این روزها مصادف است با سالروز در گذشت مجاهد مرد از خطة خونرنگ بامیان, مرد که عمری را با صداقت, شجاعت, غیرت, ساده زیستی و نیک نامی زیست و نامی نیک از خود به یادگار گذاشت.

عکس برگرفته شده ازسایت وحدت

  بابه علی یار, به حق از چهره های نامدار جهاد و مقاومت مردم سربلند ماست و در تاریخ حیات سیاسی و مبارزات عدالتخواهی مردم ما جایگاه برازنده و شایسته ای دارد.

نام بابه علی یاردر اذهان مردم ما تداعی کننده ای روزهای سخت جهاد, مقاومت ، پایمردی, و تصویر او نماد از شجاعت, غیرت, صداقت و فداکاری خواهد بود.

نام نیک بابه علی یار از نخستین روزهای جهاد و مبارزات ملت مسلمان افغانستان، در ردیف پیشگامان جهاد، و فرماندهان نامدار و نام آشنای وطن قرارگرفت واو از برجسته ترین فاتحان فتح بامیان، درسال ۱۳۶7از نزد حکومت کمونیستی, استوار ترین و در خشان ترین چهره مقاومت در فتح بامیان، درسال ۱۳۷۴از نزد دولت نام نهاد ربانی بود.

هرگز از یاد نمی بریم روزهای سخت و لحظه های دشوار پس ازسقوط بامیان، به دست نیروهای مسعود و عقب نشینی رهبران و نیروهای حزب وحدت تا یکه ولنگ را. روزهای که نیروهای مسعود سرمست از پیروزی های غرب کابل, با اردوی منظم, با روحیه عالی, با بهره مندی از تمامی تجهیزات جنگی مانند توب, تانک و بمب افگن فاتحانه به پیش می تاخت؛ شهیدان, شیبرتو, قرغنه تو و دشتهای خم نیل را یکی پس از دیگری به سرعت پشت سر می گذاشتند. روزهای که نیروهای دولت ربانی در نزدیکی های" نیک"مرکز یکه ولنگ اردو زده, برای فتح "نیک" و تسخیر هزارجات لحظه شماری می کردند. روزهای که تاب مقاومت تمام شده بود و دیگر نفس ها کم کم به شماره افتاده بود، نیک مثل مرکز بامیان کم کم در حال تخلیه بود؛ درآن روزگار،"بابه علی یار"در زادگاه و قرارگاه خودش "نیطاق"حضور داشت. استادخلیلی پس از استقرار در"یکه ولنگ" بلافاصله به سراغ بابه علی یار رفت, از او استمداد طلبید. علی یار کربلای نیز, بدون کمترین ادعا و یا خواهش و تمنا، با محاسن سفیدش، به سوی سنگرهای درهم ریخته و صفوف درهم شکسته ی نیروهای حزب وحدت درمنطقه ای "خم نیل"شتافت.

بی شک تجربه ی حضور این پیر باتدبیر قوت قلب مجاهدان, تکیه گاهی رزمندگان و الهام بخش فتح و پیروزی برای مردمان ما بود.

با حضور بابه علی یار اولین ضربات کوبنده در قریه ی"کوی کینک"در نزدیکی "نیک"، بر نیروهای مسعود وارد آمد و ماشین جنگی آنها در همان نقطه از کار افتاد؛ و این نقطه ای آغازین شکست نیروهای مسعود و ربانی در بامیان بود. پس ازآن سنگرهای دشمن یکی پس از دیگری درهم ریخت, نیروهای حزب وحدت در یک شبانه روز تا منطقه"خواجه علی" و "سرخک حصار", قرارگاهی همیشگی بابه علی یار در دوران جهاد رسید. پس ازآن نیز این بابه "علی یار"بود که باتجربیات جنگی، درایت وکفایت خویش در جمع فرماندهان و نیروهای حزب وحدت، در زیر سنگین ترین ضربات دشمن مقاومت نمود, تا اینکه سرانجام پس از چندماه جنگ سخت و طاقت فرسا, نه تنها بامیان را نجات بخشید بلکه نیروهای مسعود را تا منطقه ی کتارخاک در ولایت پروان به عقب راند و تمامی تجهیزات آنها را به غنیمت گرفت و حزب وحدت دارای تجهیزات جنگی مثل توب و تانگ گردید.

به پاس فداکاری ها ی بابه علی یار،در اولین مراسم ریژه نیروهای مسلح حزب وحدت در بامیان در زمستان سال ۱۳۷۴رهبری حزب او را در کنار خود داشت و در حضور هزارن نفر، به محاسن سفید او بوسه زد ودر میان فرماندهان حزب, او را شایسته ی لقب"سترجنرالی" دانست.گرچه همه کسانی که او را به خوبی می شناختند، میدانستندکه بابه علی یار پایبند القاب و عناوین این چنین نبود.

پس ازآن روزها نام بابه "علی یار "همواره درخاطره ها همراه بود با جهاد, مقاومت،شجاعت، صداقت ونیک نامی وازخودگذشتگی، واو حقیقتا سنگردار امین و سپر مطئمن بود برای مردمش.

اینک چند سالی بیش نیست که جای "بابه علی یار"پس از عمری جهاد و مقاومت, در میان مردم ما خالی است. شاید در این روزگار و این همه گیرودار, دیگر خاطرات روزهای تلخ و شیرین بامیان, یکه ولنگ و مردمانش، سابقه فداکاری بابه علی یار و همرزمانش، از ذهن و ضمیر رهبران جهاد ومقاومت و همسنگرانش، کم کم از میان رفته باشند؛ اما نقطه نقطه ای خاک یکه ولنگ و بامیان، تمامی کوه ها و دره های خواجه علی، سرخدر، قرغنه تو و شهیدان، تمامی قله های شیبر, شیخ علی و پروان، تا دشتهای بلخ, مزار و سمنگان یادآور روزهای حماسه ی حضور غرور آفرین وگام های استوار آن فرزند صدیق و افتخارآفرین وطن خواهد بود.

بابه علی یار مرد که تا آخرین روزهای عمرش از پا ننشست, تا زمان که مقاومت وپیروزی را به سرانجام نرسانید لحظه ی آرام نگرفت. به راستی که او همواره مدافع راستین وسنگردار امین مردمش بود, و مردم نیز تا زمان که نام از جهاد و مقاومت باقیست, یاد آن بابای قوم را هرگز فراموش نخواهدکرد.

نام نیک بابه علی یار جاودان, روحش شاد وعلی یارش باد!