مهاجرین افغانی در ایران که از فشارهای دولت اصولگرای احمدی نژاد و گفتمان« عدالت» خواهی ایشان به تنگ آمده بودند, بیشتر از هر قشر دیگری از تغییرات به وجود آمده در ایران و روی کار آمدن دولت « تدبیر و امید» دکتر روحانی استقبال نموده و از غلبه گفتمان« اعتدال»گرایی ایشان خوشحال به نظر می رسیدند. اگر چه هنوز قضاوت نهایی در زمینه رفتار و عملکرد این دولت در قبال مهاجرین زوداست, اما قرائن و شواهد نشان دهنده این است که هرچه زمان می گذرد وضعیت مهاجرین روز به روز بدتر, فشارها بیشتر, سختگیری ها شدیدتر گردیده و مخصوصا در این روزها روند دستگیری ها در برخی شهرهای ایران باشدت تمام افزایش یافته است.

از سفر وزیر مهاجرین افغانستان و مذاکره با مقامات مسئول و نویدهای داده شده نیز دوهفته گذشت, در این مذاکرات معاون وزیر خارجه ایران سخن از احتمال تمدید یکسال اقامت ویزای مهاجرین دارای گذرنامه خبرداده بود, وزیر کشور/داخله ایران نیز از تصمیم مثبت و جلوگیری از اخراج مهاجرین خبرداده بود و قرار بود ظرف یک هفته دولت ایرن در زمینه تصمیم گیری نموده و نتیجه را به دولت افغانستان اعلام نماید. اکنون یک هفته از مهلت قانونی دولت ایران برای مهاجرین دارای گذرنامه که 15سنبله/شهریور سال جاری بود گذشته است؛ این مهلت در آخرین روزهای عمر دولت احمدی نژاد در نظر گرفته شده بود. آن چه که در این روزها شاهدیم و گزارشهای را که از گوشه و کنار ایران می خوانیم و می شنویم, گویایی این است که تا کنون این مذاکرات میان مقامات دو کشور, وعده های داده شده برای بهبودی وضعیت مهاجرین و سخن از تمدید اقامت گذرنامه های آنها, تا کنون نتیجه عکس داده است. البته قرار گزارشهای موجود, در اجلاس شانگهای نیز یکبار دیگر وضعیت اقامت مهاجرین میان دو رئیس جمهور ایران و افغانستان مورد بحث قرار گرفته و گویا آقای دکتر روحانی وعده همکاری در زمینه تمدید اقامت مهاجرین را داده است, اما این وعده ها گویا صرفا در بدل تقدیر و سپاسگذاری های معمول, تکراری و همیشگی مقامات افغانستان, از مقامات جمهوری اسلامی ایران صورت می گیرد و بس.

در این روزها باردیگر سخن از بگیر و ببند و دستگیری های مهاجرین در شهرها, مبادی ورودی ها, حتی دستگیری از درون خانه ها به گوش می رسد. مخصوصا در دو ولایت/ استان کرمان و مشهد, روند دستگیری ها و رد مرزمهاجرین به طور بی سابقه ای افزایش یافته است؛ به گونه ی که در این دو استان/ولایت پولیس و نیروی انتظامی در تمامی میدانها, چهارراها و مبادی ورودی شهرها مستقر گردیده و مهاجرین را از سرچهارراه ها, از درون موترها و در موارد از درون خانه ها بیرون, و به صورت دست بسته روانه اردوگاها و سپس ردمرز می نمایند.

البته برخی تحلیل ها و برداشت ها این است که این سختگیری ها, پس از آن همه مذاکرات و نویدها برای سهولت و وعده های داده شده برای تصمیمگیری های مثبت به نفع مهاجرین, در قبال تظاهرات برخی هموطنان ما در مقابل کنسولگری ایران در هرات صورت می گیرد. در برخی گزارش ها آمده است که در ولایت/ استان کرمان بهانه برای سخت گیری ها و دستگیری های مهاجرین, ورود مرض وبا و جلوگیری ازگسترش آن اعلام گردیده است.

به هر صورت, این وضعیتی است که هر ازگاهی برای مهاجرین رخ می نماید و تکرار می شود؛ اما واقعیت این است که هم ایرانی ها از حضور انبوه, طولانی و دراز مدت افغانی ها در ایران به تنگ آمده و هم مهاجرین همیشه از رفتارهای خشن, غیر منطقی و غیر اصولی دولت ایران به تنگ آمده اند؛ همه از این وضعیت ناراضی و نا راحتند, اما با همه این نا رضایتی ها و ناراحتی ها, هیچگاهی پایان برای ختم پرونده های قطور این نارضایتی ها متصور نیست.

گرچه  به دور از انصاف است که در قبال این گونه مزاحمتها, سالها خدمات آموزشی و بهداشتی دولت ایران برای مهاجرین را نادیده بگیریم؛ در حال که ما تنها در طول سال بیش از صدهزار دانش آموز و بیش از ده هزار دانشجو در مدارس و دانشگاه های ایران داریم که با امکانات دولتی درس می خوانند؛ اما این خدمات هیچگاه رفتار خشن و گاه غیر انسانی نیروی امنیتی و انتظامی ایران را در قبال یک مهاجر مظلوم و بی پناه توجیه نمی کند و همین رفتارهای خشونت آمیز و غیر منطقی برخی مقامات مسئول زمینه تبلیغات دشمنان ایران را در افغانستان فراهم ساخته و باعث دلسردی دوستان ایران و دوست داران انقلاب گردیده است.

باشد که دولت تدبیر و امید دکتر روحانی, تدبیر لازم, شایسته و انسانی تری را در قبال این قشر مظلوم و بی دفاع هموطن ما اتخاد نموده و زمینه یک زندگی توأم با امنیت و آرامش را برای آنها فراهم نمایند و به شعارها و نیز وعده های داده شده در قبال مهاجرین جامه عمل بپوشاند.