به بهانۀ بیست و هفتمین سالروز تشکیل «حزب وحدت اسلامی افغانستان»

بیست و هفت سال پیش, در چنین روزهای سرزمین هزارستان شاهد نشست ها و گردهمایی های باشکوهی برای ایجاد وحدت و همسویی میان احزاب سیاسی شیعی در افغانستان بود. در اولین گام, مرحوم استاد عرفانی, استاد اکبری، شهید سجادی لعلی در بهار سال ۱۳۶۷ طی جلساتی در ولسوالی پنجاب زمینۀ نشست سراسری میان مسئولین سازمان نصر و پاسداران جهاد اسلامی را فراهم ساختند.
در تاریخ 67/4/24 مسئولین و فرماندهان این دو حزب, در مرکزولسوالی پنجاب گردهم آمده و پس از چهار روز بحث و مذاکره, قطعنامه ای را در شانزده ماده به امضا رسانیدند؛ که همین نشست, بعدها زمینه ساز تشکیل حزب وحدت گردید.
دو ماه بعد از آن, به تاریخی 67/6/16 در ولسوالی لعل گردهمایی میان مسؤولین سازمان نصر و پاسداران جهاد اسلامی تشکیل گردید و در این گردهمایی منشور اتحاد, در ۱۲ ماده به امضای مسئولین دو جریان رسید.
گردهمایی بعدی در 67/6/20 در ولسوالی بهسود با اشتراک نمایندگان نیروی اسلامی، نهضت اسلامی، حرکت اسلامی، سازمان نصر، پاسداران جهاد و نیروی صلح برگزار شد که در نتیجه سازمان نیرو و نیروی صلح نیز به این به اتحاد پیوستند.
در تاریخ 67/9/6 گردهمایی در ولسوالی جاغوری صورت گرفت که در این گردهمایی نهضت اسلامی، دعوت اسلامی و جبهه ی متحد انقلاب اسلامی نیز به اتحاد پیوستند.
سرانجام گردهمایی سراسری میان تمامی نمایندگان و مسؤولین احزاب و مجاهدین شیعه در تاریخ1368/4/25 درمرکز بامیان تشکیل گردید که پس از 7 روز مذاکرات جدی و شانزده دور جلسات فشرده در تاریخ 25تا27 سرطان 1368«میثاق وحدت» طی 20ماده امضا, حزب وحدت اسلامی تشکیل, و احزاب جهادی سابق منحل گردید.
افرادی ذیل میثاق وحدت را امضا کردند:
از سازمان نصر افغانستان: میر حسین صادقی، عبدالعلی مزاری، سید عباس حکیمی، نوید بهسودی، سجادی لعلی، هادی و واحدی.
از حرکت اسلامی افغانستان: سید محمد هادی هادی، فیاض ارزگان، سید حسین انوری، عصمت اللهی، رضوانی بامیانی، مدرسی .
از پاسداران جهاد اسلامی افغانستان: محمد اکبری، رضوانی، فکرت، رضایی، غفوری و واعظی؛
از جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان: رضایی و احمدی.
از نهضت اسلامی افغانستان سعیدی، باقری، افضلی.
از سازمان نیروی اسلامی افغانستان: قائمی، حسینی، جوادی؛
از حزب الله افغانستان نماینده وجود نداشت. از طرف سازمان دعوت, سعیدی نهضت وکالت داشت.(منبع: عرفانی, قربانعلی, حزب وحدت از کنگره تا کنگره, ص178)
مدتی بعد شورای اتفاق اسلامی به رهبری آیت الله بهشتی نیز به حزب وحدت پیوست؛ اما حرکت اسلامی به رهبری شیخ آصف محسنی با تعیین شرط و شروطی, از وحدت خارج و میثاق وحدت را که نمایندگان حرکت اسلامی امضا کرده بودند, نادیده گرفت.با آن که آقای محسنی شخصا و کبتاً با قلم خود تعهد داده بود که به وحدت وفادار می ماند. متن تعهد آیت الله محسنی چنین است:
« بسم الله الرحمن الرحیم
امید است اتحاد سراسری به وجود بیاید و در فرض عدم امکان آن, اعضای حاضر در جلسه یعنی نهضت اسلامی, پاسداران جهاد اسلامی, سازمان نصر و حرکت اسلامی حاضر به اتحاد هستیم و به آن تعهد داریم.
امضای آصف محسنی, قربانعلی عرفانی, قربانعلی محقق و علی افتخاری
.تاریخ 67/12/29 قم» (عرفانی, قربانعلی, حزب وحدت از کنگره تا کنگره, ص144)
علاوه بر آن آیت الله محسنی, خود جزء شش نفر عضو شورای عالی نظارت تعیین شده بود. شورای عالی نظارت در آغاز در تشکیلات حزب وحدت نبود, اما چون یکی از پیش شرط های آیت الله محسنی تشکیل شورای علمای امامیه بود, به جای آن شورای عالی نظارت به تصویب رسید و سید محمدعلی جاوید به عنوان نمایندۀ تام الاختیار آیت الله محسنی نیز بر آن توافق کرد(عرفانی, قربانعلی, پیشین, ص210).
نخستین کنگره ی حزب وحدت در بامیان در سال1370 برگزار شد که در این کنگره استاد مزاری(ره) به عنوان رئیس شورای مرکزی انتخاب شد.در اوائل سال 1371بافتح کابل, رهبرشهید نیز وارد کابل شد.در سال 1372شورای مرکزی نیز از بامیان به کابل منتقل شد.در 23سنیله پس از برگزاری انتخابات سراسری حزب وحدت و انتخاب استاد مزاری به عنوان دبیرکل حزب وحدت, استاد اکبری از حزب انشعاب کرد و عملا در کنار آقای مسعود و ربانی قرار گرفت. رهبرشهید از لحظۀ ورود به کابل تا لحظۀ شهادت, در کنار مردم ماند و سرانجام, در تاریخ 22حوت1373به شهادت رسید.با سقوط غرب کابل و شهادت رهبرشهید, بامیان بار دیگر به عنوان مرکز حزب وحدت انتخاب شد, شورای مرکزی به بامیان منتقل شد,تشکیلات حزب وحدت باردیگر فعال گردید. قریب چهار سال مقاومت بامیان نیز مقطعی مهم دیگری از حیات سیاسی مردم ما به شمار می رود.
با همۀ این فراز و فرودها, تشکیل حزب وحدت در واقع جدی ترین تلاش از سوی شیعیان و هزاره ها برای تغییر سرنوشت جمعی و ورود در عرصه های سیاسی افغانستان بود؛ که علیرغم سالها دوری از مراکز قدرت و سیاست و عدم تجربۀ فعالیت های سیاسی در گذشته, تا حدودی موفق عملکرد. با تشکیل حزب وحدت, مرحلۀ نوین از حیات سیاسی هزاره ها و شیعیان افغانستان آغاز شد. علیرغم کارشکنی ها, تشکیل این حزب ثمرات و برکاتی زیادی در داخل و خارج کشور برای مردم ما داشت. این حزب, در عرصه های سیاسی, فرهنگی و نظامی, صحنه های شورانگیز و بی بدیل را خلق کرد.ختم جنگ های داخلی, ادغام و انسجام نیروهای نظامی, احیای هویت کتمان شدۀ مردم ما, تثبیت جایگاه سیاسی و پیدا شدن آدرس و مرکزیت مشخص برای مردم ما و ظهور پدیدۀ رهبری در میان هزاره ها, تنها بخش از دستاوردهای تشکیل حزب وحدت بود. حق طلبی و عدالتخواهی بخش مهمی از دستاوردهای این حزب و آموزه های سیاسی رهبرشهید در چارچوب حزب وحدت است که امروز در وجود فرد فردی مردم ما نهاده شده است.
اما در این میان, ناگفته پیداست که حزب وحدت اسلامی, به عنوان مهم ترین میراث سیاسی شهید مزاری و سایر شهدای عزیزی که خون شان در پای علم و پرچم این حزب و در دفاع از آرمانهای آن ریخت؛ دیگرعملاً وجود ندارد. احزابی که به نام وحدت فعالیت دارند از حالت تشکیلاتی خارج, وصورت فردی و شخصی به خود گرفته است.امتیازگیری های آن ها نه برای مردم که بیشتر برای احزاب و افراد است.علل بیشترین ناکامی های مردم ما نیز در همین نکته نهفته است. در حالی که فلسفه و تجربۀ تشکیل حزب وحدت و رهبری شهید مزاری(ره) باید به ما آموخته باشد که اگر می خواهیم در برابری ستم و بیدادگری مقاومت کنیم, اگر می خواهیم به دفاع از حق و حقوق مردم خویش برخیزیم, اگر می خواهیم در افغانستان به حق و عدالت دست یابیم, چارۀ نیست جز بازگشت به حزب وحدت, با همان تشکیلات, با همان رهبری, با همان شورای مرکزی, با همان شورای عالی نظارت, با همان کمیته های فرعی و تخصصی, با همان اهداف و مرام و مقصد, البته با برنامه های جدید, استراتیژی جدید و مطابق نیاز و مقتضای زمان,
و در یک کلام, ما اگر می خواهیم به اهداف و مطالبات سیاسی خود دست یابیم, به تشکیلات منسجم, قوی و قدرتمند مانند حزب وحدت در گذشته نیازمندیم, حزب با همان قدرت و با همان شکوه و شوکت. در غیر آن صورت, با احزابی مختلف دارای اهداف متفاوت و گاه متضاد, به جای نخواهیم رسید.

یک جهان اعجاز دارد بامیان