تبليغاتX
بامیـــــــــــــــــــــــــــان

بسمه تعالی

حضرت آیة الله العظمی محقق کابلی ادام الله ظلکم علی رئوس المسلمین!

Image and video hosting by TinyPic

 باعرض سلام وآرزوی موفقیت

احترامابه استحضارمیرسانیم همانطورکه درجریان هستیددراین اواخرمسأله احوالات شخصیه جامعه تشیع مصوب درقانون اساسی جدید،تبدیل شده به یک مسأله سیاسی-جناحی،بعض ازکشورهای خارجی ومجامع جهانی وبرخی جناحهای داخلی انتقادمی کنندکه احوالات شخصیه باآزادی وحقوق زنان منافات دارد،لذاخواهان تجدیدنظرهستند،به علاوه بعض اشخاص نسبت داده اندکه حضرت عالی نیزراجع به احولات شخصیه نظرمساعدندارید.

(دربعض سایتهاازجمله بی بی سی،درمقاله ازحمزه واعظی مطلب تحت عنوان"قانون احوال شخصیه شیعیان،فروع فقهی درکرسی اصول حقوقی"منتشرشدکه گویامعظم له موافق این قانون نمی باشد).

بنابراین ازمرجع بزرگوارتقلیدجهان تشیع استدعاداریم نظرات خودرادرابطه به این موضوع مطروحه به طورشفاف بیان فرمایید.

 جمعی ازمقلدین معظم له- کابل 20/1/1388

بسمه تعالی

اولا:اینجانب احوالات شخصیه جامعه تشیع راکاملادیدم وخواندم،هیچ گونه منافات باشریعت وفقه جعفری نداردودرچوکات قانون شریعت اسلامی است ومنافات باآزادی وحقوق زنان ندارد.

 ثانیا:حقیرنسبت به آن کاملانظرمساعددارم وخواهان تطبیق احولات شخصیه می باشم.

 ثالثا:هیچ کس وهیچ نهادحقوقی وقانونی حق تجدیدنظردرمسایل دینی واسلامی راندارد.

 رابعا:کشورهای خارجی ومجامع بین المللی حق دخالت درامورداخلی وقانون اساسی کشورماراندارندوجای بسیارتعجب است که ازیک طرف شعاردموکراسی سرمیدهندولی عملابااین گونه اظهارنظرهاوتعلیق کمک ها،دموکراسی رانقض می کنند.

 درپایان به جناحهای معترض داخلی توصیه می کنم که نسبت به اسلام وشریعت نبوی که منجی جامعه ماست وفاداربمانندولبه تیزاعتراض وانتقاد رامتوجه بی عدالتی ها،مفاسداجتماعی،تبعیض های ناروای قومی منطقه ای وغیره بنمایند.

والسلام علی جمیع عبادالله الصالحین

 اللهم اجعل عواقب امورناخیراولاتسلط علینامن لایرحمنا

قربانعلی محقق کابلی

 حوزه علمیه قم

27/1/1388

تذکر:تمام مطلب این پاسخنامه بدون کم وکاست برگرفته شده است ازروی تابلوی اعلانات دفترمعظم له درقم است.


بقیه نظرات مخالف وموافق وآخرین عکس العمل هارادرصفحه ویژه"قانون احوال شخصیه"بخوانید!

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در شنبه 1388/01/29 ساعت 9:19 بعد از ظهر | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحیم

 وکذالک جعلنا کم امتا و سطا  لتکون شهدا علی الناس ویکون الرسول علیکم شهیدا

 ( قران کریم )

جای خوشی است که مبارزات برحق شما سرانجام نتیجه داد واینک ، درسایه نظام جمهوری اسلامی افغانستان پیروان امام جعفر صادق ، حق عمل آزادانه به مذهب خویش را یافته اند. داشتن قانون احوال شخصیه  ،مبتنی بر فقه غنی جعفری نیز دست آورد مبارزات شماست که به مثابه حق مسلم تان درقانون اساسی افغانستان تثبیت شده است . ودراین راستا شما به جای اینکه مدیون این وآن باشید ، مدیون اشک ها ،دردها وخون های هستید که دراین راه اهدا کرده اید. شما مردم سربلند وباافتخاری هستید که یک عمر برای استقلال ، آزادی وحاکمیت ارزش های مترقی دینی وانسانی مبارزه کرده اید واینک نیز هیچ کس حق فخر فروشی برشما را ندارد. این حق مسلم شما است که احوال شخصی خود را برمبنای قانون برگرفته از فقه غنی امام جعفر صادق ودرپرتو خرد وعقلانیت واقتضائات روزگار تنظیم کنید. هیچ کس حق سو استفاده از این موضوع را ندارد.متاسفانه درخلال روزهای اخیر ، بحث وجدل های درخصوص قانون احوال شخصیه  ،از حالت آزاد ومدنی وتوام با نزاکت واحترام خارج وبه یک جنجال کوچه  بازاری مبدل شده است وبیم آن می رود که دست های پیدا وپنهان دشمن ازاین قضیه سو استفاده کرده والتهاب وناامنی وحتا خشونت را درجامعه دامن بزند. دراین شرایط حساس من لازم می بینم که چند نکته را خدمت جامعه شیعه وپیروان اهلبیت یادآوری کنم.دستور تعدیل هرگونه قانون، از صلاحیت رئیس جمهور ، هیئت دولت وسایر مراجع قانون گذاری است. هیچ گروهی حق ندارد با فشار های خلاف منطق ، حق قانونی رئیس جمهور را محدود واورا از اعمال صلاحیت هایش بازدارد.


1-    پارلما ن افغانستان به عنوان یگانه نهاد تقنینی درکشور حق وضع تعدیل وتصویب هرگونه قوانین از جمله قانون احوال شخصیه اهل تشیع واهل تسنن را دارد. این حق به موجب قانون اساسی واصول اسلامی به نمایندگان ملت سپرده شده است  واین نه خلاف شرع، نه خلاف عقل ونه خلاف منطق.


2-    به جز مراجع نامبرده هیچ ارگان دیگر حق مداخله دراین مورد ویا سو استفاده از این مورد را ندارد.


3-    وضع وتصویب قانون ویا احیانا تعدیل آن یک بحث فنی وکارشناسانه است. نقص های که احیانا در قانون به وجود می آید باید از مجاری قانونی وبا درنظرداشت نظرات کارشناسان بایستی اصلاح وتعدیل شود.کشاندن چنین بحث هادرکوچه وبازار وتحریک احساسات مذهبی ملت شریف، جز خدشه دارشدن امنیت، آرامش وحیثیت مردم معتدل وخرد گرای ما پیامد دیگری ندارد. از شما مردم هوشیار وهمیشه درصحنه می خواهم که بهانه بدست سو  استفاده گران نداده ، همیشه آرامش انقلابی خودرا حفظ کنید وجلو هرگونه تشنچ را قاطعانه بگیرید. درپایان از مردم شریف می خواهم که آرامش حفظ نموده وبگذارند که مراجع قانونی مربوطه قضیه را از مجرای قانونی آن پیگیری کند.  والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته  والله علی ما نقول وکیل

حاجی محمد محقق

رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان ورئیس کمیسیون اموردینی ، فرهنگی ، معارف وتحصیلات عالی مجلس نمایندگان


 حمل 1388 خورشیدی برابر با 16 اپریل 2009 میلادی/ افغانستان

برگرفته ازسایت سمنگان

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در جمعه 1388/01/28 ساعت 12:5 بعد از ظهر | لینک ثابت |

اقدام طنزآمیزیااعتراض گونه مردم بامیان که باابتکاررئیس تازه به دوران رسیده ای شورای ولایتی بامیان " جوادضحاک "صورت گرفت،پس ازغوغاسالاری معترضان ومدافعان قانون احوال شخصیه ای شیعیان،شایددومین موضوع است که امروزهاسوِِژه جالب رسانه های خبری داخلی وخارجی ونیزسایتهاووبلاگ های نویسندگان قرارگرفته وپوشش وسیع یافته است.

این اقدام باهرانگیزه ای که صورت گرفته باشد،ازسوی رسانه هابه عنوان یک اقدام سمبولیک وطنزآمیزمطرح گردیدکه به عنوان اعتراض ازسوی بامیانی هاعلیه دولت صورت گرفت.

اما آن چه راکه همه میدانندوبایدبدانند اینکه این گونه اقدامات جزهمین سروصداهای چندروزه رسانه ای وبه سخریه گرفتن شعورمردم بامیان ازسوی دست اندرکاران این گونه برنامه ها،هیچ سودی برای مردم محروم بامیان نداشته ونخواهدداشت وبااین گونه حرکات ومظلوم نمای هادل کاخ نشینان به حال کوخ نشینان نخواهدسوخت.

درواقع امراین مقامات دولتی است که دانسته ویانادانسته هرکدام به نحوی بامیان وبامیانی ها رامورداستهزاءقرارمیدهندبدون اینکه اقدام موءثرانجام گرفته باشد.

به طورمثال:

روزگاری آقای "علی یارزاده "والی بامیان بود،همین سرک بین بازارراباهزینه ای گزافی برسرهمین مردم به گونه عجیب وغریب سنگ فرش نموده بودکه نظیرآن درجاهای دیگردیده نشده بود؛یادش بخیر!هروقت باموتریابایسکیل روی آن راه میرفتی آن قدربالاوپایین می پریدی وبگونه ای قلقلک میدادکه آدم راخنده می گرفت.ومردم همیشه این شعررابه طورشوخی زمزمه می کرد:

سرک سنگی نمی خواهیم        والی یکه ولنگی نمی خواهیم

یک روزهم خانم حبیبه سرابی که سالهاست دیگربه لطف زوروقدرت دست یافته اش،ازوظائف معمولی زنانگی،جاروزدن خانه ونظافت منزل رهای یافته است،گاهی که دلش هوای جاروزدن ویانظافت منزل می کندازچونی مقرخویش پایین آمده جاروبدست می گیرددلسوزی وهمدردی شان رابه مردم باجاروزدن این سرکهای خامه وخاکی نشان میدهد.

یک روزهم خانم "لورابوش" حس بشردوستی اش گل می کند،باتمام دبدبه وکبکبه عزم بامیان کرده وبایک عالم طمطراق،افتتاح کارهمین سرک چندصدمتری بین بازاررادرجلوچشم صدهانفرازمردم بامیان درمعرض نمایش گذاشته،سپس عکسهاوتصاویرآن راازطریق سایت وزارت خارجه درمعرض تماشای جهانیان قرارمیدهدتاحسادت آنان راکه درفاصله های دورترازبامیان قرارداردبرانگیخته که چه پروژه های مهم دربامیان درحال اجراست!.

یک روزحامدکرزی بامعاون واعضای کابینه اش کارسرک کابل-بامیان راازمیدان شهرافتتاح می کند؛پس ازچهارسال وقت آن کاربه سرانجام نرسید،میایدکارسرک بین بامیان-یکه ولنگ راافتتاح میکند.

یک روزوالی صاحب بامیان ازشروع کار سرک کابل -بامیان ازطرف بامیان درآینده نزدیک خبرمیدهدروزی دیگربه وعده های امریکایی هادل خوش کرده سرک کابل-پروان-بامیان رابه مردم محروم بامیان نوید میدهد.

روزی کمبودبودجه بهانه برای به ثمرنرسیدن پروِژه اعلام می شود،روزی حضورطالبان علت ناکامی آن اعلام می شود.اتفاقا همین دوروزقبل،درجریان به اصطلاح حساب دهی دولت به ملت،آقای سهراب علی صفری وزیرفوایدعامه علت ناکامی دولت رادرجریان کارسرک کابل- بامیان ازطریق میدان شهر،وجودناامنی دراین مسیراعلام می نماید.این ناامنی گویانه تنهابهانه ای منطقی برای توجیه کم کاری وبی توجهی حاکمان دراین موردخاص بوده بلکه اکثرشکستهای دولت درامورزیربنای وکارهای اساسی راعدم تأمین امنیت اعلام می کند؛آخرکسی نیست سئوال کندکه درمناطق امن کشور چه کاری مهمی صورت گرفته است؟اگرمیدان شهرناامن است،ازبامیان تابهسودچه مشکل امنیتی وجودداردکه کارصورت نمی گیرد؟جزاینکه دلیل اصلی این باشدکه درهمین یک پروژه نیزاول بایدمنفعت برادران پشتون لحاظ شودویااینکه چون طالبان لجاجت کرده واجازه کارنمیدهندمانیزغیرازاین کاری نخواهیم کردتادراین لجاجت برطالبان فایق آییم که تجربه نشان داده فایق آمدن برطالب کاری آسانی نخواهدبود.

 بالاخره اینکه همه این اقدامات بی سرانجام ومسخره آمیزمقامات،ازریاست جمهوری تاولایت وشورای ولایتی که چیزی جزتحمیق مردم بامیان وتوهین به شعورآنهانیست به پایان یرسدیانرسدولی دوران حاکمیت کرزی کم کم به سررسیداما آرزوی بامیانی هابه سرنرسید وچیزی جزهمین سرک های سنگی وکاهگلی نصیب آنهانگردید.

درحالیکه اگرمقامات بامیان واقعامی خواستندکاری موءثرانجام شود،دنبال راه های معقول ترومناسب تربرای استیفای حقوق طبیعی مردم می رفتندوتصمیم عاقلانه تروخردمندانه تری رااتخاذمی کردند.

درشرایط کنونی،دوران حساس انتخابات پیش رواست وجامعه جهانی هم چشم امیدشان به این انتخابات دوخته شده است،نه تنهامسئولین ومردم بامیان که کل هزاره هادراین فرصت بادولت کلامقاطعه نموده وازهرگونه همکاری وشرکت درانتخابات خودداری نموده واعتراض خویش رابه جهانیان اعلام نمایندویاراه های مناسب تری دیگری راجستجوکنند؛چون بزرگان ماگفته اندکه حق گرفتنی است نه دادنی.

 هروقت درباره سرک های بامیان خبری رامی شنوم  ویامی خوانم ناخودآگاه به یادطنز"هجویری "آن عزیزهموطن ازقول یک کلینر خطاب به آقای کرزی، می افتم وآن راباخودزمزمه می کنم:

تومیگفتی: سرک ها پخته میشه

دل مردم به صلح آموخته میشه

تو میگفتی: شب وروزجوالی

شود بهتر به مثل روز والی

تو میگفتی: که خانم های بیوه

نگردد بعدازاین دنبال میوه

تو میگفتی: گدا و معیوب و کور

نوازند درسرهرکوچه تنبور

تو میگفتی: عزیزان سرِ چوک

برقصند وبخوانند مست چون کوک

تو گفتی: مامورین بی بضاعت

نگیرد بعدازاین یک تنگه رشوت

تومیگفتی: که مردم مثل شلغم

شود باهم میان دیگ مدغم

تومیگفتی: دموکراسی بیاید

گهی ازدر، گه از اورسی بیاید

تو گفتی: ساکنان بامیان را

که برچیند گل این ارمغان را

ولیکین درعمل چیزی ندیدم

فقط یک حرف مفتت را شنیدم

سرک بامیان تاقیر گردد

جوان بامیانی پیر گردد

نمیدانی که روزم شام تار است

سرکها خامه و طالب نگاراست

عجیب ترس آور است اوضاع غالب 

به هر"کرنر" کمین کرده است طالب

وکیلان وسناتواران کشور

یکی دزد ویکی دنبال دختر

وزیران هم که جیب شان کلان اند

همه درفکر زیر و یاکه نان اند

 

یاشاید،بهترهمین که بگوییم بگذاریدماراتابه همین دلخوش کنیم که مارامردمی بنامند صلح دوست،نجیب،شریف،زحمتکش،خواهان آرامش وامنیت؛فقط همین افتخارمارابس،که سرزمین داریم عاری ازجنگ،تروروموادمخدر؛گوشه های سرزمین مارامنطقه صلح می نامند،صلح وامنیت،بدون هیچ  دستاوردوارمغانی وبدون هیچ پیامی!.

این هم توجیه سخنگوی دولت درپاسخ خبرنگاران راجع به این اعتراض:

حميدزاده يادآور شد: با توجه به شرايط و امکانات موجود قادر نخواهيم بود در آينده نزديک به تمامي نيازها پاسخ دهيم.
وي مردم باميان را بسيار نجيب، شريف و زحمتکش خواند و تاکيد کرد که اعتراض مردم کاملا بجا بود،حق آنان است که به علت نرسيدن امکانات و يا تاخير و کندي کار بازسازي اعتراض کنند.
وي گفت: عاملي که باعث اعتراض مردم باميان شد با همکاري وزارتخانه هاي ذي ربط و خانم حببيه سرابي والي باميان درحال بررسي است.

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در سه شنبه 1388/01/25 ساعت 0:31 قبل از ظهر | لینک ثابت |

قانون احوال شخصیه و هیاهوی معترضان ومدافعان

این روزهاکه همه مرثیه خوانان درمصیبت قانون احوال شخصیه شیعیان می سرایند،عده ای به نام مدافع وعده هم به نام مخالف و معترض،من نیزبه خاطرکه ازقافله عقب نمانده باشم مجبورم چندجمله بنویسم

قانون احوال شخصیه شیعیان افغانستان،پس ازمدت دوسال انتظار،سرانجام باعبورازهفت خوان رستم وکسب نظرموافق حتی متعصبین ازبرادران اهل سنت، آن هم باحذف چندماده وتعدیل بعض ازمواددیگرکه بامذهب آنان درتضادبود،درپارلمان به تصویب رسیدورئیس جمهورنیزآن راتوشیح نمود.امااینک این قانون درعبور ازیک خوان غربی هابامشکل روبروگردیده وتبدیل به یکی ازپرسروصداترین ماجرادرمحافل داخلی وخارجی گردیده است؛ آن هم پس ازتوشیح رئیس جمهوربه یک باره هیاهووجنجال های تبلیغاتی ازسوی غربی ها وسپس محافل داخلی .

گویاتمام این اعتراضات داخلی وخارجی ازسوی اشخاص حقیقی وحقوقی،منتظرتوشیح این قانون ازسوی رئیس جمهوربوده اندو تاآن زمان معترضین درخواب غفلت فرورفته وبه یکباره با جیغ ودادغربی ها همه ای شان بیدارشدندوفریادبرآوردندکه وامصبیتاچه مصیبت بزرگی! که برسرکشورومخصوصازنان عاجزه ای ساکن این سرزمین واردآمده است!

تمام عکس العمل های معترضین ،نشانگراین حقیقت است که اگرصدای اعتراض غربی هادرنیامده بودازهمنوایان داخلی آن نیزخبری نبود،درطول مدت دوسال که این قانون درپارلمان دورمیزدوبارهانیزبرگشت،کنفراسهاوسمینارهای به منظورنقدآن درداخل وخارج تدویریافت،هیچ صدای ازکسی ویاکسانی شنیده نشد، پس معترضین دراین بیداری نیزبایدمدیون غربی هاباشند.

 این مسأله نشان دهنده این واقعیت است که متأسفانه مابه قدری دچارخودباختگی شده ایم که نه تنهاخواهان همسوی قوانین کشورمابانظرغربی ها هستیم بلکه فریادهای مانیزنیزوقت صدادارمی شودکه اول بایداین صداهاازغرب بلندشودومابدنبال آنهاتقلیدصدانماییم.

ازسوی دیگر، آنان که این قوانین راتدوین وتصویب نمودندنیزشایدغافل ازاین مسأله بودندکه بایددرتطبیق مسایل ورفتارخانوادگی ویانحوه ای انجام عمل زناشوی شان(که بیشترنوک پیکان حملات مخالفان متوجه این مسأله است)پس ازاین بایدمطابق امیال غربی هارفتارکنندونمیدانستندیافکرنمی کردندکه عده ای درکشور(که کم هم نیستند)،آن قدرنمک شناس هستندکه نمی خواهندزحمات جانی ومالی غرب رابه هدردهندومعتقدندحال که غرب باتمام قواواردسرزمین شان گردیده واینهاحیات وزندگی شان رامرهون فداکاری غرب میدانند،درقوانین خانوادگی شان نیزبایدبراساس رضایت آنهاعمل کنند؛هستندعده ای که فکرمی کنندکه اگردرطول ۱۴۰۰سال به زنان شان ظلم کرده اند ومردان که به ناحق بالای همسران شان فرمان داده وآنان راواداربه تمکین نموده اند،پس ازاین نه تنها حق ندارندکوچکترین خواهش وتمنای برخلاف میل ورغبت آنان داشته باشند،بلکه اگربتوانندبه زعم خودشان این رفتارغیرانسانی ویاعقب ماندگی های ۱۴۰۰ ساله ای شان راهم ازاین ناحیه به نحوی جبران کنند.

غافل ازاینکه غرب ازاساس بااسلام مخالفندوازاینهابایدپرسیدکه کدام قانون اسلامی موردپذیرش غربیهاست که فقط این چندموردمخالف نظرآنهاست؟آنهادرکشورهای خودشان هم جنس بازی راقانونی میدانندآیامامی توانیم آن درکشورخودبه عنوان یک ارزش تلقی کنیم؟

اگرواقعاغربی هاآن قدردلسوزبه زنان است چرانسبت به کشورعربستان که زنان ازکوچکترین حقوق وکمترین آزادی بهره ای ندارنداینهاهیچ اعتراض نمی کنند؟

بااین همه آنچه که دراین قانون آمده اگرکسانی آن رابه دقت می خواندندوکورکورانه باتقلیدازدیگران فریادنمی زدند،می بینندکه تضییع حقوق درکارنیست واگرهم باشدقابل اصلاح است.

 در ماده 133 قانون احوال شخصيه اهل تشيع آمده است:که زن اجازه دارد برای انجام کارهای مشروع از منزل خارج گردد.»

ونیزدر در فقره سوم ماده 177 اين قانون آمده است كه: عدم تمكين زوجه مطابق احكام اين قانون، با عذر شرعي و عقلي جواز دارد.».

حال اگراینها(معترضان)طرفدارخروج غیرشرعی وغیرعرفی زن ازمنزل ویاعدم تمکین بدون عذرشرعی وعقلی باشندپس بدانندکه مشکل شان این قانون نیست بلکه مشکل رادربایدجای دیگرجستجوکرد.

ازسوی هم کاملا قابل پذیرش است که این قانون وحی منزل نبوده ومانندهرقانون دیگرقابل اصلاح وتعدیل است چنانکه رئیس جمهورووزیرخارجه کشورنیزدرپاسخ به انتقادهای غربی ها، ضمن دفاع ازاین قانون، درصورت مغایرت آن باارزشهای دموکراتیکآن راقابل بررسی مجدددانسته اندودرجلسه اخیرشورای وزیران (دوشنبه۱۷/۱/۱۳۸۸) نیزدستوربازبینی آن داده شده است.

به هرحال به غربی هاباید حق دادکه نشان دهند برای چه به افغانستان آمده اند،بایدخواسته های شان رادرمهم ترین مواردازجمله قوانین این کشوراعمال نموده وبایدنظرات شان موردتوجه قانونگذاران کشورقرارگیرندوشایداگرمقدارفشارهاویاتهدیدهای را واردمی کنندویاخواسته های شان رااعمال می کننداشکال ندارد،زیرادرعوض آن برای مادموکراسی!وآزادی رابه ارمغان آورده است؛حال که نفس کشیدن مامرهون حمایت غرب ونثارجان ومال آنان وفرزندان شان است بایدحق آن هارااداکنیم ورضایت آنان رابررضایت خالق مان مقدم کنیم چون اینجاهامسأله نقدونسیه مطرح است معلوم است که هیچ عاقل نقدرابه نسیه نمی فروشد!!!

اماآنچه که ازنوشته هاوگفتگوهای معترضان داخلی بدست میایدمی توان آنهارابرچنددسته تقسیم نمود:

۱-بدون تردیدعده ای ازاصل بادین ومذهب مشکل دارندوهیچ گونه قوانین دینی ومذهبی رابرنمی تابندوباهرچه نماددین ومذهب باشندمخالفندواین قانون فقط برای شان یک بهانه بیش نیست .

۲-عده ای هم هستندکه باآگاهی ونقددلسوزانه تلاش می کنندتا آن راموردنقدوبررسی قراردهند وخواهان اصلاح آن هستندوآن راقابل اصلاح میدانند.

۳-عده ای هم کسانی هستندکه بااشخاص که درتهیه وتدوین این قانون نقش داشته ویافکرمی کنندکه فلان اشخاص درتدوین آن موءثربوده اند،بااین قانون بادیده مغرضانه نگاه می کنند

۴-عده ای زیادازنویسندگان درسایتهاووبلاگهاراکسانی تشکیل میدهندکه اصلااین قانون رانه خوانده ،نه دیده ونه فهمیده اند،فقط شنیده اندکه "علی آبادشاراست" وآنهاهم بایدسروصدای دفاع ازحقوق زنان راازخودرآورندحتی عده ای ازاعضای معترض پارلمان که این قانون ازآنجاعبورکرده ضمن اعتراض شان معترفندکه آن رانخوانده یاندیده اند.

۵-دسته ای هم که بامذهب شیعه مشکل دارندودراصل باتصویب قانون به نام احوال شخصیه شیعه مخالفند.

۶-دسته دیگرتوشیح این قانون راازسوی رئیس جمهوری یک عمل سیاسی وانتخاباتی میدانندکه برای بدست آوردن رضایت شیعیان افغانستان صورت گرفته است.

۷-دسته ای هم درصدددامن زدن به اختلاف میان شیعه وسنی هستندودرکناراین بحث به فرافگنی های مذهبی دست میزنند.

نمونه های ازهرکدام ازاین دسته هارادرپیوندهای ذیل خواهیددید:

برای خواندن کامل متن روی عناوین زیرکلیک نمایید

دبیرکل ناتو: نمی تواند این موضوع را توجیه کند که سربازان در افغانستان برای دفاع از ارزش های جهانی کشته شوند ولی در همین حال در افغانستان قوانینی وضع شود که یک چنین حقوقی را نقض می کند.

ادعای محدود کردن حقوق زنان افغان از سوی کرزی رد شد

كرزي انتقاد غربي‌ها از قانون مربوط به زنان شيعه افغانستان را نادرست خواند

وزیرخارجه کشور: رسانه هاي غرب قانون احوال شخصيه شيعيان افغانستان را درست درک نکردند

اعلامیۀ شبکۀ جامعۀ مدنی و حقوق بشر افغانستان پیرامون تصویب و توشیح قانون احوال شخصیۀ اهل تشیع

تعدادازنمایندگان مجلس:«به هیچ کس از خارجی ها از سازمان ملل گرفته تا حقوق بشر و دولت های غربی، اجازه نمی دهیم که در مسائل دینی و مذهبی ما مداخله نمایند.»

کارشناسان:تصويب و توشيح قانون احوال شخصيه تشیع، گامي بلند و برجسته براي تامين همگرايي و وحدت ملي است

چرا انتقاد از قانون احوال شخصيه شيعيان؟!

اعتراض به 'قانون شیعیان افغانستان'

قانونی برای نقض حقوق زنان

یاوه سرایان از جان احوال شخصیه اهل تشیع چه می خواهند؟!

احتمال بازنگری 'قانون شیعیان' افغانستان

فقط حکومت غير دينی می تواند حيات شیعيان را تضمين کند! کابل پرس

یک بام و دو هوااز اسرائیل تا افغانستان 

سخنگوي دولت: قانون احوال شخصيه شيعيان افغانستان بازنگري مي‌شود

رییس جمهور، مغلوب فشار خارجی ها شد           افغان پیپر

 اسلامي‌ سازيِ جامعه يا نهادينه سازيِ منطقِ تبعيض؟       سایت جمهوری سکوت

بگذاريد عدالت پيروز شود               علی امیری

پيکرِ زن همچون میدان نبرد             اسدبودا

قضاوت نفرت انگیز("پیرامون عکس العمل منفی اوبامانسبت به توشیح قانون احوال شخصیه اهل تشیع")                               رضوانی بامیانی

پشت پرده غوغا سالاری غرب علیه قانون احوال شخصیه        محمدتقی مناقبی

غربیها فرهنگ غلط خود را مي‌خواهند به زور و هياهو و به وسيله افراد خود باخته مورد نظر خود كه در داخل هر كشور است بر سر مردم افغانستان بقبولانند.        آیة الله محسنی

اعتراض به قانون احوال شخصيه اهل تشيع، دسيسه مخالفين اسلام است  آیة الله تقدسی

چراغربیهااستقلال وحاکمیت سیاسی مارازیرسئوال می برد؟     آیه الله محسنی

بحث احوالات شخصیه اهل تشیع در روز نامه های کشور

عالمی بلخی:اگر حامد كرزي به خاطر فشار خارجي‌ها اين قانون را تغيير يا تعديل نمايد مردم افغانستان به خيابان ها ريخته و قيام خواهند كرد، زيرا اين قانون به نفع مسلمانان شيعه و سني است.

در جنجال قانون احوال شخصيه راه حل چيست؟            مشارکت ملی

يونيما، در انتظار نتايج بررسي قانون شيعيان

اعتراض مردمي به سخنان رئيس كميسيون مستقل حقوق بشردرمیدان وردک

مولوي حبيب الله از علماي اهل سنت افغانستان : تعرض به مذهب شيعه تعرض به اسلام و مسلمانان است

آقای دانش وزیرعدلیه کشور: هيچ گاه اجازه نمي دهيم يك ماده اين قانون برخلاف شريعت و قانون اساسي تعديل شود.

محمد محقق: اگر قانون احوال شخصیه اهل تشیع اصلاح نشود، توهین به هزاره ها است

راهپيمايي گسترده مردم غرب كابل در حمايت از قانون احوال شخصيه

دیدگاه سرورجوادی نماینده بامیان،عرفان نماینده کابل،دکترسجادی نماینده غزنی درحمایت ازقانون احوال شخصیه

 انعكاس وارونه تظاهرات زنان مسلمان افغانستان در شبكه‌هاي خبري غرب

يک گروه زنان شيعه، مخالفت و گروه ديگر طرفدارى خويش را از قانون احوال شخصيۀ اهل تشيع ابراز کردند.زنان گروه دومى که از اين قانون حمايت مى کردند همه با چادر نماز هاى سياه تيپ ايرانى و يک تعداد محدود با چادرى افغانى شعار هايى را که در آن نوشته بود"قانون اساسى افغانستان حامى قانون احوال شخصيۀ اهل تشيع است" و "حق برماست"تاخون دررگ ماست اسلام مذهب ماست" را انتقـال مى دادند، اما گروه دومى که از سوى نهاد هاى جامعۀ مدنى سازماندهى شده بود با لباس هاى تيپ غربى (پتلون- جمپر) شعار مى دادند:(تا خون در رگ ماست- انصاف مطلب ماست) و شعار هاى (برابرى حق ماست) و (قانون آرى! تحجر نه) را انتقـال مى دادند .

اعلامیه آیة الله صالحی کابلی

یک گروه پارلمانی(گروه راه نو) در افغانستان در واکنش به مخالفت روحانیون با بازنگری قانون احوال شخصیه شیعیان می گوید امکان بازنگری این قانون از راههای قانونی وجود دارد .

درجلسه پارلمان مطرح شد:ازنهادهای مربوطه درموردشرکت جوانان زیرسن18سال درتظاهرات قانون احوال شخصیه سئوال شود

مثل که جای جبهه مشارکت ایران درمخالفت بااحوال شخصیه شیعیان خالی بود

توضيحات مؤسسه تحصيلات عالي کاتب در باره تعديلات پيشنهادي اين مؤسسه

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در سه شنبه 1388/01/18 ساعت 1:22 قبل از ظهر | لینک ثابت |

بامیان درماه حمل 1374

آرامش قبل ازطوفان؛

 وقت پیکررهبرشهیدازبامیان به سوی یکه ولنگ وسپس مزارشریف منتقل شد،بامیان دریک آرامش قبل ازطوفان به سرمی برد،درحالیکه درروزهای آغازسال 1374مزارشریف شاهددرآغوش کشیدن فرزندشهیدخویش بودودرشب پس ازدفن رهبرشهیدازطریق رسانه ها اعلام گردیدکه آقای خلیلی به عنوان دبیرکل حزب وحدت اسلامی ومرکزبامیان به حیث مقرحزب وحدت انتخاب گردیده است وبه زودی اعضای شورای مرکزی ومسئولین حزب وحدت عازم بامیان خواهدشد،دربامیان نیز"سیداعلا"باتاجیک های بامیان جلسات متواترانجام میدادتابه نحوی به آنهااطمنان داده شودکه دربامیان مشکل برای آنهابوجودنخواهدآمدوحزب وحدت خواهان جنگ نبوده ونخواهدبود؛ازسوی نیزدراین ایام کوشش صورت می گرفت تانیروهای پراگنده حزب وحدت دربامیان سروسامان داده شودوآنهای که ازحزب ومسئولین آن دلخورندوبادیگران پیوسته انددوباره به حزب برگردانده شود.

آغازتحرکات مخالفین حزب وحدت

  یک هفته پس ازدفن رهبرشهیددرحالیکه آقای خلیلی بامسئولین حزب وحدت باپای پیاده ازطریق دره صوف عازم یکه ولنگ بود،دربازاربامیان نشریات ازکابل آورده شده وازسوی حزب وحدت مربوط به آقای اکبری به صورت وسیع دربین مردم توزیع گردید، دراین نشریه آقای اکبری درمصاحبه ادعاکرده بودکه اکثرمردم هزارجات طرفدارایشان است وبامیان نیزپایگاه اصلی این حزب خواهدبود وبه کسی اجازه نخواهددادتادربامیان دست به شرارت وناامنی بزند.

 همزمان دراین روزها نیروهای نظامی حزب وحدت که ازغرب کابل پراگنده شده بودیکی یکی واردبامیان می شدوروزبه روزبه تعدادآنهادربامیان افزوده می شد،باوروداین نیروهاتاجیک های بامیان به وحشت افتادند،باتحرکات که درگوشه وکناراتفاق می افتاد،کم کم بامیان رنگ ناامنی به خودمی گرفت وهرروزدربازاربامیان، مردم منتظریک افتاق جدیدبودند.ازسوی متأسفانه این نیروهای تازه واردنیزبه صورت غیرمنظم وبدون سازماندهی واردبامیان شده بودندودست به اقدامات ناسنجیده وبعضاخنده دارمیزدندکه برای مردم هزاره خوشایندنبودچه رسدبه تاجیک های بامیان؛مثلادربین بازارکلاه پکول راازسرتاجیک هابرداشته وآتش میزدند،استخوان های کله الاغ رابه انتیک فروشی های بازاربرده به زوربه نام انتیک می فروختند؛جنس های که ازدکانداران می گیرفتندویاغذای که ازهتل ها می خوردندبعضاقمت شان رانمیدادند،وقت به آنهاگفته می گفته می شدچرانمازنمی خوانیدمی گگفتندنمازماراآیت الله فاضل ومحسنی می خوانند!جالب این بودکه همه این رفتارهابه نام "یتیمان بابه مزاری" انجام می گرفت وکسی هم درفکرجلوگیری ازاین بی نظمی هانبود.وقت قوماندانان غرب کابل آمدنداینهانیزهرکدام درفکرجمع اوری نیروهای قبلی ونیزنیروهای جدیدبرای شان بودندبه طوری به زودترین فرصت هریک ازقومندانان قرارگاه های شان رادرگوشه گوشه ای بامیان فعال ساختنددرحالیکه بعدازسقوط غرب کابل فرصت بودبرای اصلاح نیروهای نظامی این حزب و می شددرهمان ابتداجلوخیلی ازبی نظمی هاراگرفت چنانکه بعداخواهم نوشت که دریکه ولنگ چگونه ازبی نظمی هاجلوگیری شد.

بامیان درماه ثورسال۱۳۷۴

وقت بامیان دوباره تبدیل می شدبه پایگاهی سیاسی ونظامی حزب وحدت، تاجیکهای بامیان که عمدتامردمان سرمایه داربودندوبازارکهنه بامیان درآن زمان دست آنهابودوهرخانه صاحب چندین موترومغازه بودند،کم کم دست به تخلیه بازاروانتقال سرمایه های شان ازبامیان زدند؛ 

همزمان باورودآقای خلیلی وشورای مرکزی دریکه ولنگ اولین جرقه های آتش جنگ دربامیان زبانه کشید، بهانه برای شروع جنگ هم این بودکه شخصی به نام "آمرخواجه "ازقومندانان محاذملی مربوط به پیرسیداحمدگیلانی دربامیان، باتمام نیروهای نظامی خویش که مشهوربه "چارملنگ ها"ویا"چمبولگ ها"بودند،چندی قبل به حزب وحدت پیوسته بود وسنگرشان نیزکه درتپه مشرف برسربودای بزرگ ودرفاصله نزدیک به آن قرارداشتد،دراختیارحزب وحدت قرارگرفت و قوماندان خواجه که آدم بی سروپاودارای بی بندوبارترین افراددربامیان بودتازه از"سیداعلا"هزینه وپولهای زیادرابدست آورده بودواین آدم درآن شرایط شده بودبه اصطلاح وحدتی؛البته همه میدانستندکه خوداین شخص ونیروهایش اهمیت نداردولی سنگرشان مهم بودچون این سنگربرسنگرحزب وحدت که واقع درسربودای بزرگ بودکاملااشراف داشت ودرسربودای کوچک هم که جمعیت اسلامی مستقربود، آن طرف هم در"شین تپه"مقابل مقروسنگرحزب وحدت، نیروهای شیخ زکی بادولت ربانی پیوسته بود،درسرشهرغلغله هم نیروهای حرکت اسلامی مستقربودندوحزب وحدت عملادرمحاصره بود لذااین سنگربرای حزب وحدت اهمیت زیاد داشت؛سنگرآمرخواجه که متعلق به حزب وحدت شده بودیک شب به راحتی به نیروهای دولت ربانی ومسعودبه فرماندهی رئیس" رحمت الله" ازتاجیکهاوقوماندان ذلیق ازحرکت اسلامی فروخته شدونیروهای حزب وحدت واقع درسربودای بزرگ که بچه های فاطمستی بودندبدون اطلاع ازجابجای نیروهای دولت ربانی دراین سنگر،هنگام که می خواست شب وارداین سنگرشودازسوی طرف مقابل روی آنهاآتش می شود ودرآن شب جنگ سبک درسربت بزرگ آغازمی شود.

فرداوقت مردم واردبازارمی شدندخبرازمعامله سنگروآغازنبردهادربامیان برسرزبان هابودولی جنگ هنوزبه صورت جدی آغازنشده بودجزهمان مقدارکه درشب صورت گرفته بودولی مردم باترس وحشت دست به کوچ کشی وانتقال اجناس شان ازبازاربامیان میزدندونیروهای امنیتی حزب ازکوچ کشی هاجلوگیری می نمودندوضعیت کلاآشفته ودگرگون به نظرمیرسید. شب دوم تحرکات وسیع تر ازسوی هردوطرف آغازشد،نیروهای دولت ربانی ومسعودباسلاح ثقیله ازتپه "سنگ ریخته" نیروهای حزب ومقرحزب واقع درزیربت راموردحمله قراردادوصدای انفجارآنهاهرلحظه دربامیان بیشترویشترمی شدولی حزب وحدت ازسلاح ثقیله جزراکت وتوب72م چیزی نداشت یکدانه "بی ام چهل" یابه اصطلاح مردم چلچله داشت که ان هم گلوله نداشت وفقط یکدانه" بی ام دوازده" فعال داشت.

به هرترتیب شب بعدنیروهای حزب وحدت عملیات رابالای سنگرآمرخواجه انجام دادولی موفقیت درپی نداشت وروزهای بعدنیزهمان فیرهای ثقیله بودوصدای فیرهای داهشکه وزیکویک که ازچندجهت به سوی مقرحزب وسنگرهای آن شلیک می شدونیروهای دولت ربانی باداشتن تجهیزات نظامی بیشتر،احساس می شدکه موقعیت بالاتردارد؛بااینکه نیروهای غرب کابل دربامیان حضورداشتندومردم هم امیدزیادبه انهاداشتندولی آنهانیزدست شان خالی بودندوعملاکاری انجام نمی گیرفت.

 دوروزبعدازشروع جنگ باجمع ازدوستان پهلوی "سیداعلا"که فرماندهی نیروهای حزب رابه عهده داشت رفتیم وقت به زیربت رسیدیم مرحوم معلم جویاشهیددرابتداماراگوشه گوشه دیوارشورای مرکزی به پیش پهلوان میرعلم مشهوربه" پهلوان حر"یکی ازفرماندهان معروف وسابقه دارحزب دربامیان رسانید،پهلوان حرباریش سفیدوانبوهش درحالیکه برای اولین اورابایک دریشی نظامی برتنش میدیدم فوراازجایش بلندشدوهمراه ماحرکت کرد،آمدیم دریکی ازمغاره های بوداپیش "سیداعلا"وپیشنهاد که ازسوی جمعی بود مطرح شد وایشان نیزبه گرمی استقبال نموده وگفت پیام شماوپیشنهادشمارابه رهبری حزب دریکه ولنگ منتقل می کنم؛سیداعلادارای روحیه عالی وسرشاری بودواصلاهراس ویانگرانی درچهره اش دیده نمی شدبرخلاف نظامی هایش، که بافرودهرگلوله ثقیله به داخل مغاره می شتافتند؛سیداعلابااطمنان کامل می گوید:امشب عملیات نظامی ما بالای سنگرآمرخواجه انجام خواهدشدومابه دشمن جنگ واقعی رانشان خواهیم دادواینهاتاهنوزجنگ راندیده است مابه اینهانشان خواهیم دادکه سنگرهای غرب کابل به بامیان منتقل شده است.اودرضمن توصیه می کندکه به مردم بامیان بگوییدنبایدبی تفاوت ونظاره گراین باشدکه ماچگونه جنازه شهدای خودراازمیدان جنگ بدرمی بریم.

به هرترتیب شب بعدمطابق گفته های این سیدطرح عملیات اجرامی شودویک اتفاق خوبی که درشب عملیات  صورت گرفت جداشدن شیخ زکی ونیروهایش ازصف نیروهای مسعود وبازگشت مجددایشان به حزب وحدت بود،البته این راهمه ازقبل میدانستندکه "شیخ زکی" هیچ گاهی بامردم خودش روبرونخواهدشد.

 درشب عملیات بالای سنگرآمرخواجه تمام نیروهای حزب وحدت چه نیروهای منطقه ای وچه نیروهای غرب کابل به صورت هماهنگ عمل کرده ودرظرف دوساعت سنگرفروخته شده رافتح نموده سپس سنگرمهم جمعیت واقع درسربت کوچک به اصطلاح مردم "بت ماده"نیزفتح شده وتافرداصبح ساحه مرکزبامیان پاکسازی شدوتاساعت ده بجه صبح بودکه لوای جمعیت اسلامی که مقراصلی تحرکات نیروهای مسعوددردهن آهنگران بود نیزبه تصرف نیروهای حزب وحدت درآمدوتمام نیروهای شورای نظار،جمعیت اسلامی،حرکت اسلامی مربوط دولت واتحاداسلامی به سوی کوه های سردره فاطمستی وعده ای هم به سوی غندک و...عقب نشینی نمودند.

 درجریان شکست نیروهای دولتی نیزازسوی نیروهای حزب وحدت متأسفانه یکسری اقدامات صورت گرفت که نبایدمی گرفت ولی شایددرهنگام جنگ چنین اقدامات ازپیامدهای آن باشد. موقع که بامیان فتح شدهمه خوشحال بودندونزدیکی های ظهربودکه عده ازمردم درزیربت جمع شده بودسیداعلاکه فرماندهی جنگ رابه عهده داشت ازهمه خوشحال تربوددرحالیکه لنگی اش رابه دورگردن انداخته بود،موتررئیس رحمت الله فرمانده جمعیت راکه موترپیش رفته ومدل بالا ومشهوربه "قلفک چپات" بوداین سووآن سومیدوانیداوکمی بعدخطاب به مردم می گوید:اینجازیادتجمع نکنیدکه ممکن بمباران صورت بگیرد. امااین پیروزی نهای حزب وحدت نبودبلکه درواقع آغازی بودبرای جنگ هاونبرد های شدیدتروخونین تردیگر؛باآمادگی بیشتروامکانات وسیع ترازهردوطرف.

تااینکه روزهای بعددرحالیکه جنگ ها ازمناطق شنبل وعراق و...فراترنرفت وجنگ هادرآنجاادامه داشت وصدای شلیک سلاح های ثقیله گاه گاهی درمرکز به گوش میرسید،بامیان درتدارک ورودآقای خلیلی بود.

 بامیان درماه جوزای 1374

آقای خلیلی برای اولین باربه عنوان دبیرکل حزب وحدت باشورای مرکزی واردبامیان دوسه روزقبل ازایشان چندتن ازاعضای شورای مرکزی ازجمله آقای عرفانی معاون اول حزب وحدت که ریاست کمیته اطلاعات حزب رانیزبه عهده داشت وناطقی شفای وعده دیگرواردبامیان گردیدندوزمینه رابرای ورودواستقبال آقای خلیلی فراهم نمودند.واین درحال بودکه هنوزدرمرکزبامیان دراین مرحله ازجنگ نیروهای حزب وحدت مربوط به آقای اکبری ونیروهای حرکت اسلامی جزنیروهای ذلیق فاطمستی وسنگرهای حزب اسلامی باحفظ بی طرفی سرجای شان باقی بودندوبامیان هنوزکاملادراختیارحزب وحدت قرارنداشت...تابعد

ادامه دارد>>>

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در چهارشنبه 1388/01/12 ساعت 5:48 بعد از ظهر | لینک ثابت |

حتمابخوانید،ببنیدوبشنوید

Image and video hosting by TinyPic

رسوم متداول چند صد ساله که دیگرنزدیک بود کم کم به فراموشی سپرده شود، در میان برنامه هایی بود که در این جشن مد نظر گرفته شده بود. شاید نسل جدید دیگر با رقص "پیشپو" هیچ پیوندی احساس نکند، اما وقتی دختران بامیان، با لباس های محلی زیبا و پر نقش و نگار رقص پیشپو را اجرا کردند، این پیرزنان بودند که به یاد گذشته های زیبا و دورشان اشک ریختند و با حسرت سر تکان دادند. البته، بعضی از پیرزنان اشکالاتی هم گرفتند. مثلاً یکی گفت که پشت سر عروس نباید خالی گذاشته شود و یک نفر باید دامن عروس را بگیرد. دیگری گفت: "اینها همه نفس سوخته اند و نتوانستند خوب پیشپو کنند. پیشپو خیلی نفس میخواهد."

در بخشی دیگر، ازچمن گل و خنتما، دو بانوی هنرمند، به همراهی دوهنرمند مرد، ترانه ای زیبا به لهجه هزارگی را اجرا کردند و همگان را به صلح، وحدت، آموزش و بازسازی خواندند. آهنگی که توسط دختران بامیانی اجرا شد، خاطر دوستداران هنر را شاد کرد، اما در عین حال باعث شد که عده ای از ملاها محل را ترک کنند. آنچه پدیده ای نو بود، آوازخوانی دختران در محضرعام بود.

Image and video hosting by TinyPic

بازی های قدیمی هزاره ها، ازدیگربرنامه هایی بود که به اجرا درآمد. گرگ و بره، بازی ای بود که حسینعلی ۶۳ ساله را به دوران کودکی اش برد. زمانی که درعروسی ها و روزهای نوروز، با کودکان دیگر گرگ و بره بازی می کردند و همیشه او می برد. چون تنومند تر از دیگران بود و می توانست خیلی زود دیواره قلعه را شکافته و بره را بدرد. 

بازی "لَنگی" هم جالب بود. همه باید یک پایشان را با دست می گرفتند و بعد به تیم مقابل که آنها هم یک پایشان در دستشان بود، حمله می بردند و سعی می کردند که آنها را به زمین بزنند. باید خیلی کنترل توازن می داشتند، تا می توانستند از تیم مقابل ببرند. دو نفر سرگروه به نام عروس میدان یاد می شدند و لباسی متفاوت داشتند.

ریسمان کشی، مسابقه ورزشی ای بود که بین دوتیم محله زرگران و محله دره اژدها برگزارشد و قراربود تیم بازنده، برنده ها را میهمان کند. حضور پیرمردانی تنومند با اندام هایی گوشتی، آدم را به یاد پهلوانان قدیم کابل می انداخت. بلاخره تیم محله زرگران برد.

دو نمایشنامه هم اجرا شد که یکی به ارزش آثار باستانی پرداخت و دیگری مردم را به نهال کاری و ایجاد فضای سبز تشویق می کرد. البته، هر دو نمایشنامه، در مایه طنز اجرا شدند.

محفل با گردانندگی دو جوان (یک دختر و یک پسر) که آنها هم لباس های محلی پوشیده بودند، گردانندگی می شد که در لابلای برنامه ها، شعرهای زیبایی از شاعران بزرگ پارسی گو که در وصف بهار و نوروز سروده شده بودند، قرائت میشد.

نمایشگاه آثار و صنایع دستی زنان نیز یکی ازبرنامه های ضمنی بود. البته، این نمایشگاه در محلی درمقابل بودا برگزارشده بود. همچنین مسابقه نقاشی هم دایر شده بود و عکس هایی از پنج عکاس برتر بامیان نیز به نمایش گذاشته شد.

حضور زنان هم در بین تماشاچی ها و هم در بین هنرمندان چشمگیر بود و در کل، جشن نوروز امسال برای بسیاری از مردم بامیان بی سابقه بود. این برنامه شاد به ابتکار برنامه اکوتوریسم بامیان و با همکاری شمار زیادی از شهروندان داوطلب برگزار شد. حال و هوای جشنی ای که برنامه آن روز در فضا پخش کرد، همچنان باقی است.

تاریخچه نوروز در بامیان پرفراز و نشیب است. پس از این که قدرت سلسله سلوکیان که پایتخت شان در بلخ بود، روبه کاهش نهاد، سلسله موریای هند دامنه نفوذش را تا عمق افغانستان امروزی گسترش داد  و در زمان سومین پادشاه آن آشوکا (۲۷۳- ۲۳۲ پیش از میلاد) پای راهبان بودائی هندی به بامیان که ساکنان آن بیشتر پیر و دین زرتشتی بودند، بازشد.

آشوکا با تمام قدرت به ترویج آئین بودائی پرداخت. بعدها در زمان کوشانی ها این تلاش ها ادامه یافت و بامیان به یکی از مراکز مهم بودیسم در جهان بدل شد.

اگرچه در قسمت هایی از مناطق کوهستانی بامیان، هنوز بودند، مردمانی که در پذیرش آئین جدید مقاومت کرده بودند و به دین زرتشتی باقی مانده بودند، لیکن تعدادشان بسیار اندک بود. اما هیچکس گمان نمی کرد که دو هزار سال بعد، بعضی از سنت های زرتشتی، از بودیسم و حتا تمدن اسلامی جان به سلامت ببرد و دوباره قد علم کند.

بعضی هم بر این باورند که بامیان، محل پذیرش تمدن های مختلف در زمان واحد بوده است و این را می شود از روی آثار معماری و نقاشی های بجا مانده روی دیواره های مغازه های بودائی بامیان حدس زد. در دو طرف مجسمه های بودای بامیان، می توان شش هنر مختلف دنیا را یافت. معماری هندی-بودائی، یونانی، هندی-یونانی، چینی، ایرانی و عربی (بیشتر مصری)، همه و همه فرصت حضور بر دیواره های این معبدهای بودائی را یافته اند. بنابراین با سنت های زرتشتی مخالفت زیاد صورت نمی گرفته، و چنین است که هنوز هم مردمان بامیان، بعضی از سنت های زرتشتی و ماقبل آن را حفظ کرده اند.

به هرحال، آنچه مسلم است این است که نوروز، آتش الغو(چهارشنبه سوری) و بعضی دیگر از آئین های ایرانی باستان هنوزهم در بامیان، در کانون توجه مردم اند.

از دیر زمانی نوروز دررأس آئین هایی بوده است که در میان بامیانی ها جشن گرفته می شد، اما نفوذ روحانیون اسلامی درسال های اخیر باعث کم رونق شدن بازار آن گردیده بود. از طرفی، مردم بامیان اکثراً متشکل از اقلیت هزاره اند که پیر و مذهب شیعه هستند. تفاوت نژادی و مذهبی، هر دوعاملی برای منزوی ساختن این قوم توسط حاکمان وقت در سیصد سال اخیر بوده است.

و عمق این محدودیت ها به حدی بود که داشته های فرهنگی این مردم نیز در امان نماند و کمتر در شهرها اثری از آن دیده می شد. اما هرچه به طرف دوردست ها می رفتیم، بیشتر آن را حس می کردیم. ولی بعد از گذشت سال های متمادی سکوت، اینک هزاره ها فرصت آن را یافته اند که آزادانه و بدون هیچ محدودیتی، نوروز را جشن بگیرند.

منبع:جدیدآنلاین

شکوه نوروزدرکناربودارااینجاببنیدوبشنوید

 

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در چهارشنبه 1388/01/12 ساعت 5:46 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar