که با اصول و اساسات دموکراسی اداره شود، طبعاً آن جامعه یک جامعهای چند صدایی خواهد بود. در جامعهای که آزادی بیان و ابراز عقیده محترم شمرده شود، هرکس حق دارد که دیدگاه خود را در قبال یک مو ضوع یا یک رخدادِ سیاسی بیان کند، از آن دفاع کند و آن را در نزد مردم موجه جلوه بدهد. اما، داوری در نزد مردم است که میپذیرند یا نمیپذیرند. واقعیت است و تجربه هم نشان داد که منطق محالِ فرد و منطق واکنش بعضی از وکلای محترم، بر افکار عامه برنتابید و قبول نکرد که به همین لحاظ خیمه از حمایت مردم برخوردار نشد.
مشخص کدام وکلا و کدام منافع شخصیشان باآمدن شما به خطر میافتاد؟
خوب بسیار واضح و روشن است که وکلای محترمِ که با ما بسیار شدید مخالفت میکردند، مردم بامیان و شما میدانید و میشناسید. من فکر نمیکنم که حال ضرورتی به تازه کردن نزاع و دعوا باشد. مردم میفهمند و می دانند. مردم این بزرگواران را میشناسند. و به باور من نگرانی آنها تا حدِ زیادی، بازهم تکرار میکنم که ناشی میشد از یک سری پیشداوریها و یک سری ذهنیتهای پیشساختهشده در نزدِ خودشان بود که فکر میکردند با آمدن من در ولایت بامیان، منافع شخصی، منافع حزبی و منافع گروهیشان در انتخاباتهای بعدی و مسایلی از این قبیل به خطر میافتد.
تیم حزب وحدت یا تیمی که شما را در معرفی تان به عنوان والی بامیان حمایت کرد، با وکیل شیدانی به چه توافقی رسید تا باعث شد ایشان خیمه را ترک کند؟
جناب شهیدانی صاحب براساس تصمیم مردم، بزرگان، علما و متنفذین بامیانی خیمه را ترک کردند و به احترامِ آنها از خیمه برآمدند و تصمیمی که اکثر شهروندان بامیانی گرفته بود، جناب شهیدانی احترام گذاشت که من فکر نمیکنم معاملهی در کار باشد. این یک تصمیم جمعیای مردم بود که از جناب شهیدانی به صفت وکیل شان خواستند که خیمه را ترک کنند و خیمه را به نفع مردم و در راستای منفعت سیاسی و اجتماعی مردم نمیدانستند. ایشان هم به خواست مردم لبیک گفت و از خیمه برآمد.
خیلیها از شیوه داخل شدن شما به ولایت انتقاد نموده و استدلال میکنند که آنها درهرصورت نمایندههای برحال مردم در پارلمان بوده و به شیوه مدنی اعتراض نموده بودند که شما خیمهی اعتراض شان را با موتر زیرگرفتید، گفتنیای شما دراین مورد چیست؟
تأکید میکنم در یک جامعهای که در آن آزای بیان و ابراز عقیده و نظر محترم شمرده میشود، در سویی دیگر هم اجرایی حکم فردِ اول آن مُلک و حکم رییس جمهور هم محترم شمرده شود. حکومت در این مورد از حوصلهمندی و صبوری تام و تمام کار گرفت. بیشتر از یک ماه حرف و حدیثهای وکلای محترم را شنید، دلایل شان را شنید که دلایل حکومت را قانع نساخت که رییس جمهور از حکم خود صرفِ نظر کند. سرانجام تصمیم حکومت مرکزی بود، تدابیرِ امنیتی گرفته شد و ما آمدیم در ولایت بامیان که این تصمیم شخصیای من نبود که اینجا ملامتی در کار باشد که چرا آمدی؟ و نکتهی دیگر هم این است که شما دیدید و میبینید که برخلاف آنچه شما میگویید که آنگونه داخل شدن را در ولایت محکومکردن نه، بلکه از همان لحظهای آغازین که ما آمدیم با استقبالِ شکوهمند و بینظیر مردم مواجه شدیم، که به مدت یک ماه در اطراف ولایت تجمعاتی که صورت گرفت و گروه های مختلفی که از هرگوشه و کنار آمده بودندند، راه یافت نمیشد. فکر کنم حضور گسترده و بیمانند مردم خودش دلیلی بر آن است که از آمدنِ ما راضی بودند و استقبال کردند. که اینگونه حمایت مردمی که ما شدیم، به نوعی در تاریخ سیاسی و اجتماعی بامیان کمسابقه بوده است.
در وضعیتی که سه وکیل مردم بامیان در پارلمان شما را به عنوان والی این ولایت قبول ندارند و از سویی همسویی و همکاری وکلا با مقام ولایت یک امر مهم و حیاتی است؛ این وضعیت چه عاقبتی برای کار شما خواهد داشت؟
حکومت محلی بامیان مطابق به اصول و اساساتِ حکومتداری موظف است که وظایفِ خود را به پیش ببرد و چشمانتظارِ اینکه کِی راضی است و کِی ناراض است٬ نماند و کارها را معطل نکند. ما هم از وکلای محترم تقاضا میکنیم که بجای مخالفت و بدخواهی خوب است برای خدمتگذاری به مردم شریفِ بامیان، و همچنان بخاطر اینکه صداقت شان را در قبال موکلین شان اثبات کرده باشند با حکومت محلی بامیان همکاری کنند. اما، در صورتیکه همکاری نکنند، ما چشم به راه و چشمانتظار رضایت و نارضایت کسی نمیباشیم و به قاش و ابرویی کسی نمیبینیم. به پیش میرویم و آنچه که صلاحیتهای قانونیای ما است، در راستای عرضه خدمات به مردم از هیچ نوع سعی و تلاش دریغ نمیکنیم. حکومت محلی خود را در امرِ خدمتگذاری به مردم تابع قانون میداند نه تابع رضایت و یا عدم رضایت این و آن. حکومت محلی تلاش میکند که از طریقِ خدمتگذاری به مردم، از طریقِ اجرای قانون و تأمینِ عدالت توجه و حمایت مردم را باخود داشته باشد. مخالفتِ افراد و خواستههای فردی هیچگاه مانعی کار حکومت محلی نخواهد شد.
عدهای قبل از این که به بامیان بیایید، شما را به شدت وابسته به حزب وحدت میدانستند و هراس داشتند که بعد از معرفی تان به عنوان والی، عملکردهای تان حزبی باشد و باز هم بامیان در جنجالهای حزبی و جناحی محروم بماند. پاسخ شما در این رابطه چیست؟
نکتهی اول اینکه من فکر میکنم اینکه بامیان را کشمکشهای حزبی به عقب رانده، از بنیاد یک حرفِ غلط و بیاساس است. این توطئه و شایعه از طرف کسانی است که منافع شخصی خود را در قالب این گونه شایعات دنبال میکند. شما فراموش نکنید که بامیان مرکزِ اقتدار، سیاست و هویتِ تمام هزارهها و «حزب وحدت اسلامی افغانستان» بوده و است. حزب وحدت اسلامی در دورانِ که جنابِ «استاد خلیلی» رهبرِ مقاومت در بامیان بودند، خدماتِ زیادی را انجام داده اند؛ میدان هوایی، تأسیس دانشگاه بامیان، تأسیس بازارِ جدید و خیلی از مسایلی که در زمان حزب وحدت انجام گرفته، اینها فراموشِ مردمِ قدرشناس بامیان نخواهد شد. نکتهی دوم اینکه در طولِ 13سالِ گذشته هیچگاهی حزب وحدت در راستایی خدمتگذاری به مردم، سنگاندازی نکردند. یعنی در طول 13سالِ گذشته حزب وحدت والی حزبی در بامیان روان نکرده بود. جناب «علی یارزاده» در آغاز چندسالی بودند و بعداز آن به صورت دوامدار و طولانی خانم «حبیبه سرابی» به حیث والی بامیان ایفای وظیفه کردند، که ایشان یک فردِ غیر حزبی بود و به حزب وحدت تعلق نداشت. اگر در دوران ایشان کاری برای مردم انجام نگرفته که تقصیر حزب وحدت نیست. کمکاری یا به هرترتیب کار نتوانستنِ ایشان را شما به پای حزب وحدت ثبت نکنید. نکتهی سوم اینکه تردیدی وجود ندارد و جای انکار هم نیست، من با افتخارِ تام و تمام میگویم که به لحاظ گرایش و علابق سیاسی به حزب وحدت اسلامی تعلق دارم و در دوران مقاومت در کناری رهبرِ مقاومت جناب «استاد خلیلی» در بامیان، یکهولنگ و درهچاشت حضور داشتیم و این یکی از افتخاراتِ من است. چنانچه که قبل از ما جناب »غلام علی وحدت» در اینجا بودند، ایشان یکی از اعضای هیئت رهبری «حزب انسجام ملی افغانستان» هستند. نکتهی چهارم اینکه کارِ اداری جدا از کار سیاسی است. بله که من در حزب وحدت تعلق دارم.
اما، منحیث والی و مسئول این ولایت و همچنان مأمورِ حکومت هیچگاه در اداره نه خودم کار سیاسی میکنم و نه هم به کسی اجازه فعالیت سیاسی را میدهم و هیچگاه از ولایت پُست حزبی نخواهیم ساخت. من به صفت والی، مأمورِ حکومت و تابع مشوره و نظرِ جناب رییس جمهور هستم، نه تابع نظر و مشوره حزب وحدت. گرایش سیاسی در جای خود محترم اما، کارِ اداری براساس یک سری اصول، ضوابط و قوانین باید پیش برده شود که این اصول باعث شود تا حکومت موفق از کارهایش بیرون برآید. اما، هرگاهی که اصول و اساسات اداری زیرپا گذاشته شود یا نادیده گرفته شود و اعمال سلیقه شود، آن اداره را از درون به بُنبست میرساند و من هرگز نمیخواهم که ناکام و ناموفق باشم و یا خود به دست خود اداره را به بُنبست بکشانم. عزم و اراده خدمت به مردم را دارم، تلاش آن را دارم که با سربلندی در خدمت مردم باشم، نه خدایناخواسته با ناکامی.
عملاٌ در بامیان هیچ کارِ اساسی صورت نگرفته و بیشتری ریاستخانهها متهم به فساد و کمکاری است که اینها از جانب احزاب حمایت میشود، شما در این رابطه چه گفتنیای دارید؟
اینکه کی از کدام آدرس آمده و از طرف کی حمایت میشود را من کار ندارم. در مجموع از همهی کسانیکه در اداره محلی بامیان است، از تمام رییس صاحبان محترم و از تمام مسئولین که در اداره محلی بامیان هستند، کار میخواهم. هر کس در هر کجا و هر موقفِ که باشد، هر قسم که حمایت هم شود، به آن کار ندارم. من از همه در چوکات قانون کار میخواهم. به همین خاطر است که به صورت بسیار مشخص و واضح با عوامل فساد و همچنان با کسانیکه به فساد آلوده اند، با همچون عوامل منفی مبارزه میکنم و هیچگاهی تحتِ هیچ شرایطی با فساد و فاسد کنار نخواهیم آمد. در روزی که ما خدمت جناب رییس جمهور رفته بودیم، از صحبتهای که ما خدمت شان داشتیم، برنامههای خود را گفتیم؛ دو مورد را بسیار واضح تعهد دادیم. یکی مبارزه با فساد اداری و دیگر جلوگیری از غصب زمینهای دولتی. در این قسمت از حمایت تام و تمام جناب رییس جمهور برخوردار هستیم و البته در همهی موارد.
و دیگر اینکه عوامل فساد از طرف احزاب حمایت میشود یا نمیشود اما، از طرف وکلای محترم حمایت میشود. هم چهرههای که متهم به فساد است حمایت میشود و هم در مجموع وضعیت به گونهی است که اگر یک «چپ راستی»ی مکتب هم از جای خود این و آنطرف شود، به صورت اتوماتیک وکلای محترم پُشت سر شان ایستاد هستند و یک معلم اگر از جای خود تغییر کند، پیش از احزاب وکلای محترم پُشت سر شان ایستاد هستند. بیحالی و کرختی بر امورحکومتداری سایه افکنده بود.
از آقای وحدت برای شما چه میراثی رسیده است؟
آقای وحدت به صفت والی بامیان مدت زمانِ کمی در بامیان بود. و همچنان ایشان در شرایطی برابر شدند که جنجالهای انتخاباتی بر سر همهی امور سایه افکنده بود، از جمله امور حکومتداری را به نوعی با اختلال و کُندی مواجه کرده بود. ما که آمدیم به صورت مشخص گفته میتوانیم که به نوعی اداره تعطیل بود. اما، آنچه که به صورت واضح و روشن گفته میتوانیم، تشدیدِ نوعی از خصومتهای قومی و منازعات اجتماعی میباشد که از ایشان به میراث مانده است. در بامیان اکنون به حدی منازعات اجتماعیای حل ناشده وجود دارد که بر سر هر موضوع شما دست بگذارید، از جمله در موضوعات انکشافی که در آنجا یک جنجالی وجود دارد. این جنجالها را ایشان میتوانست با حوصلهمندی و صبوری حل کند. حال در هرکجایی که شهرکی پلان شده و از طرف وزارت شهرسازی دارای جواز و پلانِ تفصیلی است، بر سر این شهرکها جنجال اجتماعی است. در مجموع برنامههای انکشافی همه با منازعات و جنجالهای اجتماعی مواجه است. و خیلی از مسایل دیگر هم وجود دارد که با جنجالهای اجتماعی مواجه است. بدتر از همه داغ شدنِ مسایل قومی را بتوان گفت که یکی از میراثهای به جامانده از جناب وحدت است. تشدیدِ منازعات قومی بین تاجیک و هزاره، بین سید و هزاره است که قبل از آن شاید در این حد وجود نداشته بود. ایشان به دلایلی خاصی علاقهمندی آن را داشته است که به این مسایل بپردازد. گاهی وضعیت به گونهی است که آدم متوجه پیامد رفتارِ خود نمیباشد، شاید ایشان ناخواسته برخی از رفتار شان باعث تشدیدِ منازعات قومی شده است.
در حالیکه توسعه و انکشاف امور حکومتداری در مجموع باید براساس قانون عیار باشد، نه براساس خواستهها، سلیقهها، قومیت و مذهب. حقوق شهروندی باید معیار و محکِ حکومتداری باشد. شهروند فارغ از اینکه کی به کجا تعلق دارد، به لحاظ گرایش سیاسی به کدام گرایش تعلق دارد، به لحاظ قومی و مذهبی به کدام پایگاه وابسته است. هرکس هر چیزی که است از دیدگاه قانون در نظر حکومت باید شهروند شمرده شود. از این لحاظ مسایل توسعهای، اسکان، شهرکسازی و جابهجاییها نباید در هیچکجای افغانستان قومی شود، چون پیامدهای بسیار سنگین دارد. و این نحوی منازعات تاریخیای قومی را در افغانستان تشدید میکند، بلکه مسایل توسعهای و انکشافی و دیگر مسایل حکومتداری براساسِ حقوق شهروندی عیار شود. هرکسی که بامیانی است و به هر قوم، مذهب و گرایش سیاسی که تعلق دارد، از دیدگاه قانون شهروند بامیانی بوده و شهروند داری حقوق مساوی میباشد و نگاهی حکومت به مردم باید از از زاویه شهروندی باشد. به همین لحاظ است که مسایل قومیای در زمان ایشان برجسته شده، حالا هر گپی شود به صورت اتوماتیک آدمها کود میدهند که ما از فلان قومپ، از فلان مذهب هستیم، در حالیکه هیچکسی بدونِ یک پایگاه مذهبی و قومی نیست. همان کسی در افغانستان هیچ پایگاه قومی و مذهبی ندارد کی است؟ و مسئلهی دیگر است که استفاده از نیروی قوم و انرژیِ مذهب در مسایل بازسازی، به باور ما کارساز نیست.
آقای وحدت ادعا میکند که در 53 سال اخیر موفقترین والی این ولایت بوده است؛ ولایت بامیان از درجه سوم به درجه دوم ارتقا یافته و ولسوالی نمبر 2 یکه ولنگ نیز شکل گرفته است، نظر شما در این رابطه چیست؟
میگویند که:«بهتر آن باشد که سِرى دلبران ـ گفته آید در حدیثِ دیگران» اینکه آدم از خود حدیثِ نفس کند، به باور من به لحاظ اخلاقی هم دارای نکوهش، ملامت و مذمت است و دیگر اینکه یک کارمند حکومت بعداز ختم کارش موفق بوده یا ناموفق، کامیاب بوده یا ناکام این داوری و این قضاوت را باید مردم بکنند، نه خودِ آدم. خود را همه کامیاب و موفق میگوید؛ و در دنیای هیچکسی را ندیده اید که خود را ناکام بگوید، به جز بعضی از آدمها که به لحاظ اخلاقی از یک نوع اتوریته و «مورال» قوی برخوردار باشد تا واقعیتها را منصفانه بیان کند، کامیابی و ناکامیای خود را فارغ از همهی دغدغههای شخصی بیان کند. اینگونه آدمها خیلی کم است و به این لحاظ بهتر است که قضاوت را مردم کنند که چه کسی کامیاب بوده و چه کسی ناکام.
آقای وحدت در همهی محافل از نهالشانیاش به عنوان دستاورد یاد میکرد، این نهال ها کجاست و شما در این رابطه گفتنی دارید؟
پروژه نهالشانی را به عنوان یک کارِ مفید و مثبت روی دست داشتند که نهالشانی یک کارِ بلند مدت و زمانبر است، که نهال از زمانی که غرس میشود اگر خوب رسیدهگی شود، حداقل پنج سال تا شش سال را زمان میبرد تا به نتیجه برسد. کاری که ایشان کرده زود است که بگوییم در کجا است یا نیست؛ این را هم باید مردم بگوید که در کجا است یا نیست. در این رابطه ما چیزی نمیگوییم، بخاطریکه برخی از مسایل اقتضای ذات و اقتضای ماهیتاش زمانبربودن است، از جمله همین کارِ نهالشانی.
در عین زمان تعداد زیادی از رؤسا متهم به فساد هستند. مثلا رییس معارف. شما به حیث مقام ارشد حکومت در بامیان برای برطرفی عوامل فساد و ایجاد فضای سالم در ادارات دولتی چه راهکارهایی را روی دست دارید؟
ما حدِاعظمِ از تلاش خود را میکنیم و توجه، حمایت و عنایت جناب رییس جمهور در این زمینه وجود دارد که باید با عوامل فساد مبارزه کنیم و فساداداری را از ادارات ریشهکن نماییم. در ادارات محلی بامیان هرکسی به هر جناح و گروهی که تعلق داشته باشد، اگر صادقانه کار کند ما به گرمی دست او را میفشاریم و حمایت میکینم. اما، از فساد و فاسد هرقسم و هرکسی که باشد، بیزار هستیم و با عوامل آن مبارزه میکنیم تا از میان برداشته شود. از کسانیکه از فساد و فاسد حمایت میکند تقاضا میکنیم که از فساد و فاسد حمایت نکنند، بخاطری اینکه فساد در حق تمام مردم جفا است.
قرار معلوم دوسیه فسادِ رییس معارف بامیان آقای «ادا» به سارنوالی آمده است و همچنان ایشان در تلاش خارج شدن از افغانستان میباشد، مشخصاٌ در این رابطه چه اقدامی را تاهنوز کرده اید؟
هرکسی متهم به فساد باشد ما مطابق با قانون با او رفتار میکنیم، نه مطابق با مسایل شخصی. هرآنچه قانون اقتضاء میکند باید عملی شود، فرق نمیکند که کی باشد. موردِ مشخص که شما نام بردید، این دوسیه در سارنوالی است و روند تحقیق همچنان جریان دارد، هرگاهی نتیجه تحقیق منجر به این شود که این آدم فاسد است و فساد کرده، باید مطابق با قانون جزای خود را بکشد. تنها ایشان هم نه، هرکسی دیگری هم که متهم به فساد باشد و دوسیهای در سارنوالی داشته باشد و یا تاهنوز آن دوسیه به سانوالی نرفته باشد اما، مدارک مدلل و مدارکی که باعث اقناع وجود داشته باشد که به سانوالی معرفی شود، مطابق به قانون با او رفتار میکنیم.
در ارتباط به تلاش خارج شدن رییس معارف بامیان از کشور، در زمان حکومت رییس جمهور کرزی این راه ها وجود داشت اما، در حکومتِ وحدت ملی شما دیدید که فسادپیشههای که قصدِ خارج شدن از کشور را داشتند دستگیر شدند و باور ما هم بر این است که در بامیان هم هرکسی که متهم به فساد باشد و اثبات شود، فکر نکنم که خارج شده بتواند، حتمن به پنجهی قانون سپرده خواهد شد و جزای خود را خواهد دید. اما، رییس معارف تا هنوز سروظیفهی خود است و اقداماتی که سارنوالی انجام داده است، به امنیت ملی مکتوب داده که ایشان پاسپورت داده نشود و تدابیرِ احتیاطیای دیگر هم روی دست است. در هرحال در روشنایی قانون این دوسیه باید تحقیق شود و نظر به قانون حکم صادر شود.
ساحه سبز شهرک عیسی خان توسط زورمندان و مقامات دولتی غصب و ذخیره کچالو ساخته شده است، در این رابطه چه گفتنی دارید؟
این موضوع هم بر میگردد به زمان مدیریت آقای وحدت، در آنزمان گفته میشود که آقای «حسن عبداللهی» وزیر اسبق شهرسازی به بامیان آمده بوده، تمامِ پلان تفصیلی شهرکِ عیسی خان را دست زده، اصلاحات و تعدیلات را ایجاد کرده؛ مارکیتها، منازل رهایشی و بلند منزلها را تعدیل کرده است. یعنی در مجموع پلان تفصیلی را دست زده است و تعدیل کرده که از جمله همین ساحهی که فعلاً موردِ منازعه است گفته میشود که در پلان تفصیلی قبلی «خالیگاه» نشان داده شده بود، که در آنجا جناب دکترعبداللهی تصمیم گرفته این قسمت خالی گاه را تبدیل به ساحه رهایشی کنند و این ساحه رهایشی عمدتاً برای کسانی توزیع شده که زمینهای شان به «میدان هوایی» رفته است. فعلاً همین جنجال را هم از دوره های قبلی به میراث گرفتهایم. اما، تدابیری که ما سنجیدهایم، از وزارت محترم شهرسازی تقاضا کردیم که هم همان پلان اولی و اصلی را ببینند و هم پلانِ تعدیل شده را. و بخاطری حل این موضوع یک هیئت روان کرده بودند که این هیئت 15روز اینجا کار کردند و سرانجام آنها سه/چهار گزینه را به خاطر حل موضوع به وزیر محترم شهرسازی پیشنهاد کردند که ما امیدواریم این جنجال حل شود.
هنوز تعداد زیادی از مردم مرکز بامیان در مغارهها زندگی میکنند، برنامههای شما برای آنها چیست؟
با تأسف باید بگویم که پدیدهای مغارهنشینی یکی از مشلات اجتماعی در بامیان است. هرچند که بعداز سقوطِ رژیم طالبان تا هنوز چندینبار برای ختم پدیده مغارهنشینی از طرف حکومتِ محلی بامیان در دورههای قبل اقداماتِ صورت گرفته است، به گونهی مثال در زمان آقای «علییارزاده» در منطقهی «سنگچسپان» با حمایت مالی داکتر «سیما سمر» در قسمت اول دشت «ملا غلام» خانههای ساخته شد که در آن خانهها باید مغارهنشینها جا داده میشد و جا داده هم شد، اما با آنهم پدیده مغارهنشینی پایان نیافت. به مرور زمان پدیده مغارهنشینی قسماً به یک موضوع مافیای تبدیل شده. یعنی اینکه یک تعدادی که هم خانه دارند، هم مِلک، موتر و دکان در بازار دارند، اما اینها یا اینکه خودِ شان در مغارهها به شکلِ بسیاربد زندگی میکنند و یا هم مغارهها را به گِرو و اجاره میدهند. اما، باید تأکید کنم که تعدادِ زیادی از مغارهنشینها افرادی بیبضاعت و فقیر میباشند. یعنی مغارهنشینها را میتوان به دو دسته تقسیم نمود؛ یک دسته همان مافیا هستند که مغارهها را به گروگان گرفته اند و دستهی دیگری هم افرادی کاملاً مستحق و بیبضاعت هستند. وقتی که ما به بامیان آمدیم، یک هیئتِ را مؤظف ساختیم که به آرامی و بدونِ سروصدا مجموعِ مغارهنشینها را ثبت و راجستر کنند. افرادی بیبضاعت واقعی را از افرادی که برای کمک و وانمود میکنند که فقیر میباشند، تفکیک نمایند. و ما برای اسکان آنها پلانهای مشخص روی دست داریم که براساس آن پلان باید این افرادی بیبضاعت واقعی از مغارهها کشیده شده و جابهجا شوند. برای مغارههای که خالی میشود تدابیری رویدست گرفته شود که دیگر در آنجا کس زندگی نکنند. چرا که سازمان «یونسکو» تا هنوز چندینبار اخطار داده است که ساحاتِ سرخ که شاملِ ماسترپلانِ یونسکو میشود موردی تهدید است، از جمله مغارهها. این مغاره ها باید تخلیه شود تا این ساحات سرخ از تحتِ تهدید بیرون آید.
اخیراً پرندههای کمیاب در بخشی از نقاط و همچنان ماهی در «بندامیر» و «دره چاشت» به طور غیرقانونی شکار میشود، چه اقدامی برای جلوگیری از آن روی دست دارید؟
در 15سنبله، دومین جلسه «کمیته بندامیر» را بعداز آمدنِ در ولایت بامیان داشتیم و در آنجا در جلسه قبلی هم فیصله کرده بودیم و در این جلسه هم مشخص فیصله کردیم که به هیچ وجه و هیچ کسی حق صیدِ ماهی در بندامیر و همچنان شکارِ پرندهها را ندارند. در این قسمت دستاوردهای خوبی هم داشتیم که 14بازِ شکاری را از نزدِ افراد گرفتیم و در حضوری یک هیئت اینها رها شدند. در این قسمت تدابیری که رویدست گرفته بودیم، عملی شده و هیچ نگرانیای از این بابت وجود ندارد.
در قسمت شهرک جنجالی عیان چه گفتنی دارید؟
قبل از اینکه به این پرسش مشخصاً پاسخ بگویم، میخواهم روی یک نکته کنم، اینکه در طول 13سالِ گذشته در افغانستان زمینهای دولتی در ولایتهای مختلف غصب شده است، امّا با تأسف باید بگویم که غصبِ زمین توسطِ مُهرِ محکمه و دستگاهِ قضایی افغانستان تأیید شده است. حالا هر غاصبی را در هر گوشهی که ببینید مُهر محکمه را به رُخ شما میکشاند، اینهم سندِ ما که در مخزن کُنده دارد و در آرشیف موجود است، در هر کجایی دیگر که شما پَی گیری نمایید کُنده و ثبت دارد، ثبت محفوظ دارد. از جمله ساحهی که معروف به «شهرک حاجی عیان» شده، واضح و روشن است که زمین دولتی است. بازهم باید با تأسف فراوان باید بگویم که حاجی عیان فعلاً سندِ محکمه را در دست دارد و همین سند دارای ثبتِ محفوظ، کُنده در مخزن و هرکجایی دیگر که شما آن را ردیابی کنید دارای سک کُنده و اساس است. اگر غصب هم شده که همه میدانند این ساحه دولتی است، اما فعلاً ایشان سند از طرفِ محکمه را در دست دارد که مطابق به قانون اساسی افغانستان نمیتوان و نمیشود در برابرِ سند و مُهرِ محکمه چیزی را گفت. تا قبل از آمدنِ ما، در زمانِ آقای وحدت که ایشان البته براساس دلایل و علایقی که داشته، بدونِ اینکه شاروالی هم همکاری کند، شخصاً جواز داده بوده که کار کند. ما که آمدیم کاری به نحوی جریان داشت، برای حاجی عیان گفتیم که از دوره مقاومت هم شما را میشناسیم، رفیقِ دوره مقاومت ما هستید، از «کوته درهصوف» تا «درهچاشت»،«نَیَک»، «کوهِ کِنَک»، «پسرویه» و «بله ریگ»... باهم بودیم، در این مسایلِ اخیر هم با ما یاری کردید، از همهی اینها «تشکر!» و همهی مسایل سر جای خود، رفاقت شخصی سر جای خود، اما مسایل حکومتی ـ طوریکه پیشتر گفتم مسایل حکومتی جدا از مسایل حزبی و سیاسی باشد ـ و مصالح عامه جدا از رفاقتهای شخصی و دوستیهای فردی باشد. به این لحاظ از ایشان تقاضا کردیم اینکه مُهرِ و سندِ محکمه را دارید، این فقط میتواند موجبِ اثباتِ ملکیت شما شود. یعنی سند و مُهر محکمه موجبِ شهرکسازی نمیشود. شما وقتی شهرک میسازید باید از مجرای دیگری اقدام کنید که آن وزارت محترم شهرسازی کشور است. گفتم که شما بروید پلانِ تفصیلی خود را بیارید و بعد کارتان را شروع کنید. اگر پلان تفصیلی هم نمیآورید یک مکتوب از وزارت شهرسازی بیارید که مطابق به این نقشه که خودشان ساخته کارشان را ادامه بدهد؛ در غیر آن ما مؤظف هستیم که از خانههای خودسر و از ساختوسازهای بیرویه که موجب منازعات اجتماعی و خیلی از مسایل دیگر میشود، جلوگیری کنیم. براین اساس از کار ایشان مطابق به قانون جلوگیری کردیم و یک هیئتِ را از وزارت شهرسازی خواسته بودیم، این هیئت آمد ساحه را دیدند و با حاجی عیان هم صحبت کردند، آنها گفتند که بدون پلانِ تفصیلی در هیچکجایی نمیشود شهرک ساخت. آنها هم به حاجی عیان گفتند که اگر میخواهید شهرک بسازید، بیایید به وزارت شهرسازی و از مجرای قانون اقدام کنید، پلان تفصیلی خود را بسازید و بعد بیایید شهرک بسازید. حالا هم هرگاه ایشان از طرف وزارت شهرسازی پلان تفصیلی آورد ما در خدمت شان هستیم و تشویق هم میکنیم که بامیان را بسازند، شهرک بسازند و خیلی هم خوب است. هر کسی که علاقه به ساختن شهرکهای قانونی داشته باشد خوب است، اما بدون حکم قانون ما به حکم قانون مؤظف هستیم که از ساخت و سازهای بیرویه، خودسرانه و غیرقانونی جلوگیری کنیم.
گفته میشود که پولِ زیادی عمدتاً از فقرا و کسانی که توان خرید زمین در نقاط بهتر شهر را نداشتند توسط عوامل مافیایی برده شده است. چه اقداماتی در قسمت بازپس گیری پولِ مردم و دستگیری و معرفی این عناصر به پنجهی قانون از سوی حکومت محلی صورت گرفته است و یا روی دست دارید؟
بازپسگیری پولها و تعقیبِ کسانی که به صورت مافیایی از مردم پول گرفته اند، این موجبِ شکایت افراد و اشخاص صورت میگیرد و حکومت در قبال شکایتهای مردم پاسخگو و مسئول است. بدون شکایت افراد و اشخاص ما نمیتوانیم که کسی را مورد تعقیب قرار دهیم و یا آنها را به محکمه و سانوالی بسپاریم. هرگاه مردم شکایت کردند ما به موجب شکایت مردم و مستند به شکایت مردم حکومت محلی مؤظف است که قضایای را دنبال کند.
یکسال قبل شهرک بابا رسماً افتتاح شد اما هنوز از توزیع آن خبری نیست، چرا؟
شهرک بابا و در مجموع هفت شهرکِ دیگر که از ظرف وزارت شهرسازی در زمان آقای عبداللهی پاس شده و دارای پلان تفصیلی است که اینها باید یکی یکی تطبیق شود و ما امیدوار هستیم که با تطبیق اینها مشکلِ مسکن و نیازِ به خانه و خانهسازی را مرفوع بسازیم. شهرک بابا که سالِ گذشته افتتاح شده، قبلاً هم گفتم که منازعات حل ناشدهی اجتماعی به نحوی به ما به میراث رسیده است. این شهرک اندک جنجالِ اجتماعی دارد که در حال حل شدن است، ما امیدوار هسیتم که با حل شدن جنجال اجتماعی کار شروع شود.
همیشه مرزهای بامیان با ولایت بغلان با ناامنی تهدید میشود. دولت چه اقداماتی در قسمت تأمین صلح و امنیت به این نقاط و در کُل بامیان انجام داده و یا میدهد؟
تا قبل از آمدن ما گاهی در آنجا نامنیها و جنگهای بروز میکرده، اما بعداز اینکه ما آمدیم با تلاشهای پیگیر و دوامدار که در امرِ تأمین امنیت داشتیم، هیچگونه ناامنی مشاهده نشده است و حتا یک مورد جنگ و ناامنی به صورت موردی کوچک صورت نگرفته است، اما طبیعی است که در هرکجایی که ناامنی و ناآرامیای دوامدار باشد، ماحولِ خود را به نحوی تهدید میکند از این لحاظ ما تدابیری همیشهگی و دوامدار را داریم که هیچگاهی ناامنیها به بامیان سرایت نکند.
در مجموع برای ولسوالیهای بامیان چه برنامههای را روی دست دارید؟
نمیشود که مرکز را از ولسوالیها تفکیک کرد، ما در مجموع تلاش میکنیم که عرضهی خدمات به نحوه یکسان برای همهی شهروندان بامیانی و برای تمام بامیان در هر گوشه و کناری به هر نحوی مطلوب، شایسته و مساوی انجام بگیرد. نمیشود که ولسوالیها را جدا از مرکز تصوّر کرد. وقتیکه عرضه خدمات صورت میگیرد و ما تلاش میکنیم که مساوی انجام شود. و همچنان پلانهای انکشافی به گونهی است که هم شامل مرکز میشود و هم شامل ولسوالیها که ما گامبهگام دنبال میکنیم تا به بهرهبرداری سپرده شود.
عنوان «پایتخت فرهنگی کشورهای سارک» برای بامیان چه اهمیت و دستاورهای داشته است و پروژههای که قرار بود با بودجه سارک تطبیق شود، چه شد و به کجا رسید؟
بامیان یک شهرِ تاریخ و تمدنی که دارای آثار و اماکن تاریخی و باستانی میباشد؛ یک نعمت و یک فرصت برای افغانستان و برای بامیان است. به همین دلیل بود که بامیان «پایتخت فرهنگی سارک» انتخاب شد، اما با تأسف باید بگویم که در آن زمان حکومت درگیرِ مسایل انتخاباتی بود و توجه برای برنامهریزیها و اختصاص بودجه در این قسمت صورت نگرفت. وقتی که غزنی به عنوان «پایتخت فرهنگی جهان اسلام» اعلام شد، حکومت توجهی فوقالعاده جدی نمود و براساسِ معلومات و گفتههای مسئولین ولایت غزنی به مدت سه سال، حکومت در سالِ 10میلیون دالر در آنجا در راستای بازسازی، توسعه و آمادهگی گرفتن هزینه کرد. اما، در بامیان بخاطری «سارک» امکاناتِ مادی و مالی که اختصاص یافته بود، 500000 دالر اختصاص دادند که 100000 آن در مرکز توسط وزارت اطلاعات و فرهنگ برای پذیرایی مهمانها دَور داده شد و 400000 آن به بامیان آمد که اکثریتِ این پول در همان دور نخست جشنواره سارک(مراسم افتتاحیه سارک) به مصرف رسیده است و افتتاحیه «کمپ هنری سارک» که چندی قبل ما برگزار کردیم، با شکوهمندی تمام، در حقیقیت میتوانیم بگوییم که با هزینهی بسیار اندک بود. اما، در قسمت بازسازی و انجامِ تعهداتی که از طرف وزارتخانهها صورت گرفته بود، هیچ کاری چشمگیر و جدی نشده است؛ یعنی مجموعِ تعهداتی که وزارتخانهها دادند، برخی شان البته در جریان زمان باید انجام شوند و برخی شان که باید انجام میشد، هم انجام نشد. از این لحاظ واقعاً که توجهی به بامیان نشده است، میارزید و سزاوار بود تا تاریخ، تمدن و فرهنگِ دیرینهسالِ بامیان مورد توجه قرار میگرفت و بامیان مستحق آن بود که حکومت مرکزی در این قسمت توجهی جدی میکرد که نشده و نکرده است.
شما درست در دورهای هستید که تمامی والیان پیشین بامیان و رهبران هزاره متهم به کمکاری و بیتوجهی به ولایت بامیان هستند، چه راهکارهایی دارید تا بامیان را از محرومیت و انزوا نجات بدهید؟
هرچند که به لحاط زمانی ما در بدترین زمان آمدیم، یعنی در زمانی آمدیم که تمام فرصتهای بامیان و افغانستان به لحاظِ توسعهای و مسایل انکشافی از دست رفته است. فعلاً نه دونرها و همکاران بین المللی افغانستان به صورت دستودل باز مصرف میکند و نه هم حکومت افغانستان توان امکانات مادی را بخاطری تطبیق برنامههای انکشافی رویدست دارد، به این لحاظ بدترین زمان است. اما، ما با تمامِ توان خود تلاش میکنیم که خدمتگذار برای مردم بامیان باشیم. اینکه در گذشتهها همهی رهبران هزاره را کسانی متهم به کمکاری و بیتعهدی کنند، این درست نیست. ما گاهی به صورت دستهجمعی تصمیم میگیریم که مشغول به «خودزنی»، خُردکردن و اتهام بستن به همدیگر شویم. همین اکنون هم جناب استاد محقق معاون محترم ریاست اجراییه و همچنان جناب استاد دانش معاون محترم ریاست جمهوری همواره در تلاش هستند که باید برای همهی افغانستان و بهخصوص برای مناطق محروم هزارهجات کار، خدمت و برنامهریزی کنند. و همچنان توجهي حکومت مرکزی را در اینجا معطوف نمایند. در دوره قبل که جناب استاد خلیلی معاون ریاست جمهوری بود، از هیچ نوع تلاش و خدمت دریغ نکردند. اینکه رهبران و کلانهای هزاره توجه نکرده اند، قبل از اینکه حرف خود هزارهها و حرف مردم باشد، این حرف دشمنان هزارهها است و ما نباید حرف دشمنان و رقیبان خود را تکرار کنیم.