تبليغاتX
بامیـــــــــــــــــــــــــــان

یامقلب القـــلوب والابصار              یامدبراللیـــــــــــــــل والنــهار

یامحول الحـــــول والاحوال               حول حالناالی احسن االحال

Image and video hosting by TinyPic 

"بهاریه"

تقویم هاعوض شدتاسال راکندنو

پروانه،جان گرفته تابال راکندنو

 همسایه،سیب سرخی برروی سفره چیده

 گویدکه باچنین کاراقبال راکندنو

یک عده برمزارازدست داده خود

 باشورعاشقانه،تمثال راکندنو

 آن سوی کوچه مردی ازجنس تاجران است

 تانصف شب نخوابد،تامال راکندنو

 درسوی دیگری هم یک زن به شورچشمی

 بردست خینه داردتاحال راکندنو

 دیروزدخترمن می گفت:این عروسک

 دق کرده است ازاوتاشال راکندنو

شاید که رسم این است هرکس به یک بهانه

 هرگونه که خواهدآمال راکندنو

 احوال مردم مادرفال شان نهفته است

 هرکس که بدبیاره ده فال راکندنو

 آیاشده است روزی درحیطه نگاهش

 باشدکه جان بگیرد،غربال راکندنو

گفتی که این زمانه،هرکس هرآنچه خواهد،

 مثل روال سابق آن سال راکندنو

 آری،همیشه نبض این قوم دست موج است

ترسم که موج،هرروزدجال راکندنو

گفتم به حکم دیرین،این قوم می تواند

 دروازه های بلخ وبنگال راکندنو

«محمدحسین فیاض»

باآرزوی سال نوهمراباحال نو،آمال نو،اقبال نوبرای همه هموطنان عزیزم درسراسرجهان!

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در پنجشنبه 1387/12/29 ساعت 8:33 بعد از ظهر | لینک ثابت |

اشاره:مطالب که تحت عنوان"روایت روزهای درد"تقدیم می شودبه نحوی خاطره شخصی ام ازآن روزهای تلخ وغم انگیزاست ولی هدف این است که سیرتحولات دربامیان قبل وبعدازشهادت رهبرشهیدبه تصویرکشیده شودونیزازسوی تذکرباشدبرای مردم ما،به خصوص رهبران که بامیان را،فداکاریهای مردم راوخون هزاران جوان هزاره رابه عنوان سکوی قدرت شان قراردادندوازاین ناحیه به موقعیتهای امروزی شان دست یافته اندفراموش شان نشودکه ممکن باردیگرتاریخ تکرارشود.

یک روز پس از شهادت رهبرشهیدمسئولین حزب وحدت دربامیان گویادریک شوک عظیم بسرمی بردند،بامیان دریک فضای کاملا سردوبی روح فرورفته بود،درحال که مردم دراوج خشم ونفرت ازاین مصیبت بزرگ قرارداشت ونیازبه یک اقدام سنجیده شده بودتامردم احساسات شان راتبارزدهندوازاین احساسات مردم درجهت تحقق هدف رهبرشهیددرجهت تحکیم جایگاه حزب وحدت دربامیان،که اینک میراثدارآن رهبرفرزانه بودبایداستفاده شودزیرامعلوم بودکه پس ازغرب کابل بایدپرچم مزاری درقله های باباوبامیان برافراشته شود،مهم ترین اقدام وضروری ترین عمل که بایدصورت می گرفت این بودکه نبایدخشم و احساسات مردم بدون هیچ دستاوردفروکش نماید،شورای تصمیم گیری حزب وحدت ومسئولین آن ساکت وسربرزانوی غم فروبرده بودندوابتکارعمل راازدست داده بودند.عده ای ازطلاب درمدرسه مهدیه فولادی که آن روزهاازرونق خاص برخورداربودجمع وتصمیم گرفته شدکه یک رهپیمای عظیم ومردمی به طرف مرکزتدارک دیده شود.

روزسوم شهادت بابه بودکه ازمرکزپیام رسید که درجهت استقبال ازرهبرشهیدبایدبه مرکزبرویم،بلافاصله ازطریق اطلاعیه هاو بلندگوهای مدرسه اعلام گردیدجهت راهپیمای باشکوه به طرف مرکزواستقبال ازپیکراستاد؛عجیب شورواحساسات دربین مردم حاکم بوددرظرف دوساعت الی سه ساعت تمام موترهاازمناطق مختلف دره فولادی دراطراف مدرسه آماده شدندجهت انتقال مردم،درصورت که همین موتروانهاراقبلااحزاب بازوراسلحه وتفنگ به بیگاری می بردندولی اینک خودشان عاشقانه آماده شده اندتامردم رابه مرکزبرسانند،تقریباحدوددوهزار نفرنیزدرمدرسه تجمع کرده اند،به سوی مرکزحرکت داده شد ودرنزدیکی های مرکزرسیده بودیم که نامه حزب رسیدکه پیکراستادچندروزطول می کشدتابه بامیان برسد، التبه این ازاول هم معلوم بودکه به این زودی آن هم درفصل زمستان ازغزنی به بامیان نخواهدرسید.

وقت که درقریه" ترناوه"دردهن دره فولادی ازپیش قرارگاه "شورای نظار"عبورمی کردیم به یکباره احساسات بالاگرفت شعارهای مرک برمسعودوسیاف وربانی طنین اندازشدوهنگام که ازفراز"شین تپه" به طرف دوسرکه فولادی رسیدیم احساسات وهیجانات به اوج خودرسید شعارها نیزتندترشدواینک این شعارهاونیزشعارهای درمحکومیت جنایت کاران غرب کابل وعاملین شهادت استادشهیددرفضای مرکزبامیان طنین اندازبود،تااینکه درسربازارقدیمی بامیان رسیدیم آن وقت ازطریق بلندگوازتمام بازاریان( که درآن وقت اکثربازاردست برادران تاجیک بود)خواسته شدکه دربهای دکاندانهای شان راببندندوخشم وانزجارخودراازعاملین این جنایت نشان دهند،تمام بازاریان اعم ازشیعه وسنی بازارراتعطیل نمودندوهمه مردم به جمع راهپیمایان،سیل جمعیت به سوی پایین بازارباهمان احساسات و شعارهای تندوداغ به طرف"میرسیدعلی یخسوز"درحرکت بودند،تازه میدیدیم که مسئولین حزب درزیربت آماده می شوندبرای تهیه ی جایگاه مراسم،وقت به تانگ تیل (مقرفعلی ریاست معارف) رسیدیم درآنجاقرارگاه جمعیت اسلامی مستقربود،اینجامقدارتنش بین عده ای از راهپیمایان ونیروهای "جمعیت اسلامی" صورت گرفت وراهپیمایان قرارگاه انها راسنگ باران نمودندولی تمام افرادجمعیت اسلامی داخل قرارگاه شان رفتندوعکس العمل شدیدی ازسوی آنها نشان داده نشدوازراهپیمایان نیزخواسته شدکه نظم رارعایت کنند،البته درآن وقت همه احساساتی بودندو این گونه اقدام هاسنجیده شده نبودوشعاردادن درپیش مقرجمعیت اسلامی ونیزگروهای طرفداردولت ربانی شایدکار درست نبود،به طرف لیسه مرکز(دارالمعلمین فعلی)که درزیربت کوچک قراردشت حرکت نمودیم دراینجانیزنیروهای جمعیت اسلامی درسربت کوچک یابه اصطلاح مردم "بت ماده" سنگرنظامی داشت ولی  مردم اصلاهراسی نداشتندکه آنان دست به عکس العمل بزنندوآنهانیزعکس العمل نشان ندادند،ازآنجابرگشت نمودند به طرف زیربت بزرک که مقرحزب وحدت اسلامی وقبلاشورای مرکزی حزب بود.آن روزهاهمه می آمدندشیعه وسنی،تاجیک وهزاره ،وحدتی وحرکتی و...گویادرآن شرایط همه مردم به یکباره وحدتی شده بودندویکپارچه عاشق مزاری.

 مراسم شروع شدپس ازاجرای سرودوخواندن مقاله سید"اعلارحمتی "که درقسمت قبلی گفتیم چندوقت قبل ازسقوط غرب کابل ازسوی بابه به بامیان فرستاده شده بود،شروع به سخنرانی نمودواین سخنش رابه یاددارم که می گفت: این سربازکوچک مزاری آرزوداشت که روزی بدست مزاری کفن شودولی همه ی ماناباورانه امروزدرسوگ مزاری نشسته ایم؛ اووضعیت غرب کابل واهداف حزب راتشریح می کندوازهمه مردم می خواهدکه راه مزاری واهداف اوراتعقیب نمایند،ونیزقطعنامه درهمین جهت ودرحمایت ازحزب وحدت اسلامی ونفرت ازعاملین جنایت غرب کابل وتعهدبرادامه راه رهبرشهیدازسوی طلاب مدرسه فولادی که قبلاتدارک دیده شده بودقرائت شد،البته دراخیرمحفل حاجی محقق ازاستادان مدرسه فولادی که خدارحمتش کند! درآن روزخیلی هم ترسیده بودبعدطلاب رانسبت به این اقدام شان سرزنش می کرد،چندجمله قبل ازدعای شان بیان فرمودوازجمله باحدیث "المسلم من سلم المسلمون من یده ولسانه"به تاجیک های بامیان اطمنان دادکه کسی مزاحم زندگی آنان نخواهدشدوامنیت شان دربامیان تأمین است وهمچون گذشته درکنارهم زندگی مسالمت آمیزخواهیم داشت.

 درقسمت قبلی توضیح داده شدکه در شرایط قبل ازآن حزب وحدت جایگاه مناسب خودرادرمرکزبامیان ازدست داده بود وخیلی ازنیروهاوقومندانان این حزب به دولت ربانی پیوسته بودوسیداعلانیزهنگام ازسوی استادمزاری به بامیان آمده بودکه خیلی دیرشده بودولی همین راهپیمایی ها وتجمعات مردم وحمایت قاطع شان درآن شرایط ازحزب وحدت  که دوران غربت این حزب بود،همه نگاه هاراعوض کردومسئولین حزب وحدت نیزروحیه شان تقویت شدتاباجرأت بیشترکارهای حزب رادنبال کنند.

پس ازاین حرکت مردم فولادی که باجهت دهی عده ای ازطلاب صورت گرفت،روزهای بعدمردم ازولسوالی های دیگرنیزآمدندباحزب وحدت تجدیدپیمان نمودندواعلام حمایت وپشتبانی خویش راابرازداشتندازجمله مردم یکه ولنگ،شیخ علی ودره ترکمن درقالب کاروانهای عزاداری آمدند.

این حرکتهای عظیم مردمی به مخالفان حزب وحدت نشان میدادکه پایه های این حزب درمیان مردم هرروزمستحکم ترمی شودواینک خون مزاری درمیان مردم تبدیل به یک موج عظیم خواهدشد.

تااینکه درسومین روزازبهارسال 1374پیکرشهیدمزاری وسیدعلی علوی به بامیان رسیدودراین روزبامیان شاهدانفجارجمعیت بودتمام مردم ازاطراف بامیان آمده بودندوتنهاهزاران نفرازیکه ولنگ آمده بودندتاپیکرهبرشهیدشان راتحویل بگیرند،تمام کاروانهادرشش پل هدایت شدند،ساعت 2بعدازظهربودکه پیکراستادازدهن دره کالوتوسط چندموترجیب روسی ویک عراده تانک ویک عراده بی ام چهل یابه قول مردم" چلچله" که درآن زمان فقط دارایی حزب وحدت همین بود درجلوی روی شان درحرکت بوددرجمع مستقبلین پیوست،اینجاکاروانهارامسئولین خوب هدایت نتوانستندکمی شلوغ شدوبلافاصله به سوی مرکزحرکت نمودندومردم هم بدنبال رهبرشهیدحرکت نمودندو درزیربت بزرگ به هم پیوستندجای که رهبرشهیدبارهادرهمانجادرحضورمردم بامیان به ایرادسخنرانی می پرداخت،کاروان مستقبلین به حدبودکه هنوزآخرکاروان موترهابه زیربت نرسیده بودندکه مراسم به پایان رسیده بود.

 دراین مراسم نیزمتإسفانه ترتیبات درست اتخاذنشده بودازجمله اینکه اکثرمردم  اصلاپیکراستادراندیدندوفقط عده ای خاص رفتندوصورت استادرادیدند.

جالب اینکه گردانندگان این مراسم اکثراازبرادران حرکت اسلامی بودندومجری شان نیزسیدمحمدی مشهوربه"پای پلاستیکی"بودکه فردبی سواداست، چون ظاهراگفته شده بودکه طلاب تندروی می کنند.

خاطره جالبم ازاین مراسم اینکه قراربودسرودراماازسوی مدرسه ی فولادی دررسای استادتقدیم کنیم ولی وقت نوبت رسیدندبلافاصله دیدیم که دوتن ازطلاب سادات که ازرهبرشهیداصلاخوش شان هم نمی آمدند به جای ماسبزشدند وسرودراکه تمرین نشده بوداجراءکردندالبته بازهم بدنشد.

 دیگراینکه دراین روزمسئولین تصمیم گرفته بودندکه شعارهای تندعلیه کسی داده نشودوخودشان فقط این شعاررابه کاروانهای عزاداران داده بودند:

مرده بادطالبان، وهابیان ،این زاهدان سالوس

                                         دشمنان وحدت، پیروان شیطان، فرقه های جاسوس

 نزدیک غروب بودکه که پیکراستادرامردم یکه ولنگ تحویل گرفتندوازبامیان به طرف یکه ولنگ انتقال دادند.

بارفتن بابه ازبامیان روزهای بعدتحرکات جدیدی از سوی دولت آقای ربانی ونیزآقای اکبری دربامیان شروع شد که درظرف دوهفته منجربه شروع جنگ هادربامیان گردیدوپس ازاین بامیان به جای غرب کابل به صجنه جنگ های خونین مبدل شد.  تابعد...

ادامه دارد>>> 

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در چهارشنبه 1387/12/28 ساعت 11:39 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 در میان کوه های سر به فلک کشیده بامیان، شهری در مناطق مرکزی افغانستان، در هفده کیلومتری تندیس های فروریخته بودا و در دامنه کوهی که شهر باستانی فرمانروای قدرتمند و مستبد، ضحاک ماردوش، دوهزارسال است که برفراز آن خودنمایی می کند، باغی هست که شاید بهشت آرزوها و رؤیای زنان این خطه باشد. جایی که شاید بتواند در خلسه ای هر چند کوتاه، بک بار آنها را از خاطرات تلخ گذشته شان جدا کند و بهشت را در دنیا برایشان هدیه کند.

باغ فامیلی (خانوادگی) بامیان، باغ کوچکی به مساحت ده جریب (بیست هزار متر مربع) است که در شش پل، درصد متری شهر تاریخی ضحاک  و در محل تلاقی سه دره (راه کابل، مزار، بامیان) ساخته شده است. این باغ دارای یک گلخانه مدرن و زیبا با گل های رنگارنگ که از سراسر دنیا آورده شده اند، یک آبشار مصنوعی زیبا و جوی آبی که از وسط باغ می گذرد، یک رستوران کوچک، بوفه و دیگرمکان های تفریحی و ورزشی بوده که هربخش آن دارای وسایل مجهز و مدرن است. شش غرفه فروش صنایع دستی، قالی، پوشاک، وسایل زینتی و خوراکی های محلی هم در نظر گرفته شده است.

خانواده ها می توانند در باغ قدم بزنند، ورزش کنند، عکس بگیرند، چای یا قهوه بنوشند و لذت ببرند. رستوران غذاهای متنوع آمریکایی، پیتزای ایتالیایی و همچنین غذاهای افغانستانی ارائه می کند. کانتین (بوفه) نیز محل فروش غذاهای سردستی، ساندویچ، بیسکویت، چیپس و غیره است.

آرزو نام دوم یک بانوی کانادایی است که هفده سال است با افغانستانی ها کار می کند و آشنایی کاملی با آنان دارد. او سه سال پیش تصمیم گرفت این بهشت کوچک را برای خانواده ها در بامیان بسازد. حبیبه سرابی، والی بامیان زمین باغ را در اختیارش گذاشت و او توانست با استفاده از پول اهدایی مردم کانادا این باغ را بسازد. سفارت آلمان در کابل هم کمک هایی نقدی ارائه کرد

متن کامل رادراینجاببنید بهشت کوچک بامیان

اگرسرعت انترنت شمامطلوب است فیلم کوتاه این باغ زیباراهم

 اینجاببنید حتمالذت خواهیدبرد

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در دوشنبه 1387/12/26 ساعت 10:25 بعد از ظهر | لینک ثابت |

Image and video hosting by TinyPic

شماری از مقامات فرهنگی و پژوهشگران افغان در باره ابهام در بازسازی پیکره های تاریخی بودا در بامیان ابراز نگرانی کرده اند.

این پیکره های هزار و ششصد ساله را گروه طالبان هشت سال پیش ویران کردند و موجودیت آنها را خلاف اصول اسلامی دانستند.

مبارز راشدی، معاون وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان می گوید برای او هنوز مشخص نیست که با وجود علاقه مندی کشورهای کمک کننده، چرا بازسازی این پیکره ها تا حال در عمل آغاز نشده است.

آقای مبارز می گوید حس می کند که "تعللی" در کار است و به نظر او همین "تعلل و بی میلی" باعث شده است که کار بازسازی پیکره های بودا از حد جمع آوری سنگپاره های این پیکره ها فراتر نرود.

معاون وزارت اطلاعات و فرهنگ گفت: "این که چرا در این مدت (هفت سال گذشته) بی میلی صورت گرفته در این مورد، حتی من به عنوان کسی که در وزارت اطلاعات و فرهنگ کار می کنم دلیل روشن و واضحی نیافتم." تعلل؟

آقای مبارز می گوید در حال حاضر علاقه مندی جامعه جهانی و منابع کمک کننده برای بازسازی پیکره های بودا زیاد است و فرصت کار در این زمینه هم وجود دارد. ولی به گفته او، "تعلل" در این مورد باعث می شود که این فرصت ها از دست برود.

او گفت: "من همیشه این نظر خود را گفتیم که دولت افغانستان نباید این فرصت را از دست بدهد. در واقع ما امروز منابع زیادی داریم که علاقه مندی فراوانی دارند و حتی از ما می خواهند که برای تعمیر نهایی مجسمه ها اقدام شود. ولی متاسفانه این کار عملاً به جایی نمی رسد و علت تعلل در این کار برای من هم روشن نیست."

آقای راشدی افزود: "تعلل کردن و در واقع نرفتن به طرف عملی کردن این روند به ضرر افغانستان و در واقع ضرری به فرهنگ و تاریخ افغانستان است و از دست دادن فرصت بسیار بزرگی است."

وحید مژده، تحلیگر و پژوهشگر هم می گوید اگر فرصت بازسازی این تندیسها فراهم باشد و دولت افغانستان در این کار تعلل و درنگ کند "زیان جبران ناپذیری" خواهد رساند به فرهنگ و صنعت گردشگری در این کشور."

او گفت: "اگر کشورها و نهادهایی حاضر باشند که در این مورد کمک کنند، دولت افغانستان باید تعلل نکند. به دلیل این که این گونه فرصت ها همیشه به دست نمی آید." تا سی سال دیگر نه بامیان

بازسازی پیکره های بودا در رشد صنعت گردشگری اهمیت دارد

این در حالی است که برخی دیگر از مقامات افغان اعلام کرده اند تا دست کم ۳۰ سال دیگر پیکره های تخریب شده بامیان بازسازی نخواهد شد.

نجیب الله منلی، مشاور وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان می گوید در نشستی که اخیراً در آلمان برگزار شد، کارشناسان از دولت افغانستان درخواست کردند که خاک و سنگهای بجا مانده از پیکره های ویران شده بودای بامیان را تا زمان بازسازی این پیکره ها نگهداری کند.

آقای منلی در گفتگویی با بی بی سی گفت برای بازسازی مجسمه های بامیان دستکم سی سال وقت لازم است.

اما نجیب الله احرار، رئیس اداره اطلاعات و فرهنگ بامیان نظر دیگری دارد. او می گوید این نظر شخصی آقای منلی است و وزارت اطلاعات و فرهنگ مصمم است این پیکره ها را بازسازی کند.

آقای احرار گفت: "کارهای مقدماتی برای بازسازی انجام شده است، یعنی کارهایی که از لحاظ فنی و حرفه لازم است، توسط کارشناسان دولت افغانستان، ژاپن و آلمان انجام شده است."

رئیس اطلاعات و فرهنگ بامیان گفت از آغاز روی کار آمدن دولت جدید در افغانستان تا حال حدود چهار میلیون دلار برای مراقبت از پیکره های ویران شده بامیان و کارهای مقدماتی برای بازسازی این پیکره ها مصرف شده است.

به گفته او، هنوز مشخص نشده که برای بازسازی و تکمیل پروژه بازسازی این پیکره چقدر پول دیگر نیاز است، اما افزود که دولت ژاپن گفته است که هزینه بازسازی مجسمه های بامیان را خواهد پرداخت. اهمیت بازسازی پیکره های بامیان

اما آیا بازسازی این پیکره ها می تواند ارزش تاریخی آن را بازگرداند؟ پژوهشگران می گویند اگر بازسازی این پیکره ها نتواند آنها را به حالت اولیه آنها برگرداند، دست کم در حد بیان ارزش تاریخی آن خواهد رساند.

وحید مژده تحلیلگر و پژوهشگر می گوید: "بازسازی این مجسمه ها می تواند در جذب گردشگران و رشد صنعت گردشگری بسیار موثر باشد."

نجیب الله احرار هم می گوید بازسازی این پیکره ها در جذب گردشگران در منطقه اهمیت زیادی دارد.

این پیکره ها در سده های سوم تا پنجم میلادی ساخته شده و پیکره شرقی با چهره یک زن با بلندای ۳۵ متر و پیکره غربی با سیمای مردانه با بلندای ۵۳ متر، در دل کوه کنده شده بودند.

این پیکره ها در زمان لشکرکشی مسلمانان در سده هفتم میلادی و پس از آن به منطقه ویران نشد و بسیاری از مسلمانان هم با موجودیت آنها مخالفتی نداشتند.

اما طالبان هشت سال پیش پیکره ها را از مصادیق "بت پرستی" دانستند و علیرغم مخالفت گسترده جهانی اقدام به تخریب آنها کردند.   منبع:بی بی سی

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در یکشنبه 1387/12/25 ساعت 11:30 قبل از ظهر | لینک ثابت |

خوب است دراین قسمت کمی وضعیت بامیان رادرروزگار قبل ازشهادت بابه وسقوط غرب کابل به تصویربکشم ودرقسمتهای بعدی اشاره خواهم نمودکه شهادت بابه چگونه سرمنشاءخیلی ازتحولات دربامیان شد.

 پس ازفتح بامیان درسال 67وآزادی آن ازدست نیروهای کمونیستی وپیروزی مجاهدین،گروه های مختلف ازاحزاب شیعه وسنی دربامیان حضورداشتندومرکزبامیان به جزایرقدرت این احزاب تبدیل شده بود،وهرکدام در منطقه ازساحه مرکزبامیان پایگاه خویش رامستقرنموده بودند.

پس ازتشکیل حزب وحدت اسلامی ،نیروهای نظامی این حزب که متشکل ازاحزاب مختلف وقبلاباهم درگیربودندنیزدرقالب سه کندک درسه بخش ازمرکزبامیان جابجاشدبوده بود،"کندک امامت" درمنطقه "شین تبه"بیشترافراد سازمان نصرتحت فرماندهی شیخ زکی بامیانی بود،"کندک عدالت" درمنطقه چونی بیشترنیروهای حرکت اسلامی طرفداروحدت، به فرماندهی سیدعادل کاظمی و"،کندک نبوت" واقع درسربودای بزرگ به اصطلاح بامیانی ها"بت نر"بیشترافرادسپاه پاسداران تحت فرماندهی سیدعباس وسیدواثق مستقربودند؛احزاب مختلف دیگرنیزهرکدام درفاصله نزدیک به هم قرارداشتندودر منطقه چونی شایدده هاپسته وقرارگاه وجودداشت ازشیعه وسنی،جالب اینکه همه این احزاب درمراحل اولیه پس ازآزادی بامیان وقتی این مناطق راتقسیم بندی نموده بودندتمام امکانات دولتی این مناطق رانیزتحت مالکیت خویش درآورده حتی جنگل ها ودرختهای دولتی راقطع نموده وفروختند،ساختمانهای دولتی راکلاتخریب نموده حتی سیم های برق ولوله های آب رااززیرزمین درآوردندوخودشان بعدادرگوشه های ویرانه هااستقراریافته بودندویادوباره برای شان یک اتاقک ساختند.درصورتی که منطقه چونی یاهمان مقرولایت منطقه کاملاآبادومجهزباتمام امکانات دولتی بود.که حتی امروزهم پس ازسالهاحاکمیت دولت به آن حدنرسیده اند.اگرکسی تصویرازبامیان قبل ازمجاهدین رادیده باشند می بینندکه بامیان دیگرآن زیبای وسرسبزی خویش راهرگزبدست نیاورد،به یادمیاوریم که وقت ازمسیرسرک چونی به طرف میدان هوای وسرآسیاب میرفتیم دوطرف سرک چنان درختان بزرگ به صف ایستاده بودندکه فقط می شدآسمان رانگاه کردوفضای دل انگیزداشت ولی بدبختانه براثرسوءتدبیردرمدت کمترازدوسه ماه همه منابع طبعی وغیرطبیعی بامیان به یغمارفت وجالب این بودکه هرقوماندان درخت راقطع می کرددیگران هم مزاحمت ایجادنمی کردندچون دراین دزدی همه به نحوی شریک بودند.

 پس ازتشکیل حزب وحدت اسلامی وتصویب اینکه بامیان مقرشورای مرکزی این حزب باشد، بامیان تبدیل شدبه مرکزیت این حزب ویکباره تمام سران ،رهبران احزاب وفرماندهان ازولایتهای مختلف دربامیان آمدندوجوش وخروش عجیب دربامیان حاکم شده بود؛برای اولین باربودکه تمام شخصیتهای اهل تشیع یابزرگان هزاره جات،بعدازان همه درگیری های داخلی وبرادرکشی ها، دوریک میزباهم می نشستند.

تعدادافرادکه یادم هست دربامیان بودندودرشورای مرکزی عضویت داشتندمانند:شهیدمزاری،آیت الله بهشتی،محمداکبری،شهیدصادقی نیلی،شهیدحاج ابراهیم شاه ترکمنی،عرفانی یکه ولنگی،بحرلعلی،امینی اشترلی،محقق ورسی،سعیدی یکه ولنگی،صادقی پروانی،حکیمی غزنوی،عرفانی غزنوی،شهیدابوزرغزنوی،شهیداخلاصی جاغوری،نویدبهسودی،ابراهیمی بهسودی،رضای سرپلی،عبدالحق شفق سرپلی ،ناطقی شفای،سجادی لعلی،قربانی ورسی،حاج دولت رفیعی،افکاری شهرستانی،موحدی ارزگانی،واعظی شهرستانی،سیدزکی بامیانی،غفوری بامیانی،عادل کاظمی،امینی ازمستضعفین،شهبدمصطفی کاظمی،الف محمدی حمیدی ازشیخ علی،سیداعلا یکه ولنگی،احسانی یکه ولنگی،صابری لعلی،قائمی بهسودی ،رضایی هراتی،کاظم جعفری دره صوفی و...که امروزخیلی ازاین افراددرقیدحیات نیستندخدارحمت شان کند! .

اماپس ازفتح کابل شهیدمزاری بلافاصله بامیان رابه مقصدمزارشریف ترک می کندوازآنجاعازم کابل می شود،پس ازمدتی ایشان دستورمیدهدکه شورای مرکزی به کابل منتقل شودواین درخواست شهیدمزاری باعث ایجادکشمکش های شدیدبین مسئولین حزب وحدت واعضای شورای مرکزی دربامیان می شودچون دراساسنامه حزب قیدشده بودکه بامیان مرکزحزب وحدت است.سرانجام پس ازچندروزبحث وجدل رأی گیری می شودواکثریت اعضای شورای مرکزی رأی میدهندکه بایدشورای مرکزی به کابل منتقل شود،دریک بعدازظهری دوفروندهلی کوپترواردبامیان شدوفردای آن حضرات شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی مع الخیرعازم کابل شدندودربامیان تنهایک شورای تصمیم گیری ویک حوزه ازحزب وحدت باقی ماندکه دررأس شورای تصمیم گیری سیدزکی بامیانی،دررأس حوزه هم سعیدی یکه ولنگی مرحوم راگذاشتند.

متأسفانه تاکنون تصمیمات وعمل کرد گذشته حزب وحدت هیچ گاه موردنقدوارزیابی واقع بینانه وبدور ازغرض های سیاسی به عنوان یک حزب که درگذشته نقطه تمام حرکتهای سیاسی این مردم بوده قرارنگرفته است،حوادث بزرگ (اعم ازتلخ وشیرین،خوب وبد که اتفاق افتادو )هرکدام درمقطع ازتاریخ سرنوشت مردم مارادگرگون نموده است،ازجمله همین انتقال شورای مرکزی ازبامیان به کابل نیازبه بررسی جدی داشت که آیادرآن زمان حوادث بعدی کابل قابل پیش بینی بوده یانه؟اگربوده آیاتصمیم وتصویب شورای مرکزی درانتقال یافتن به کابل درست بوده یانه؟ واینکه درصورت عدم انتقال شورای مرکزی ازبامیان به کابل درصورت شکست مردم ما،آیاخسارت کمترمتوجه مردم مانمی شد؟بقیه احزاب نیزهرکدام مرکزیت شان رابه کابل منتقل نکردندلذادرآن مراحل خسارت کمترمتحمل شدندومرکزیت شان محفوظ بودولی حزب وحدت هم رهبری شان وهم مرکزیت شان راازدست دادوتاسرحدنابودی کامل به پیش رفت وازسوی درآن زمان تقریبابامیان رانیزازدست داده بود؛بعدازانتقال شورای مرکزی به کابل احزاب اهل سنت دربامیان که کم هم نبودند مثل: شورای نظار،جمعیت اسلامی،اتحاداسلامی،محاذملی،حرکت انقلاب،حزب اسلامی و... نیرووقوت بیشتریافتندوهم حرکت اسلامی جریان مخالف حزب وحدت تحت رهبری آیة الله محسنی میدان بیشتر یافت وآیة الله محسنی باتأسیس شرطة الخمیس دربامیان تحت فرماندهی رضوانی بامیانی فعالیتهای جدی رادربامیان آغازنمود.

دولت ربانی نیز حرکتهای جدی رادربامیان سازمان دادوامکانات وسیعی رادربامیان سرازیرنموده باتشکیل یک لواءدربامیان نه تنهاتمام نیروهای جمعیت وشورای نظارونیروهای طرفداردولت خویش رابلکه خیلی ازنیروهای احزاب شیعی رانیزبه سوی خویش جلب نمود،واین درحال بودکه متأسفانه درشرایط که غرب کابل هرروزتهدیدمی شدمخصوصابعدازفاجعه افشار،اماحزب وحدت بامیان رابه کلی ازیادبرده بودگویاپشتوانه محکم دیگرغیرازبامیان داشت وهیچ گونه توجه به بامیان صورت نمی گرفت وبه موقعیت ان توجه نمی شد،حتی نیروهای وفادارمثل شیخ زکی مرحوم که سازمانی هم بودباخیلی ازفرماندهان دیگرحزب وحدت مجبورشدندکه بروندازهمان لوای دولت ربانی تحت فرماندهی رئیس رحمت الله یک کندک بگیرند،همان کندک عدالت که مربوط حزب وحدت بودتحت فرماندهی دولت ربانی درآمد؛بقیه نیروهای حزب وحدت مثل افرادکه ازحرکت اسلامی بودندویاازحزب وحدت آقای اکبری که وضع شان معلوم بود.

خلاصه دربامیان نیروی که صددرصدپایبندحزب وحدت باشندباقی نمانده بودجزتعدادنیروی یکه ولنگی ونیزتعدادازبچه های فاطمستی که آنهاهم بدلیل اختلافات داخلی وکشتارهای زیادکه بین خودشان داشتندوطرف مقابل شان افرادمانندذلیق دردولت ربانی بودنمی توانستندبه دولت بپیوندد.

تااینکه تقرییایک ماه قبل ازسقوط غرب کابل وشهادت استادشهید،آن هم باپیش بینی که رهبرشهیدازوضع کابل داشته است، ایشان" سیداعلای رحمتی" رابامقدارامکانات برای سروسامان دادن وضع بامیان فرستاد،وتلاشهازیادی برای زمینه سازی مجددجایگاه حزب وحدت دربامیان صورت گرفت امااین اقدام دیرشروع شده بودوهنوزبه نتیجه نرسیده بودکه کابل سقوط کردوبابه هم ازجمع مردم خویش خداحافظی کرد!

 باشهادت بابه موجی دربامیان پدیدآمدکه به یک باره تمام صفحه حوادث دگرگون شد،احساسات راکه شهادت بابه وخون رهبرشهیدایجادکردشایدباپول و امکانات سالهانمی شدبوجودآورد.... تابعد

ادامه دارد>>> 

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در شنبه 1387/12/24 ساعت 11:1 قبل از ظهر | لینک ثابت |

خواهر،                                                                                      

         برادر،                                                                         

                     پدررفت؛                                                                                                                                                                            انالله واناالیه راجعون.    

دقیقابه خاطردارم که کلمات بالادراولین اطلاعیه ازسوی کمیته فرهنگی "حزب وحدت اسلامی"به مناسبت شهادت رهبرشهید،درفردای شهادت آن پیرفرزانه،به همین شکل که نوشته ام بردرودیوارخاکی بازارقدیمی بامیان نقش بسته بود،آن هم به صورت کاملاساده ی ساده مثل خودبابه، درآن زمان امکانات بیشترازآن دربامیان وجودنداشت چون بارفتن بابه ازبامیان وانتقال شورای مرکزی به کابل، تقریبابامیان فراموش شده بود،که درادامه به فضای حاکم دربامیان قبل وبعدازشهادت استادشهیداشاره خواهیم کردچند روزبعدمقدارعکسهاوپوسترهای رنگی بابه درکمیته فرهنگی حزب وحدت پیداشد.

 غرب کابل سقوط کرده بود،وضعیت مبهم بود،ارتباط بامیان باغرب کابل قطع شده بود،کسی نمیدانست دقیقاچه اتفاقی افتاده است. فقط مصاحیه یک شب قبل بابه بارادیودبی بی سی هنوزمایه تقویت دلهای مردم بودکه گفته بود:«مه امروزباجنرال دوستم تماس گرفتم وگفتم که اینهامناطق مسکونی مارامی زنه وشمانیزباموشک اسکاد...واوهم قول داده است...».

درساعت 5عصررادیودویچه وله آلمان ازاسارت استادمزاری به دست طالبان سخن می گوید؛اضطراب همه جارافرامی گیرد،اسارت بابه زبان به زبان منتشرمی شود،مادرمدرسه مهدیه فولادی هستیم عده ارادتمندان بابه دورهم جمع می شود،ولی کاری نمی شودکردجزدعاوتوسل. قرارشدشب درمدرسه مراسم دعاونیایش برگزارشودتازه بعدازنمازآماده می شدیم اماگوشهابه رادیوهابود،ساعت8شب رادیودری صدای امریکاوخلاصه اخبار:عبدالعلی مزاری رهبرحزب وحدت اسلامی بدست طالبان به قتل رسید...این خبرمانندپتک بودکه برفرق همه دوستان بابه کوبیده شد؛تفصیل اخبارنیزهمین خبرراتأییدمی کردجالب بودکه نطاق رادیوهم بایک نوع لکنت زبان این خبررانشرمی کرد؛لحظه بعدسخنگوی طالبان "عبدالمنان نیازی" نیزتأییدمی کندکه مزاری درحال انتقال به سوی قندهار،اسلحه یکی ازسربازان راگرفته وقصدتیراندازی داشته وخودش نیزبه همراهی جمعی ازمسئولین حزب وحدت درجریان تیراندازی کشته شده است.رادیوهااعلام می کندکه پیکراستادمزاری وهمراهان درقریه" نانی" درولایت غزنی رهاشده است.دیگرنمی شدشک کردکه بابه زنده نیست.خبرخیلی تلخ وتکان د هنده بود؛یکباره بغض هاترکید، صدای گریه وشیون همه جارافرا گرفت جالب بوددرمدرسه مهدیه فولادی حتی کسانی که وحدتی هم نبودندومخالف بابه بودندجمع شدندوآن شب اشک ریختند،قطعا اشک که آن شب درسوگ مزاری ریخته شددرجای جای این کره خاکی ازافغانستان گرفته تاایران وپاکستان،کاناداوامریکاواروپا،درمرگ کمترکسی ریخته شده است،همانگونه که یکی ازنویسندگان خارجی اعتراف می کندکه :اشعارکه دررسای مزاری سروده شده درهجرکمترکسی سروده شده است.آن شب کسی باک نداشت که ازتهی دل داد وباصدای بلنددفریادبزند،مخصوصاوقت به اخبار گوش میدهیم ازفجایع بیشتر،ازهجوم کرکسان، ازنامردی های ناکسان،ازقتل،تجاوزوغارت دشمنان بی غیرت برمردم بی پناه وبی کسانی سخن می گویدکه دیگریارویاورومدافع راستین خویش راازدست داده اند.صدای ناله وفریادمردم بی پناهی غرب کابل قلب هرانسان باوجدان رابه دردمیاورد.مصیبت به این بزرگی رامردم ماتجربه نکرده بود،آن هم بعدازآن همه احساس عزت وغرور،امید، شوق وشعوری را که مزاری ومردمش درغرب کابل بوجودآورده بود،هویت به تاراج رفته ی که مزاری باشجاعتش ومردم باشهامتش ازنواحیاکرده بودواینک بارفتن بابه وازدست رفتن غرب کابل ودرهم شکستن سنگرهای مقاومت، همه دستاوردهای چندین ساله این مردم درحال نابودی وازدست رفتن وستاره بخت این مردم درحال افول بود.به هرحال شام شهادت بابه شام غم انگیزوآن شب شب ماتم خیزی بودکه هیچ وقت ازیادهانخواهدرفت.تافردای شهادت... 

ادامه دارد>>>

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در پنجشنبه 1387/12/22 ساعت 8:45 بعد از ظهر | لینک ثابت |
بزرگداشت چهاردهمين سالروز شهادت استاد مزاري درکابل

گراميداشت چهاردهمین سالگرد شهادت مزاری در بامیان

در مسجد رهبر شهید؛ گزارش مراسم ازخواهربتول محمدی

 

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در پنجشنبه 1387/12/22 ساعت 8:44 بعد از ظهر | لینک ثابت |

نفرات برتر المپياد قرآن و حديث جامعة المصطفی(ص) معرفی شدند

۱-به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه قم، در رشته قرائت اين دوره از مسابقات سيد«ثمرالدين صمد اف» از تاجيكستان رتبه دوم و «احمدعلی عاشوری» از افغانستان عنوان سوم را كسب كرد و در اين رشته كسی حايز رتبه نخست نشد.

«محمدمهدی ملك‌ثابت» در بخش استادان رتبه اول و «حميدرضا سليمانی» و «مجتبی معنوی» در بخش كاركنان رتبه دوم و سوم را به دست آوردند.

۲-سيد«اباذر» و «احدی» از افغانستان، «محمد عبد‌الكريم الكويتی» از عراق و سيد«احمدآقا حسينی» از افغانستان رتبه اول تا سوم رشته ترتيل طلاب مرد، «مريم سادات حيدری» از افغانستان رتبه اول طلاب زن، «ماندگار محمودی»، «هادی حق‌پناه» و سيد«عبدالله موسويان» در رشته ترتيل بخش استادان و «محمدمهدی بريهی»، «مسلم احمدلو» و «عباس محمدمرادی» رتبه‌های اول تا سوم بخش كاركنان را به دست آوردند.

برگزيدگان ساير رشته‌ها به شرح زير است:

۳-در رشته حفظ كل طلاب مرد: سيد«صادق احسانی»، «احمد اخلاقی» و «عليجان احسانی» از افغانستان رتبه‌های اول تا سوم را كسب كرده‌اند.

حفظ كل قرآن طلاب زن: «زهرا فاضل»، از افغانستان رتبه دوم را از آن خود كرد.

حفظ كل كاركنان: «مسلم لاله‌زاری»، مقام اول را به دست آورد.

۴-در رشته حفظ 15 جزء طلاب مرد: سيد«عبد‌الله حسينی»، «روح‌الله نصرتی» و سيد«حسين حسينی» از افغانستان مقام‌های اول تا سوم را كسب كردند.

در رشته حفظ 15 جزء طلاب زن: «مريم الهاشمی» از عراق رتبه سوم را به دست آورد.

۵-در رشته اذان طلاب مرد: «روح‌الله فياضی» از افغانستان مقام سوم و در بخش اساتيد: «مهدی علم‌خواه» رتبه اول و سيد«عبدالله موسويان» مقام سوم و كاركنان: «حميدرضا سليمانی» رتبه اول، «عباس‌پور» مقام دوم و «محتبی معنوی» رتبه سوم را از آن خود كردند.

۶-در رشته ابتهال و مناجات طلاب مرد: سيد«ثمرالدين صمد‌اف تاجيكستان» مقام دوم، سيد«اباذر واحدی» از افغانستان رتبه سوم، اساتيد: «مهدی علم‌خواه» مقام سوم، كاركنان: «حميدرضا سليمانی» رتبه اول و «مهدی فتحی» رتبه دوم و طلاب زن: «سارا رضائی» از افغانستان رتبه سوم را كسب كردند.

۷-همچنين در رشته تواشيح و همخوانی گروه‌های طلاب مرد: «ثامن‌الائمه» ازافغانستان رتبه اول و «حافظان نور» مقام دوم و گروه‌های طلاب زن: «اسراء بنت‌الهدی» رتبه اول، گروه اساتيد: گروه «اباصالح» مقام سوم، گروه كاركنان: گروه «المصطفی» رتبه اول، گروه «المهدی» مقام دوم را به دست آوردند.

همچنين نفرات برگزيده بخش كتبی اين مسابقات به شرح زير است:

رشته كتابخوانی كاركنان(مخصوص ایران):

زهره پارسا، رمضان ذوالفقاری و كريم بيرانی بخشايش هر سه از ايران

رشته حفظ موضوعی وی‍‍ژه كاركنان(مخصوص ایران):

فاطمه نسا فرخ، رمضان ذوالفقاری و حسين قانع عزآبادی هر سه از ايران

رشته ادعيه بخش استادان و كاركنان(مخصوص ایران):

حكيمه واعظ موسوی از ايران، اقبال شوكی از عراق و حوريه سادات حسينی از ايران

بخش خانواده:

۸-بتول كميلی از پاكستان و طاهره صالحی از افغانستان هر دو اول، راضيه صالحی و زكيه واعظمی از افغانستان دوم و سوم

۹-رشته ادعيه بخش طلاب: -زينب نداف از عراق، فاطمه حسينی از افغانستان و آصف علی از پاكستان

۱۰-رشته تفسير طلاب: سمانه كوثر حيدری از پاكستان اول فاطمه مهيا از افغانستان دوم

فصاحت حسين از هند سوم

تفسير استادان و كاركنان(مخصوص ایران):

ناهيد دامن پاك مقدم ايران

مهدی معتمدی ايران

عمران ضيايی نيا ايران

۱۱-تفسير بخش خانواده: سكينه بيانی افغانستان سكينه سادات هادی افغانستان ام البنين عبد اللهی افغانستان

۱۲-رشته مفاهيم طلاب: سمانه كوثر حيدری پاكستان

محمد نبی محمدی افغانستان

حسن علی روحانی افغانستان

۱۳-مفاهيم بخش خانواده:

سكينه بيانی افغانستان

سكينه مسعودی مشهد

ليلا عرفانی پاكستان

۱۴-رشته سايت و وبلاگ:

زينب هاشمی افغانستان

مجاهد حسين دامانی پاكستان

محمد جواد يعقوبی هندوستان

۱۵-رشته خوشنويسی طلاب:

سيد محمد آقا رضوی افغانستان

نوروز علی اعتمادی افغانستان

قانيتا (نقاشی خط)

زينب رضايی (نقاشی خط)

يادآوری می‌شود، نزديك به سه هزار طلبه از بيش از 70 مليت در بخش‌های كتبی، شفاهی و آثار المپياد مذكور حضور داشته‌اند.

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در چهارشنبه 1387/12/21 ساعت 9:18 قبل از ظهر | لینک ثابت |

/گزارش تصويري/ ديدار سه جانبه‌ي روساي جمهور سه کشورفارسی زبان

/گزارش تصويري/ ديدار سه جانبه‌ي روساي جمهور ايران، پاكستان و افغانستان

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در چهارشنبه 1387/12/21 ساعت 8:49 قبل از ظهر | لینک ثابت |

با آنکه قُضات، وجود فساد را در محاکم باميان رد می کنند؛اما شورای ولايتی باميان ادعا دارد که مردم از رشوه گيری محکمه به ستوه آمده اند.محمد سجاد محسنی یکتن از اعضاى شورای ولایتی بامیان گفت که مردم از قاضی شهری، محرر وقاضی دیوان جزاء شکایت دارند که کار شانرا با اخذ رشوه به پیش میبرند.
اما قاضی محراب علی احمدی رئيس استیناف بامیان این ادعا ها را بی مورد خوانده ، آنرااتهام محض ميخواند.
مبارزه با فساد وکشمکش بین شورای ولایتی بامیان ومحکمه زمانی آغاز شد که محمد سجاد محسنی اخيراً با یکی از هفته نامه های بامیان مصاحبه نموده و ادعا کرد که درمحاکم بامیان، فساد ورشوه وجود دارد.
به دنبال آن محکمه بامیان ، مصاحبۀ را به ستره محکمه گزارش داد وطبق مکتوبى که از طرف ستره محکمه به دسترس محکمه بامیان قرارگرفت، محسنی را به محکمه جلب نموده است.
اما محسنی از رفتن به محکمه خود داری نموده وساير اعضای شورای ولایتی نیز روی این موضوع حساسیت نشان داده و از يک هفته بدینسو روابط بین محکمه وشورای ولایتی روی این موضوع تيره شده است.
محمد جواد ضحاک رئيس شورای ولایتی بامیان میگوید که محکمه حق ندارد که اعضای شوراى ولایتی را احضار نماید.اگر شکایتی از اعضاى شورای ولایتی داشته باشد، باید طبق قانون عمل کند .
وی افزود ، در صورتى که شکایتی در مورد اعضای شورای ولایتی وجود داشته باشد، باید به شورا خبر داده شود وشورا آنرا به رئيس جمهور فرستاده وطبق فرمان رئيس جمهور به شکایت رسیدگی شود .
ضحاک میگوید : از طرف دیگر آزادی بیان در اینجا تحت سوال قرار گرفته وما به عنوان نماینده گان مردم حق داریم با فساد مبارزه کنیم وحقایق را برای مردم باز گو نماییم.
وی تاکید کرد که موارد زیادی بوده که در بامیان قاضیان رشوت گرفته وحتی عزل گردیده اند؛ اما ازکسى مشخصاً نام نبرد.
شورای ولایتی، پس از اين کشمکش، موسفیدان ،علماء ومردم را سه روز قبل در مسجد جامع شهر باميان جمع نموده ،گفتند: ما نماینده گان شما هستیم وهر آنچه را میکنیم به خاطر شما مردم است وحالا شما هستید که باید تصمیم بگیريد.
در این تجمع شمارى از موسفیدان تصمیم داشتند که دست به تظاهرات علیه محکمه بزنند؛ تعداد ديگر نیز به تحریم محکمه می اندیشیدند ومی گفتند که دعوی را باید شوراى علما فیصله کند.
دراین میان رئيس امنیت ملی بامیان با پا در میانی موضوع را به عهده گرفته گفت که تا روز چهار شنبه، فرصت داده شود که با قاضیان صحبت نموده وبه حل موضوع بپردازند؛اما روز چهار شنبه این موضوع با پا درمیانی والی ورئيس امنیت ملی حل نگردید.
محمد سجاد محسنی ادعا کرد که حتی سه مورد رشوت را از ارگانهای عدلی وقضایی پس گرفته اند و قاضی بابرشاه ، بابه جان، برهان و نوری از جمله قاضی های بودند که به علت رشوت گیری وفساد از محکمه بامیان بر طرف شده اند.
فعلاً هم مردم از قاضی شهری ، قاضی دیوان جزاء ومحرر شکایت دارند که بدون پول، کار دعوى گران را اجراء نمی کنند.
شماری از کسانی که امسال درمحکمه بامیان دعوا داشته اند نيز، از رشوه گيرى شکايت دارند.
عبدالجلیل نماینده قریه سید بابای ولسوالی سیغان می گوید که به خاطر دعوی خود مدت هاست به محکمه رفت وآمد دارد .
قاضی فیصل روزهفتم محرم ،ساعت دوبجه بعد از ظهر در پشت هوتل ماما نجف در بین درختان، از او ١٥٠ هزار افغانی رشوت خواست وگفت که اگر این مبلغ را برایش بدهند ، قضيه را به نفع شان فيصله ميکند.
وی ادعا کرد که قاضى فيصل تا کید کرد که طرف مقابل ، دوصد هزار افغانى مى دهد وشما کمتر از آنرا نمی دهید!
به گفتۀ موصوف، دعوى شان روى منازعۀ آب زراعتى در ولسوالى سيغان بود؛ اهالى دو قريۀ آب را براى زراعت خود اختصاص داده ؛ اما به اهالى هشت قريۀ ديگر آب نمى رسيد، به همين علت به محکمه عارض شده بودند، اما قضيه به رشوه کشانده شد.
جلیل مدعى شد: من با شرکای دعوایم این موضوع را مطرح کردم وشرکای دعوای ما گفتند ما حق به جانب هستیم پول به کسی نمی دهیم همان بود که قاضی فیصل به تاریخ اول دلو ، قضيه را به نفع طرف مقابل ما صادر کرد ونظر به گفته های خود قاضی ما مطمئن شدیم که از طرف مقابل، ما دوصد هزار افغانى گرفته است نامبرده ميگويد که به تاریخ ١٩ دلو قضيۀ فيصله شده قاضى فیصل را در کابل نقض نمودند ودوباره قضیه به قاضی فیصل راجع شد ؛ اما آنها تصميم گرفته اند که دعوى شانرا نزد اين قاضى به پيش نمى برند،زيرا متيقن هستند که از آنها باز رشوت خواهد خواست در حالى که پول هم ندارند و نمى خواهند که به کسى رشوت بدهند.
موصوف گفت که دولت باید همچو قاضی ها را به جزای اعمال شان برساند وکسانی را که شرایط قضاوت را ندارند، باید ازمحکمه برکنار نماید .
وی افزود ما این موضوع را هم برای والی وهم برای رئیس استیناف بامیان مطرح نمودیم ؛اما معلوم نشد که چه اقدامات در مورد صورت گرفته است .
اما قاضی فیصل این ادعا ها را تکذيب نموده، به آژانس خبرى پژواک گفت که این اتهامات وپرو پاگند های محض است! اما از ارايۀ جوابدهى بيشترخوددارى نمود.
سال گذشته مواردى از رشوت گیری در محکمه بامیان تا جايی پیش رفته بود که یکی از دعوى گران، گیلن تیل پترول را با خود به محکمه برده وبه قاضی که از وی رشوت گرفته وبه ضررشان دعوى را فیصله نموده بود تهدید کرده بود که خود ومحکمه را به آتش میکشد.
پس از تهدید، قاضی مجبور شد که رشوت را که شامل پول نقد، قروت وکارت تيليفون بود، به شخص دعوى گر دوباره برگرداند.منبع:شبکه اطلاع رسانی افغانستان

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در شنبه 1387/12/17 ساعت 10:40 بعد از ظهر | لینک ثابت |

مناطق مرکزی افغانستان در طول سالیان تاریخ این کشور، مناطقي محروم و دورافتاده از نظر دولت هستند. آن چه که امروز نیز مشاهده می شود، فقر مفرط و نبود امکانات اولیه زندگی در میان این مردم است که بیش از همه چیز زندگی این مردم را تحت الشعاع قرار داده است. مردمان این مناطق همواره در فقر و نداری به سربرده اند و جز فقر، چیزی را ندیده و نمی شناسند، دولت های حاکم بر این کشور نیز در طول اعصار گذشته تا حال، توجهی به ترقی زندگی این مردم و بهبود وضع اسف بار زندگی شان، نداشته و ندارند.

 بامیان که تاریخی کهن و قدمتی چند هزار ساله و مردمانی متعهد به دولت و ملت خویش دارد ، از جمله ولایاتی است که چندان مورد توجه قرار نگرفته و از یاد دولت رفته است. این ولایت از جمله معدود ولایاتی است که بازسازی در آن طی هفت سال گذشته از آرزوهای مردم این دیار بوده و هیچ دستاورد مهم و موثری در این عرصه، نصیب مردم نشده است.

 انکشاف نامتوازن در ولایات که تأثيرات ناخوشایند آن گریبان گیر مردم این ولایت است، از عمده ترین دلایل فقر مردم، بی کاری جوانان و فرار سرمایه گذاری از این ولایت بوده و باعث شده تا امروز این ولایت علیرغم جاذبه های تاریخی و منطقه اي مفید و توریستی، فراموش گردد و برای انکشاف آن توجهی صورت نگیرد. ولایت بامیان علی رغم تمامی بی طرفی که در جنگ ها داشته و قبل از جنگ های داخلی در جهاد علیه کفر شوروی سابق و حكومت کمونیستی سهم فعالی داشته، اما در دوره جنگ های داخلی، آسیب های فراوانی را متحمل گشت، مردم بسیاری آواره و خانه به دوش شدند و ثروت های مادی و معنوی ایشان از بین رفت، چنان که شهدای بسیاری از این ولایت محروم قربانی شدند و بسیاری خانواده ها، داغ دیده شده و معلولان جنگی نیز برجای ماند. این ولایت در آن زمان نیز از ولایات آسیب پذیر کشور بود که با مسلط شدن طالبان بر اکثریت خاک این کشور، بامیان نیز از هجوم و کشتار بی رحمانه طالبان در امان نماند، آنها آمدند، پیر و جوان را قتل عام کردند و ریز و درشت را از دم تیغ گذراندند، مردم بسیاری نیز تمام خانه و زندگی خود را رها نموده و به امید نجات جان و ناموس خویش، آواره کوه ها و بیابان ها شدند، یا به کشورهای همسایه پناه گزیدند؛ بدون هیچ پول و وسایلی.

میراث های تاریخی بامیان که مهم ترین آن بت های مشهور بوداست نیز از دست ظلم طالبان در امان نماندند و این نمادهای تاریخی به صورتی فجیع مورد حمله بمب های طالبان افغان و پاکستانی قرار گرفت تا هیچ اثری از تمدن تاریخی این شهر برجا نماند! پروژه های انکشافی در ولایات از جمله مهم ترین اقداماتی است که دولت جدید پس از طالبان با همکاری جامعه جهانی برای رشد، انکشاف و بازسازی افغانستان روی دست گرفت، اما این پروژه ها در بامیان کاری از پیش نبرده است، چراکه فقط نامی از پروژه ها برده می شود و عمل بدان در کار نیست! اولا که بنابر میزان احتیاج این ولایت از سوی دولت بودجه در نظر گرفته نمی شود و صرفا به آن چه که صاحب نظران، خود صلاح می دانند، اکتفا می شود، تطبیق پروژه ها نیز توسط دولت و سکتور خصوصی انجام می گیرد که همراه است با زد و بندها و سهل انگار ی های فراوان. جوانان این ولایت بر اثر نبود کار و اشتغال، راهی کشورهای همسایه می شوند که این نیز تبعات ناخوش آیندی تا به حال برای مردم داشته است، هجوم زارعان به شهرها بر اثر بی توجهی به زراعت این ولایت، اقتصاد این ولایت را ضعیف ساخته و می رود که زمین های زراعتی و مالداری مردم این منطقه به سوی بحران رهسپار گردد.

 در حالی که اگر پروژه های انکشافی متوازن در بامیان وجود می داشت، بی کاری کاهش می یافت و مردم مشغول به کار و فعالیت خود شده و اقتصادشان را رشد می دادند، اما همانند دول گذشته، دولت فعلی نیز هیچ توجهی به فقر و بی دادگری فساد و عدم بازسازی در این ولایت ندارد. سرک بامیان تا کابل تا به حال بازسازی نشده و مردم هنوز برای رفت و آمد به این ولایت، دچار مشکلات بسیاری هستند. زندگی در وضعیت اسف بار و حتی در کنار کوه ها و مغاره ها توسط این مردم، خود نشان دهنده فقر شدیدی است که این مردم آن را به تحمل نشسته اند، فقر تا گلوگاه رفته و زندگی مردم، بسیار فجیع است.

 گرچند که وکلای مردم در شورای ملی بارها از مشکلات این ولایت سخن گفته و شکایات خود را به مسئولین حکومتی ابراز داشته اند، اما چندان تأثیری نگذاشته و بی توجهی حکومت به مشکلات مردم را کاهش نداده است. بامیان یکی از مناطق مهم جهانی از نظر توریستی می باشد و وجود بت های بامیان که قدمتی چند هزار ساله دارد و دیگر مناطق تاریخی و تفریحی، می تواند از عوامل جذب کننده جهان گردان بوده و در راستای فقرزدایی و تولید سرمایه های ملی، موثر باشد.

 بامیان دارای مناطق تاریخی بسیار زیادی است که چنانچه بدان توجه صورت می گرفت، امروز می توانست یکی از مناطق مهم جهان گردی به شمار رود، اما بازهم غفلت مسئولین در این رابطه، این ولایت را از نظر توریست ها در انزوا نگه داشته و در واقع سرمایه عظیمی را که می شد از این طریق نصیب این ولایت کرد، از دست داده اند. ایجاد مناطق تفریحی و هوتل و اقامت گاه های مناسب برای جهان گردان و در کنار آن ایجاد زمینه بازسازی مناطق مختلف، می توانست هرچه بیش تر این ولایت را در نظر توریست ها مهم نشان دهد، اما چنین چیزی صورت نگرفت و این ولایت علی رغم دارا بودن شرایط خوب توریستی، از این عامل مهم گردش گردی، محروم مانده است. به جرأت می توان گفت که اگر به این امر مهم در بامیان توجه صورت می گرفت، این ولایت می توانست یکی از منابع خوب عایداتی برای مردم آن و برای کل افغانستان باشد. باتوجه به تمامی آن چه که گفته شد، می توان به خوبی نتیجه گرفت که مردم این ولایت تا چه حد از دولت خود ناراضی اند؛ بازسازی در این ولایت اصلا پیش نرفته، توجهی به فقر مردم صورت نمی گیرد، بی کاری بی داد می کند، زمین های کشاورزی مردم در حال از بین رفتن است و با وجود امنیت خوب این ولایت، پروژه های انکشافی قابل قبولی وجود ندارد، از نظر خدمات صحی و معارف نیز راضی کننده نیست، بنابر این با وجود این مشکلات، انتظار این که این مردم از دولت فعلی راضی باشند، غیر معقولانه خواهد بود.

بامیان امن است و فعالیت های تخریبی در آن وجود ندارد، اما دولت افغانستان با سیاست نه چندان شفاف خود در قبال ملت و مردم خود خصوصا ولایات مرکزی، باعث شده تا مردم بامیان به طور کل از دولت نارضایتی نشان دهند. ظاهرا دولت فراموش کرده که این مردم نیز جزئی از این ملت اند و نیاز به توجه دولت خود دارند، اما نباید دولت مردان فراموش کنند که ظلم جادوان نیست و مردم بالاخره عدالت را با تلاش خود به دست خواهند آورد!.   منبع:رادیودری مشهد

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در جمعه 1387/12/16 ساعت 1:59 بعد از ظهر | لینک ثابت |

گرچه تاریخ دقیق انتخابات ریاست جمهوری افغانستان هنوز قطعی نشده است ، چندی قبل کمسییون انتخابات تاریخ آن رادر29ماه اسدسال آینده اعلام نمود،اماآقای کرزی با"فرصت سازی" برای خودو"فرصت سوزی "برای رقیبان شان می خواهدباعقب وجلوکشیدن زمان انتخابات ازیکسو رقیبان انتخاباتی خودرادریک سردرگمی وبی برنامگی قراردهدتاآنان به خوبی نتوانندبرنامه ها،اهداف واستراتژی شان رابه نحومطلوب ودرزمان ازقبل تعیین شده به سرانجام برسانند. ازسوی دیگرمثل که ایشان تازه به این فکرافتاده که اگرمدت ریاست جمهوری اوبعدازختم دوره قانونی اش که سه ماه قبل از۲۹ماه اسد به پایان میرسد،ازسوی مخالفین یابه اصطلاح اپوزیسیون باچالش مواجه شودآن وقت ایشان درکامپاین هاوتبلیغات انتخاباتی اش ودرسفرهایش به ولایات ازامکانات دولتی وازمحافظین امریکای و...نمی توانداستفاده لازم رابه همراه داشته باشد،برهمین اساس ایشان هفته قبل جلسه مشورتی رابامعاونین،رهبران جهادی ورئیس استره محکمه وتعدادازشخصیتها ...برگذارنمود تااگربتواندانتخابات رادرموعودقانونی ان برگزارنماید،زیراازسوی ممکن است مخالفین ایشان ویاقدرتهای خارجی مخالف ایشان درمدت سه مابعدازختم قانونی دوره حکومت ایشان برسرراه حکومتش سنگ اندازی نموده وناکارآمدی ایشان رادرزمان تبلیغات ریاست جمهوری به رخ ایشان بکشاند.

 به هرحال زمان به سرعت درحال سپری شدن است وانتخابات چه درماه جوزاباشدیادرسه ماه بعدازآن،مسلم اینکه اگریک مانع اساسی تاآن زمان درکشوربوجودنیایددربهارویاتابستان آینده یک انتخابات رادرپیش روداریم ،انتخابات یک پدیده مهم که هرکسی اگربخواهدبه هدف ویااهداف سیاسی درکشورازاین طریق دست یابدبایدازقبل برای آن فکراساسی وطرح وبرنامه داشته باشد؛امرکه قطعاخیلی هاازمدتهاقبل برای آن برنامه ریزی داشته اندو برای آن فکرکرده اندوباسفرهای داخلی وخارجی بدنبال جلب حمایت قدرتهای داخلی وخارجی بوده اند.

دراین میان آن چه که به روشنی معلوم است سردرگمی مطلق هزاره هاوشیعیان افغانستان است؛وقت می گویم هزاره هابه خاطراینکه هنوزدرافغانستان کسی جمعی ویا ملی فکرنمی کنندومتأسفانه هنوزبه آن حدازدرک وشعورسیاسی نرسیده ایم که همه مردم به برنامه ها،طرحها،ویالیاقت وشایستگی های افرادفکرکنیم واین یک حقیقت تلخ است که تجربه هشت سال گذشته نیز به خوبی نشان میدهد واینکه فقط شعارهاویااصطلاحات ملی رادرتبلیغات داریم .

 حال که یک پدیده مهم سیاسی رادرپیش روداریم وهرروز چانه زنی ها،گفتگوها،مذاکرات پشت پرده،معاملات سیاسی ،یارگیری هاورفاقت ها درمیان احزاب،گروه هاو شخصیتهاوقدرتهای داخلی وخارجی برای رقابت،فضای سیاسی کشوررابه سوی انتخاباتی شدن به پیش می برد،هزاره هاویاشیعیان افغانستان درکدام موقف ودرکدام جبهه سیاسی قراردارد؟

 درمیان احزاب،گروه هاویا ،رهبران وشخصیتهای هزاره مثل که خبری ازجنس انتخاب کردن ویاانتخاب شدن به چشم نمی خورد؛برخلاف انتخابات دوره قبل ریاست جمهوری که بااستفاده ازیک فرصت پیش آمده آن هم ناشی ازیک عقده برکناری اقای محقق ازوزارت پلان وبه اصطلاح خودایشان" موج سازی" وبه اصطلاح مخالفین ایشان" موج سواری"که بوجودآمد،جوش وخروش انتخابات درمیان هزاره هابیشتربه چشم می خورد.

 این باراقای محقق درسفرکه قبلابه اروپاداشت درمصاحبه ازقبل اعلان نموده بودکه دیگرکارتکراری نمی کند ودراین گیرودارهای قبل ازانتخابات هنوزموقف سیاسی ایشان روشن نیست.

آقای اکبری که تحت پرچم جبهه ملی سینه میزندوازقبل گفته است که بهتراست ازهزاره هاکسی مستقل کاندیدنشود ایشان درمصاحبه با خبرگزاری صدای افغان گفته بود:«با اين حال اگر شيعيان بصورت مستقل در اين انتخابات كانديد نشوند و با ديگر افراد با نفوذ ائتلاف نمايند بهتر است چرا كه در دوره قبل اقاي محقق كانديد شد و ما كاملا از وي حمايت نموديم و هدف ما اثبات حقانيت و رسميت جامعه تشيع بود كه موفق شديم و اكنون بايد بر اساس استراتژي مبتني بر مصالح و منافع جامعه تشيع تصميم گيري نماييم»

 آقای خلیلی نیزبرسریک دوراهی قرارداردوهنوزبه نتیجه مشخص دست نیافته است که می توانددرصورت انتخاب شدن دوباره آقای کرزی ایشان باقی بماندیانه ؟ایشان در پیام زودهنگام به بهانه پیام تسلیت چهاردهمین سالگرشهادت رهبرشهیدٰ،خواسته های خودرادرقالب جملات کلی وتوصیه های این چنین به مردم القاءمی نماید:

« انتظار دارم که در زمان انتخابات وضعيتي پيش نيايد که مردم ما دچار احساسات و هيجانات زودگذر و مقطعي گرديده و از قضاوت منصفانه و تصميم عاقلانه راجع به پنج سال آينده شان فاصله بگيرند. يقين دارم که همه ما به مسووليتهاي خود واقفيم و به خوبي مي دانيم که تصميم عقلاني شرط اصلي يک انتخابات ثمر بخش و کار آمد است. قابل ياد آوري مي دانم که حضور گسترده، هميشه مساوي با حضورِ مؤثر نيست؛ چه اينکه حضور مؤثر مستلزم همسويي آرأ و نيروهايي است که در نتيجه انتخابات روي کار مي آيند؛ با تشتت فکري و پراگندگي عملي اگرچه حضور ما گسترده باشد؛ اما کار ما مؤثريت لازم را نخواهد داشت. بنا براين ضروري است که مردم ما قبل از همه به حضور يک نيروي منسجم در حکومت و دولت فکر کنند و با اين رويکرد به پاي صندوقهاي رأي بروند».

 ولی بااین حال موقف سیاسی خودش  هنوزمشخص نیست که می خواهدچه کاربکند؟

 تنهامردمبارزاین میدان آقای" بشردوست" است که حامیان ایشان ازمدتهاقبل باراه اندازی سایتهای تبلیغاتی ونیزحتی چاپ عکس وپوسترازایشان که ازمدتهاقبل حتی به خارج کشوررسیده است ؛درصددرساندن ایشان به چوکی ریاست جمهوری می باشند.

 البته در صداقت ،قاطعیت ودلسوزی آقای بشردوست نسبت به ملت جای شک وتردیدنیست ولی ایشان درمصاحبه ها،موضع گیریهاوسخنرانیهای خویش نشان میدهدکه به واقعیتهاموجوددرکشور،بافتهای سیاسی واجتماعی خیلی توجه نشان نمیدهدویکسره می خواهدحرف ومنطق خودش رابه کرسی بنشاندبرهمین اساس طرفداران ایشان استدلال می کنندکه ایشان درمیان اقوام دیگرافغانستان جایگاه و طرفداران زیاددارند،امرکه تاهنوزتجربه نشان نداده است وواقعیتهاچیزی خلاف آن رااثبات کرده است؛ درجریان انتخابات قبلی وکاندیدشدن آقای محقق نیزاین ادعامطرح بودوسفرهای آقای محقق به ولایات پشتون نشین واستقبال ازایشان وحضورموسفیدان ازولایات هلمندوخوست وپکتیاو...درجریان تبلیغات دردفترایشان بیانگراین ادعابودولی حقیقت چیزی دیگری رابه اثبات رسانیدحتی درمسأله انتخابات هیئت رئیسه پارلمان قراربودآقای سیاف رأی پشتونهاررابه صندوق آقای محقق بریزد ولی ازصندوق جزهمان 40 تارأی که شایدازنمایندگان شیعی بودبیرون نیامد.همین معامله سبب شدکه آقای محقق تاحدزیادجایگاه خویش رادرمیان مردم خویش ازدست بدهد.

حال باچنین وضعیت وسردرگمی بهره ماازانتخابات آینده ویاراهبردمادراین عرصه چه خواهدبود؟درشرایط فعلی درمیان هزاره ها ده ها حزب وسازمان ازمجاهدوغیرمجاهد،روشنفکروسنتی،چپ وراست حضوردارند؛اصولادرهمچون شرایط احزاب بایدبیشترین تبلور،جنبش وتحرکات سیاسی راارخودبه نمایش بگذارند،زیرایکی ازمشخصه اصلی" حزب" ویافلسفه وجودی آن مبارزه و بدست گرفتن قدرت است اگراین فلسفه ساسی درعرصه های دموکراتیک مانندانتخابات تبلورنیابدپس فلسفه تشکیل این همه حزب چه می تواندباشد؟.

اساسا این پرسش بایدبرای همه مامطرح باشدکه دراین انتخابات چه می خواهیم ،خواسته ماچیست وباچه رویکردی به خواسته های مابایدبرسیم ومنافع مادرکدام صورت به نحوبهتروشایسته ترتأمین خواهدشد؟ مردم ماسالهاآروزی انتخابات آزادرادرسرمی پرورانیدویک ازخواسته های رهبرشهیداستادمزاری ره نیزاین بودکه «درافغانستان بایدانتخابات آزادوسراسری شکل بگیرد»حال باوجودچنین فرصت پیش آمده چه نفع ازآن می توانیم ببریم؟.

البته همانگونه که تذکرداده شدکه درشرایط فعلی افغانستان به لیاقت ها وشایستگی های افرادتوجه نمی شودویاکمترتوجه می شودواساس تمام فعالیتها سیاسی واجتماعی درکشوربرمبنای قومیت،سمت ونژادشکل می گیرد که برهمین اساس استدلال خیلی هااین است که مادرافغانستان یک اقلیت هستیم وبه کرسی ریاست جمهوری که دست پیدانمی کنیم و متأسفانه این تفکرغلط درمیان توده ای ازمردم نفوذکرده است که بایدجلوآن گرفته شود ونبایددرمیان مردم ماگسترش یابد؛زیراماحداقل کارکه می توانیم این است که نبایدبگذاریم کسانی ازغیرمردم ماسرنوشت مردم،حضورآنهاورأی آنهاراموردبازیچه ای سیاسی قرارداده وبه جیب کسانی دیگربریزندکه نمی خواهندحداقل منافع مردم ماراتأمین کنند.

دراین جهت رسالت نویسندگان وقلم بدستان،علماءورشنفکران،آگاهان جامعه است که بایدازهمین اکنون دست به کارشده ومردم راسمت سوداده وافکارآنهاراروشن نمایندوحضورفعال مردم مارادراین عرصه مهم وسرنوشت سازنیزبه نمایش بگذارند.

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در شنبه 1387/12/10 ساعت 10:21 قبل از ظهر | لینک ثابت |

طالبان درقندهارپروژه هاى بازسازي راآغازكردند

 
طالبان ادعا دارند كه اخيرا پروژه هاى بازسازي را درنقاظ مختلف كشور مدنظر گرفته اند كه دراولين پرژه، سرك پنجوايى قندهار الى بند تيمور ولايت هلمند ساخته مى شود.
 
يك قومندان نظامي طالبان درولايت قندهاردريك تماس تلفوني با گزارشگر محلي وخت مصاحبه تلفونى انجام داده گفته است: ((كاراعمار اين سرك  شروع شده است منطقه نلغام ولسوالي پنجوايى را با بند تيمور ولايت هلمند وصل مى نمايد.))
 
اين قومندان محلي طالبان كه خودرا مسؤول بلند پايه نظامي طالبان در قندهار معرفى مى نمايد ازگرفتن اسمش خود داري نموده گفت: (( فعلا ۵۲ تركتور ويك بلدوزر مصروف اعمار اين سرك ميباشند.))
 
مسئول نظامى طالبان درقندهار، اضافه نمود: (( اين سرك ها براى مردم ساخته مى شود، كه هيچ گونه علاقمندى به پول و پروژه هاى خارجى ندارند.))
 
وقى ازقوندان طالبان پرسيده شد، كه اگر شما به بازسازي علاقمند هستنيد پس چرا مانع كارهاى مؤوسسات غيردولتى مى شويد؟
 
قومندان طالبان اضافه نمود: ((نمى خواهيم كشور ما با پول انگليسها و امريكايى ها بازسازي شود،ميخواهيم ان را با پول خود اباد كنيم.
 
به گفته اين قومندان، اين سرك كه ازطرف طالبان ساخته مى شود،  ۴ ولسوالي را با هم وصل مى نمايد و هزاران خانواده مى توانند ازان درساحات كه طالبان نفوذ دارند استفاده نمايند.
 
اين مسؤول طالبان ازپروژه هاى تعليمى نيز خبرداده به آژانس خبرى وخت گفت: (( هيئت رهبري طالبان فيصله نموده است تا درتمام ساحات تحت كنترول طالبان مدارس دينى دوباره فعال ومدرسين تعين گردد.))
 
وى ادعا دارد: ((كه بزودترين فرصت به تمام مدارس كتابهاى دينى توذيع مى گردد، همچنان مدارس و مساجد كه مدرس و امام ندارد، علماء موظف مى گردد.))  
 
به گفته اين مسؤول،طالبان مى خواهند ازين نوع پروژه هاى درتمام ولايات افغانستان عملي گردد.
خبرگزاری وخت
 
نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در شنبه 1387/12/03 ساعت 11:38 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

ریزش برف در ولایت بامیان  باعث مرگ یک فرد شده و راه های بخش عمده ای از این ولایت را با مناطق دیگر بسته است.

محمد نادر فهیمی، معاون والی بامیان گفت: "به جز راه شیبر، که بامیان را به کابل وصل می کند، دیگر راه ها کاملاً بسته است."

آقای فهیمی گفت که کار برای گشودن راه ها در این ولایت ادامه دارد، ولی تاکید کرد که کمبود مواد غذایی و بالا رفتن بهای آن در منطقه باعث مشکلات زیادی در میان روستاییان این ولایت شده است.

مقامات در ولایت دایکندی نیز می گویند این ولایت در محاصره کامل برف قرار گرفته و تمام راههای آن بسته شده است.

سلطان علی ارزگانی، والی دایکندی گفت که اخیراً بر اثر فرود آمدن برفکوچ در این ولایت دست کم یک نفر کشته شده است.

آقای ارزگانی گفت که راه های این ولایت بسته شده و ارتباط زمینی دایکندی با مناطق دیگر قطع شده است. به گفته او، پاک کردن برف سنگین در بیشتر راه های دایکندی نیازمند توانایی زیادی است که اداره این ولایت این توانایی را ندارد.

آقای ارزگانی همچنین گفت که بسته شده راه ها و کمبود مواد غذایی در دایکندی باعث بالا رفتن بهای این مواد در این ولایت شده است. در حالی که به گفته او شمار نیازمندان این ولایت به مواد غذایی به هزاران نفر می رسد.

والی دایکندی افزود که این وضعیت با ریزش برف در روزهای اخیر بدتر شده و عملیات امدادرسانی به نیازمندان هم به همین دلیل قطع شده است.


کار قیرریزی سرک پروان – بامیان آغاز شد

پیش از چاشت شنبه 3 حوت، کار ابتدایی سرک پروان – بامیان به هزینه 50 میلیون دالر امریکایی، از بودجه نیروهای پی آر تی امریکایی مستقر در بگرام، آغاز شد.
سید محمد یونس نجفی زاده رئیس فواید عامه پروان می گوید: این سرک 10 کیلومتر طول داشته که از پل متک این ولایت الی کوتل شبر ادامه می یابد.
نجفی زاده افزود: کار این سرک که قرار است تا 10 ماه آینده تکمیل شود می تواند بدیلی برای تونل سالنگ باشد.

منابع:بی بی سی وشبکه اطلاع رسانی افغانستان

 

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در شنبه 1387/12/03 ساعت 8:58 بعد از ظهر | لینک ثابت |
مقامات رسمي در باميان اعلام كردند يك بمب كنار جاده اي را در شمال شرق باميان قبل از انفجار كشف كرده اند.
اين بمب كه در فاصله 500 متري قريه "ملايان"درمسیرورودی به شهربامیان كار گذاشته شده بود توسط نيروهاي پوليس قومانداني امنيه ولايت باميان كشف شده است.
دگروال عسكريار افسر نيروي كشف اردوي ملي در باميان گفت: تا كنون شخصي در مورد اين بمب گذاري دستگير نشده، اما تلاش براي شناسايي عامل يا عاملين آن ادامه دارد.
وی افزود این دومین ماینی است که در این اواخر در کنار جاده کار گذاشته شده و پوليس موفق به کشف و خنثی آن شده است .
گفتني است 4 ماه قبل هم بمبی در مرکز بازار بامیان منفجر شد که تلفاتی در بر نداشت.
نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در پنجشنبه 1387/12/01 ساعت 5:24 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar